تاريخ و حديث اهل سنت و شيعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافيه بزرگترين مرثيه تاريخ بشريت را مىسازد. كوشش پىگير هواداران بانيان اين مصيبت نتوانسته است آن را از آخر اين مرثيه جانگداز پاك كند. و هيهات، هيهات. از نوك قلم پوزش مىطلبم و او را به بردبارى و شكيبايى فرا مىخوانم تا شايد بتوانم فرياد تاريخ را بر اين فاجعه جانگداز به رشته تحرير درآوردم.
شهادت تنها يادگار پيامبر، «ام ابيها» صحيح بخارى، ج 3، ص 83، كتاب فضائل أصحاب النّبى (ص)، ب 42، ح 232 و ب 61، مناقب فاطمة، ح 278. «بضعة الرّسول» همان ب 42. و سيراعلام النبلاء، ج 2، ص 123 و... «سيده نساء العالمين»، «سيدة نساء اهل الجنّة» و... پس از رحلت آن حضرت آن هم با فجيعترين وضع، آن هم بوسيله... يعنى چه؟
آيا ممكن است؟ اين خبر گوش هر انسان آزادهاى را مىخراشد، هر عقلى را متحيّر مىسازد، بر هر عاطفهاى سنگين مىآيد. گويا اين همان امانتى است كه بر كوهها و درياها عرضه شد و آنها بر آن طاقت نياوردند.
شايد همين امر موجب گرديد تا توجيهگران تاريخ و افسانه پردازان الفت اين واقعيت مسلم تاريخى را انكار كنند. امّا چه مىشود كرد، اى كاش زبان لال مىشد، قلم مىشكست اين خبر دهشت بار را نمىشنيديم. و اى كاش آسمانها فرو مىريخت، كوهها متلاشى مىشد، جهان بپايان مىآمد و اين فاجعه رخ نمىداد. چگونه بگويم؟ به كه بگويم؟ چگونه ناله سركنم؟ چگونه فرياد كشم؟ كه اين واقعيت تلخى است كه تاريخ و حديث معتبر گواه آن است.
اين آواى شوم نه تنها از مسلّمات منابع معتبر شيعه است، بلكه معتبرترين كتابهاى اهل سنت بر اين مصيبت شاهدند. صحيح بخارى - معتبرترين كتاب، پس از قرآن در نزد اهل سنت - طليعه اين مصيبت را از قول ابن عباس در ضمن حديثى چنين توصيف مىكند «الرزيّة كلّ الزريّة» مصيبت آن مصيبتى كه بر هر مصيبتى برترى دارد، بلكه آن مصيبتى كه همه مصائب را در بر مىگيرد، زمينه سازى براى اين مصيبت عظمى بود. نسبت هذيان و... به پيامبر اكرم (ص) «غلبه الوجع» براى جلوگيرى تأكيد بيشتر بر سفارشات آن حضرت درباره شهيد اين مصيبت و... بود. و با جمله «عندنا كتاب اللَّه حسبنا» كتاب را از عترت جدا كرده و زمينه «الرّزيّة كلّ الرّزيّة» را فراهم كردند.
ادامه مطلب
دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد است. و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.
بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند.
اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند.
بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.
و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.
اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.
آن بانو در روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در شهر مكه بدنیا آمدند، نامش را فاطمه نهادند تا خداوند او و دوستدارانش را از آتش دور بگرداند.[1]
كنیه ایشان؛ ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه و ام ابیها و از القاب مشهور وی؛ زهرا، بتول، مباركه، طاهره، سیده النساء می باشد. پدر عظیم الشأن وی رسول اكرم(ص) و مادر مكرم ایشان خدیجه كبری می باشند.
آن بانو همیشه همراه پیامبر بودند، در محاصره اقتصادی در بروز رنج و اندوه، كه بعد از محاصره اقتصادی بر اثر سختی ها و مشكلات بسیار مادر مكرمشان را از دست داده و تنها در كنار پدر بودند، در هشت سالگی به مدینه هجرت نمودند.
در سال دوم هجری آن بانو با علی فرزند ابوطالب ازدواج می نمایند كه این ازدواج به فرمان الهی بود.[2]
بانویی كه همسری مهربان برای شوهر، مادری مهربان برای فرزندان، همسری متواضع و بی توقع، عبادتگری خاشع و خاكسار، بخششگری بی مثال كه لباس عروسی را به فقیر می دهد. در حال روزه غذای خویش را می بخشد. پیراهن وصله دار به تن می نماید.
پیامبر(ص) می فرمایند: اولین كسی كه داخل بهشت می شود فاطمه است.[3]
هرگاه پیامبر قصد مسافرت داشتند با آخرین نفری كه وداع می كرد فاطمه بود و هنگامی كه از سفر بر می گشت اول به دیدار فاطمه می رفت.
آن بانو در سال یازده هجری، 13 جمادی اولی یا 3 جمادی الثانی بر اثر آسیب های جسمی وارده به شهادت می رسند. از بعضی از منابع شیعه و سنی استفاده می شود كه حضرت فاطمه(س) در اثر ضربات و لطمه ها و فشارهایی كه بر آن مخدره وارد شد, شهید شدند. اما این كه مسبب شهادت چه كسی بوده، اختلاف است؛ بعضی ((قنفذ)) را ذكر كرده و بعضی، جمعیتی كه بر خانه آن حضرت هجوم آورده اند را سبب قتل می دانند.
آتش زدن به درِ خانه حضرت فاطمه و سیلی زدن به آن حضرت در منابع تاریخی و روائی شیعه آمده است و برای آن كس كه شیعه است، همین مآخذ كافی است. در منابع و مآخذ اهل سنّت نیز آمده است و سنّی ها میتوانند به آن معتقد باشند. برای نمونه به چند روایت از منابع شیعه و اهل سنت اشاره میكنیم:
در بحار الانوار می نویسد: پس از آن كه كار بیعت گرفتن از مردم تمام شد و علی(ع) و عدهای بیعت نكردند، به خانه آن حضرت حمله كردند. در را سوزاندند، علی را به زور بیرون آورند، حضرت فاطمه را تحت فشار در قرار دادند و كار به جایی رسید كه محسن او سقط شد. علی را به مسجد بردند ولی بیعت نكرد و آنان گفتند: بیعت نكنی تو را به قتل میرسانیم. روزها و ماهها گذشت. آنان تصمیم به قتل علی(ع) گرفتند و قرار گذاشتند كه خالد قتل آن حضرت را به عهده بگیرد. اسماء بنت عمیس از این توطئه آگاه شد و كنیز خود را فرستاد تا آن حضرت را از توطئه آگاه سازد. اصل توطئه چنین بود كه وقتی ابوبكر نماز را تمام كرد و سلام گفت، خالد با شمشیر علی(ع) را بكشد ولی وقتی نماز ابوبكر تمام شد گفت: ای خالد آنچه را دستور دادم نكن[4]
اهل سنت نیز در كتابهای كلامی، تاریخی و حدیثی مسأله آتش زدن به در خانه را آوردهاند. برای نمونه، به چند روایت اشاره میكنیم:
1ـ بلاذری میگوید: ابوبكر كسی را دنبال علی فرستاد تا بیاید و بیعت كند ولی حضرت علی نیامد. پس از آن عمر بن خطاب در حالی كه آتش به همراه داشت، به سوی خانه علی رفت. فاطمه عمر را در درب خانه ملاقات كرد و گفت: ای پسر خطاب! آیا میخواهی خانه ما را آتش بزنی؟! عمر بن خطاب گفت: بله.[5]
2. ابن عبد ربّه میگوید: آنان كه از بیعت سرباز زدند عبارتند از: علی، عباس، زبیر و سعد بن عباده. علی، عباس و زبیر در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بیرون بیایند. ابوبكر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را دید و گفت: ای پسر خطاب! آیا آمده ای خانه ما را آتش بزنی؟! عمر گفت: بله، مگر این كه بیعت كنید[6]
3. ابن قتیبه دینوری آورده است: ابوبكر عمر را به سوی كسانی كه بیعت نكردند و در خانه علی تحصّن كردند، فرستاد. عمر به خانه علی آمد و صدا زد ولی كسی بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنكه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت كنید ویا خانه را بر سر آنان كه در آن هستند آتش میزنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. همه بیرون آمدند ولی علی بیرون نیامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آیا نمیخواهی از علی كه از بیعت سرباز زده بیعت بگیری؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو علی رابیاور. قنفذ آمد و علی به او گفت: چه كار داری؟ قنفذ گفت: خلیفه رسول خدا تو را میخواهد. علی به او گفت: زود بر پیامبر دروغ بستید. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر گریه طولانی كرد. عمر گفت: علی را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد علی برو و بگو: با خلیفه رسول خدا بیعت كن. علی گفت: سبحان الله، آنچه را كه از آن او نیست برای خودش ادعا كرده است. قنفذ پیام علی را به ابوبكر رساند. ابوبكر باز هم بسیار گریه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهی با او همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند؛ در زدند. وقتی فاطمه صدای آنها راشنید، با صدای بلند فریاد كرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چهها كه نكشیدیم. وقتی كه گروه مهاجم گریه فاطمه را شنیدند. در حالی كه گریه میكردند برگشتند و دلشان به حضرت فاطمه سوخت ولی عمر و عدهای ماندند. علی را بیرون آوردند وگفتند بیعت كن. علی گفت: اگر بیعت نكنم چه میكنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را میزنیم.[7]
همانطور كه ملاحظه میكنید در منابع شیعه، این حادثه به طور كامل ذكر شده است و منابع اهل سنّت سعی کرده اند تا تمام ابعاد ماجرا بیان نشود. اما از لابه لای همان مطالب ذکر شده شان می توان فهمید که چه مطالبی را ذکر نکرده اند.
اسناد و مدارک این ماجرا در کتب شیعه و سنی در كتاب «مأساة الزّهراء» نوشته جناب سید جعفر مرتضی عاملی لبنانی، ج دوم بیان شده است.
برای آگاهی بیشتر ر.ك:
1- كامل الزیارات ابی القاسم جعفربن محمد بن جعفر بن موسی بن قولیه، ص 332.
2- بحارالانوار، ج 28، ص 61 - ج، 29، 192 - ج 30، ص 348 - ج 43، ص 170.
3- الاختصاص شیخ مفید، ص 182.
4- دلائل الامامه طبری ص 45.
5- وفات الصدیقه الزهر(س) علامه مقدأم ص 78.
منابع اهل سنت:
1- الملل والنحل الشهرستانی ج 1، ص 57.
2- مناقب آل ابیطالب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 358 (به نقل از ((المعارف)) ابن قتیبه).
3- الامامه والخلافه مقاتل بن عطیه، ص 160.
4- انساب الاشراف بلاذری، ج 1، ص 586.
5- العقد الفرید ابن عبد ربه، ج 4، ص 259.
6- الوافی بالوفیات، ج 6، ص 17.
[1]. احقاق الحق، جلد 10، ص 16؛ فضائل خمسه، ج 3، ص 153 و 155.
[2]. مناقب شهر آشوب، ج 2، ص 30 و 31.
[3]. فضائل خمسه، ج 3، ص 204.
[4]. بحارالانوار، ج 28، ص 308 به نقل از اثبات الوصیة.
[5]. انساب الاشراف، ج 2، ص 12، تحقیق محمود الفردوس العظم، دار الیقظة العربیة.
[6]. العقد الفرید، ج 5، ص 12، چاپ مصر، چاپ دوّم، تحقیق محمدسعید العربان، 1953 و 1372.
[7]. الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30، تحقیق استاد علی شیری، منشورات رضی.
آرامگاه کورش بزرگ
سفره هفت سين - 3747
هم عيد نوروز هم جشن نوروز
از: شکوه ميرزادگي
چند سالی است که برخی از ما ايرانی ها نسبت به وجود واژه های عربی در زبان فارسی به شدت حساس شده ايم. ولی از آنجا که سال هاست فرهنگستان قابل اعتمادی نداريم که به انجام اين مهم کمک کند و، تا آنجا که منطقی و عملی باشد در برابر واژه های بيگانه واژه های فارسی بنشاند، و برعکس، همه ی دستگاه های آموزشی و راديو و تلويزيون و همه ی نهادهای دولتی و وابسته به دولت تا می توانند واژه های عربی به کار می برند و بر بالای سر رييس جمهوری و رهبر و شهردار و استانداری هم که در حال سخنرانی است مطالبی به عربی، از قرآن و حديث، می نويسند که نود و نه در صد مردم ايران از آنها سر در نمی آورند و حتی به درستی قادر به خواندن آنها نيستند، در مردم نوعی واکنش شخصی و داوطلبانه برای پالايش زبان بوجود آمده است. و کار به جايي رسيده که برخی از اين مخالفان واژه های عربی، نه تنها خودشان با اصرار تمام واژه های فارسی را به کار می برند بلکه کوشش دارند تا ديگران را هم وادار به استفاده از معادل هايي بکنند که گاه خودشان آنها را ساخته اند. اين افراد دلسوز، يا دلسوخته، گاه با زبان مهربانی و گاه حتی با حالتی تهاجمی، از ديگران می خواهند که فارسی بنويسند يا در سخن از واژه های فارسی استفاده کنند.
اما در اين مورد اخير نکته ی حاشيه ای جالب توجهی هم به چشم می خورد و آن اين که، با وجود کاربرد انبوهی از واژه های انگليسی و فرانسه در زبان مان، کسی آنها را تا اين حد «بيگانه» نشمرده و چندان به آن ها ايرادی ندارد. پس، روشن است که آن چه می گذرد، در واقع، واکنشی دوگانه است هم نسبت به رفتار حکومت و هم به استفاده بی در و پيکر از زبان عربی در کلام فارسی.
من خود از کسانی بوده و هستم که به وجود فرهنگستان در هر زبانی باور دارم و فکر می کنم که رشد متناسب و به دور از هرج و مرج هر زبانی نياز به حضور فرهنگستانی دايمی دارد که يا خود مرتب زبان را کارا و به روز کند و يا بر کاربرد آن نظارت داشته باشد. در عين حال، خودم هم تلاش می کنم تا در حد امکان، و تا آنجايي که سخنم برای شنونده و خواننده ام قابل فهم باشد، از واژه های فارسی بهره بگيرم . اما در کنار اين اعتقاد، به اين واقعيت هم باور دارم که بسياری از واژه های آمده از زبانی ديگر، در پی سال های «بومی شدن» در زبان فارسی، به صورت جزيي از اين زبان درآمده اند و لزومی برای کنار گذاشتن آنها و بهره بری از واژگانی که حامل همه ی معناهای آن واژه ی وارداتی نيستند نيست. مثلا من عادت دارم که در برخوردها بگويم «سلام»، و فکر می کنم که «سلام» بومی شده ی «السلام عليلکم» عربی در زبان فارسی است و گفتنش مانعی ندارد. اما به کسی هم که می گويد «درود» ايرادی ندارم. زبان غنی آن است که هر کلمه اش چندين معادل داشته باشد. سلام هم مثل تلويزيون و راديو و و تلفن و مرسی و انبوهی ديگر از کلمات انگليسی و فرانسوی که به زبان ما راه پيدا کرده و با آهنگ زبان فارسی خو گرفته اند اکنون فارسی شده است.
در عين حال گاهی هم، به خصوص در زمينه ی کارهای اجتماعی، وقتی واژه ای در ميان مردم منتشر می شود آن را می پذيرم، چرا که فکر می کنم، در نهايت، بهترين فرهنگستان خود مردمانی هستند که واژه ای را می پذيرند و يا واژه ی را به دور می ريزند.
اکنون، در همين ارتباط، يک ماه می شود که مرتباً برای ما، در کميته ی بين المللی نجات، می نويسند که کلمه «عيد» را در مورد نوروز به کار نبريد و بگوييد «جشن نوروز». ما هم سعی کرديم که مرتب به جای «عيد» واژه ی «جشن» به کار ببريم؛ چون اين واژه هم واقعاً زيباست و هم در فارسی جا افتاده و هم درست معادل «عيد» است. اما، چند روز پيش، ناگهان به نکته ای برخوردم که فکر می کنم بسيار مهم است و دلم می خواهد که آن را با شما در ميان بگذارم.
همانطور که می دانيد، پس از انقلاب، حکومت جمهوری اسلامی نه تنها با مراسم و آيين های نوروزی ما ـ مثل چهارشنبه سوری، نوروز و سيزده بدر ـ در افتاد بلکه حتی همواره سعی کرده است که نام های آن آیين ها را نيز تغيير دهد. خوب توجه کنيد که، از آيت الله خامنه ای گرفته تا امام جمعه های هر دهکده ای، به نوروز می گويند «روز نو»، آن هم بدون پيشوند عيد يا جشن. به «چهارشنبه سوری» می گويند «چهارشنبه ی آخر سال»؛ يعنی «سور» آن را ـ که نشانه ی شادمانی و سرور است ـ می گيرند و پيشوند جشن را هم از آن برمی دارند. به «سيزده بدر» هم چيزهای ديگر می گويند، مثل «روز طبيعت» و از اين قبيل تعبيرات ظاهر فريب. اما، در مقابل، واژه ی «عيد» را با توجه به عربی بودن آن، فقط برای جشن های شيعی و اسلامی بکار می برند. در زبان شناسی به اين کار می گويند «انتقال معنایی»، يعنی کوشش برای اينکه با کاربرد منظم يک واژه به جای واژه ای ديگر، معناهای آن يکی را به اين يک منتقل کنند. در اينجا هم قصد آن است که همه ی زيبایی و شورها و شادی هایی که واژه ی «عيد» برای ما ايرانی ها بهمراه دارد، آنگونه که با شنيدن آن «نوروز» را به ياد می آوريم، از نوروز گرفته و تنها به جشن های مذهبی مسلمانان منتقل کنند. به همين دليل مرتباً از «اعياد اسلامی» سخن می گويند، از بزرگ ترين عيد مسلمانان که، مثلاً، عيد قربان است؛ يا عيد غدير خم و عيد ميلاد پيامبر. يعنی، با اين کار رسماً واژه «عيد» را از نوروز ايرانی می گيرند تابه روزهايي اختصاص دهند که برای مسلمانان با اهميت است.
بر اين اساس است که به اين امر هم شک کرده ام که چرا يکباره ـ در طول ماه گذشته ـ انبوهی نامه، بسياری شان از افرادی ناشناس به ما رسيده که اصرار کنان و مداوم بر اين نکته پا می فشارند که واژه ی «عيد» عربی است، پس از آن برای «نوروز» استفاده نکنيد و بجايش بگوييد «جشن»؟ نکند در کنار مردمانی دلسوز و فرهنگ دوست عده ای هم اين نکته را به عمد دامن می زنند و مردم بی خبر را هم اغوا می کنند که بين «نوروز» و «عيد» جدایی بياندازند؟ توجه کنيد که قرن هاست مردم ايران، از مسلمان و مسيحيی و يهودی و زرتشتی و مذاهب ديگر، نوروز را به عنوان عيد شناخته اند. آيا شکی هست که وقتی منوچهری دامغانی می سرود که « هست ایام عید و فصل بهار / جشن جمشید و گردش گلزار» منظورش «نوروز» بود و نه عيد قربان و فطر؟ نه، نبايد گذاشت کاری کنند که در زبان عاميانه نوروز تبديل به «جشن» شود و آن بار سنگين و وسيعی و تاريخی که در عبارت «عيد نوروز» وجود دارد از آن گرفته شود.
و پس، تصميم گرفتم که از اين پس حتما هر دوی اين واژه ها را با هم به کار ببرم. اگر قرار است جابجایی واژه ها سبب سو استفاده برای نابودی ميراث فرهنگی معنوی ما باشد، من ترجيح می دهم که واژه ی «عيد» را اين گونه به رايگان تقديم ستيزندگان با فرهنگ ايرانی مان نکنم!
سال نوی ايرانی، نوروز زيبا، عيد بزرگ ايرانيان بر شما شاد باد
به نقل از باشگاه خبرنگاران، حوادث گوناگونی در طول تاریخ بشر رخ داده است که موجب مرگ انسان های بسیاری نیز شده است. تعدادی از این حوادث به مانند زلزله و سیل جزء بلایای طبیعی بوده که انسان در به وجود آمدن آن نقشی ندارد و حوادثی نیز وجود دارد که بر اثر سهل انگاری انسان به وجود می آیند. در این مطلب شما با ده حادثه مرگبار در طول تاریخ آشنا می شوید.
_ مرگبارترین فاجعه هوانوردی
در 27 مارس 1977 میلادی بمبی در فرودگاه " گرن کاناری" در جزایر قناری کشور اسپانیا منفجر شد. این بمب خسارت چندانی به بار نیاورد اما سبب شد که مسئولین فرودگاه با اعلام توقف عملیات پروازی از سایر پروازها خواستند که در فرودگاه "تنریف" در شمال این جزیره تنریف فرود بیایند. در این ساعات مه شدیدی در فضا وجود داشته و باعث شده بود که دید افراد شدیدا کاهش پیدا کند.
دو هواپیمای بوئینگ 747 ، یکی متعلق به خطوط هوایی هلند و دیگری خطوط هوایی "پان آمرکین" از جمله پروازهایی بودند که ناچارا به این فرودگاه منتقل شده بودند. در این میان و در ساعت 17:5 دقیقه هر دو هواپیما برای پرواز به سمت یک باند حرکت می کنند. برج مراقبت به پرواز هلندی اجازه پرواز داده و همزمان به دلیل نبود دید کافی به پرواز پان آمریکن نیز اجازه پرواز می دهد.
پرواز هلندی از زمین برخاسته اما قبل از این که به اندازه کافی از زمین فاصله بگیرد دم آن با بخش بالایی پرواز پان آمریکن برخورد کرد که موجب سقوط خود هواپیما و انفجار در هواپیمای آمریکایی شد. 248 مسافر در پرواز خط هوایی هلند و 335 نفر از 396 خدمه و مسافران پرواز پان آمریکن کشته شدند.
ادامه مطلب
رکوردی تازه در بلایای طبیعی: ۶۰۰ گردباد در ۳۰ روز

در ماه گذشته نزدیک به 600 گردباد برخی ایالتهای آمریکا را در نوردید که این رقم تا جایی که مدارک ثبتشده نشان میدهند، بیسابقه بوده است. اما چرا در این ماه این همه گردباد در آمریکا اتفاق افتاد؟
بهنوش خرمروز: در ماه گذشته آمریکا از گردبادهای سهمگین خسارتهای فراوان دید. به گزارش نیوساینتیست، اواسط ماه آوریل (حدود دو هفته پیش) گردبادها ایالتهای فروانی را در نوردیدند که بیشترین آسیب به ایالت کالیفرنیای شمالی رسید. از چند روز پیش هم موج جدیدی از گردبادها در آمریکا آغاز شده است. تنها در آلاباما تا به امروز مرگ 131 نفر تایید شده است و انتظار میرود که شمار کشتهها از این هم بالاتر برود.

واقعا چند گردباد اتفاق افتاده است؟
براساس گزارش آزمایشگاه ملی گردبادهای سهمگین اوکلاهما، در ماه میلادی گذشته در حدود 600 گردباد به آمریکا آسیب رسانده است. از سال 1950 / 1330 که گردبادهای این منطقه ثبت شدهاند، این تعداد گردباد در یک ماه بیسابقه بوده است.
ادامه مطلب
طهماسبي با اشاره به اينكه مناطقي كه پتانسيل توليد ندارند يا توليد آنها در حال از دست رفتن است، بيابان اطلاق ميشوند، گفت: اغلب مناطق مركزي و جنوبي ايران اين شرايط را داشته و پتانسيل توليد را از دست دادهاند. همچنين مناطقي پتانسيل توليد را دارند اما به خاطر شرايط محيطي يا عوامل انساني توليد آنها رو به كاهش است.
وي با بيان اينكه تخريب در منابع گياهي، خاك و آب توسط انسان يكي از عوامل بياباني شدن مناطق است، اظهار كرد: هر گونه تخريب گياهي، آبي و خاكي تاثير متقابل بر ديگر اجزاي اكوسيستم دارد كه سازمان جنگلها بايد با مديريت از تخريب منابع گياهي، آب و خاك جلوگيري كند.
طهماسبي اظهار كرد: 78 درصد از مساحت كشور مناطق خشك نيمه مرطوب، نيمه خشك و فراخشك هستند كه 58 ميليون هكتار از اراضي كشور شامل رخساره ژئومورفولوژي (زمين ريخت شناسي) هستند.
به گفته وي از اين ميزان 20.2 ميليون هكتار كه در 179 منطقه پراكنده است، مناطق تحت تاثير فرسايش بادي هستند. همچنين 14.5 ميليون هكتار در منطقه برداشت قرار دارند و يك ميليون هكتار به عنوان منطقه حمل، 4.7 ميليون هكتار به عنوان منطقه رسوب در بيابان محسوب ميشوند.
اين كارشناس ارشد بيابانزدايي سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري اظهار كرد: 103 شهرستان كشورمان درگير پديده فرسايش بادي هستند.
طهماسبي افزود: همه مساحت 20.2 ميليون هكتار از مناطق كشورمان كه تحت تاثير فرسايش بادي قرار دارند خسارت ايجاد نميكنند چراكه منابع زيستي در برخي از اين نقاط نداريم.
وي تصريح كرد: كانونهاي بحران فرسايش بادي 7.7 ميليون هكتار وسعت دارند كه از اين مساحت 2.1 ميليون هكتار شديدترين وضعيت را دارند. 3.7 ميليون هكتار نيز در درجه دوم و 1.8 ميليون هكتار در طبقه سوم بحران قرار دارند.
به گفته طهماسبي كانونهاي بحراني فرسايش بادي كشور در 208 منطقه پراكنده است و 96 شهرستان درگير اين پديده هستند كه بايد فعاليتهاي اجرايي در آنها انجام شود تا از تخريب بيش از پيش جلوگيري كرد.
اين كارشناس ارشد بيابانزدايي سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري اظهار كرد: كانونهاي بحران فرسايش بادي در 18 استان كشور از جمله سيستان و بلوچستان، اصفهان، كرمان، سمنان، خوزستان، بوشهر و ... وجود دارد.

وي ادامه داد:عمده ترين عوامل ايجاد آلودگي صوتي ترافيک خودروهاي در حال حرکت و موتورسيکلتها و فعاليتهاي صنعتي، تجاري، پرواز هواپيماها و ساخت و سازها است.
ابتکار با بيان اين که احداث ديوارهاي صوتي در بزرگراهها و سنجش دائمي آلودگي صوتي در پايتخت در حال انجام است گفت: تهيه نقشه آلودگي صوتي تهران و تصويب خروج صنايع آلاينده و مزاحم از پايتخت که بخشي از آن به آلودگي صوتي مربوط مي شود. بخش ديگري از فعاليتهاي مديريت شهري در جهت کاهش اين بحران تازه پايتخت است.
وي ادامه داد: کنترل و کاهش آلودگي صوتي نياز به همکاري دستگاههاي مرتبط همچون وزارت مسکن شهرسازي ،آموزش کارگران ساختماني، سازمان نظام مهندسي و... دارد.
عضو شوراي شهر تهران با بيان اينکه استانداردهاي صوتي موتورسيکلتها و خودروها در شورا به تصويب رسيده است گفت: اين دستورالعمل ها بايد اجرايي شود و شورا نيز به طور جدي پيگير اجرايي شدن مصوباتش دراين رابطه است.
«سخنان قصار خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی (ص)»
*خداوند دین خود را بدست کافران اشاعه می دهد . * بر حذر باشید از اینکه نان قرآن بخورید . * تقیّه دین من است و هر که از آن خارج شود از من خارج است . * وای بر زنان از طلا و لباسهای زیبا . * زنان با اشتغال در خانه ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند . * دشمنی خطرناکتر از کسی نیست که با او همخوابه می شوی . * آرایش زن در خانه عبادت اوست و در کوچه زنای اوست . * خداوند عذاب امّت مرا در دنیا نهاده است . * اکثر اهل دوزخ زنانند و کمترین ساکنان بهشت نیز زنانند . * زنا در جامعه باعث زلزله و ظلم حکومت باعث قحطی می شود . * گرانی نشانه غضب الهی است . * تب پاک کننده گناه مؤمنان است و سهمشان از دوزخ . * هر که از اعمال نیکش خوشحال و از اعمال بد خود ناراحت شود مؤمن است . * زن مردوار هرگز بر بهشت وارد نشود . * اعمال بد در همین دنیا مجازات می شود . * هر که علمی را پنهان دارد در قیامت در آتش است . * خداوند هر که را عاشق باشد مال و فرزندان از او بستاند . * هر که علمی را بیاموزاند پاداش عمل کننده به آن علم نیز به او هم برسد . * طالب علم هر گاه که بمیرد شهید است . * هر که غریب بمیرد شهید است . * هر که بواسطه علم فروشی نان خورد خداوند او را در همین دنیا سرنگون ساخته و دوزخ بر او واجب می آید . * هر که نزد غیبگو و فالگیر برود کافر است . * با هجرت همه گناهان گذشته پاک می شود . * خداوند مؤمنانش را با بیماریها پاک می کند . * شیطان بصورت زن می آید و بصورت زن می رود . * روزگاری بر مردم می رسد که هر که بخواهد دین خود نگه دارد گوئی که آتشی را در دستان خود حمل می کند . * مؤمن هر خصلتی می تواند داشته باشد الا دروغگوئی . * مرکب قلم علمای دین من از خون شهدا برتر است . * چون خدا بر قومی غضب کند قحطی و گرانی پدید می آورد و اشرارشان را به حکومت می گمارد . * چون خداوند بخواهد کسی را هلاک کند حیا را از او می گیرد . * راست بگوئید حتی اگر جانتان در خطر باشد . * شیطان همچون خون در بدن آدمی جاری است . * زین پس فقط رهروان معرفت نفس (عارفان) به حقایق دین من نائل می آیند و رستگار می شوند .
گزيده سخنان امام صادق عليه السلام
گذر عمر
جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست و با زيركى , ذكاوت و تيز بينى آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضايع ساختن آن, چيزى جزغم, اندوه و پشيمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد.
زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد, از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظيرى است كه برما مى گذرد; اين سخن امام صادق(ع) را بايد جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته, لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت) (1)
به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد, روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد, زيرا كار ايام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.
محاسبه روزانه نفس
حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, وان راى سيئـه استغفـر منها لئلا يخزى يوم القيمه. (2)
بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگري کند و خود حسابگر خـويـش باشـد, اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.
استقامت
لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم. (3)
اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هرآينه فـرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سايه مى انداخت و در روزمـى درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چيزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ايـن كه به آنها مـى داد.
عاقبت نيرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح. (4) هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, وهر كه برمومنى حسد ورزد, ايمان در دلـش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود.
پارسايى, كوشش و كمك به مومنان
لا تذهبـن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومـواسـاه الاخـوان فـى الله , وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس.(5)
مسلكها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى وكـوشـش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست.
نتيجه اعتماد به خدا
من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلاء صبـرا ولكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا. (6)
هركه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هركه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شكـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.
با ديگران چگونه باشيم
صل من قطعك,واعط من حرمك,واحسن الى من اساء اليك وسلم على من سبك.وانصف من خاصمك , واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـى الصالحيـن والخاطئيـن. (7)
با كسـى كه ازتو بريده بپيـوند, وبه آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن, وبا كسى كه به تو بدى كرده نيكى كـن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسى كه به تـو دشمنـى ورزيـده انصاف ورز. و كسـى كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن, همچنان كه دوست دارى كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نمي بيني كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دومـى تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟
خدا را چگونه بخوانيم
واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.(8)
صـدايت را فـرود آر, زيرا خـدايى كه نهان و آشكار را مى داند سـوال ناكـرده مى داند كه شما چه مى خواهيد.
بهشت و جهنم , خير و شر واقعى
الخيـر كله امامك , و ان الشـر كله امامك ,ولن تـرى الخير والشـرالا بعد الاخـره, لان الله جل وعزجعل الخيـر كله فى الجنه والشـر كله فـى النار لانهما الباقيان. (9)
تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينـى, مگربعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـى انـد.
جلوه و چهره اسلام
الاسلام عريان فلباسه الحياء و زينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت. (10)
اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسايى مى باشد , وبراى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بـيت است .
عمل بـراى آخرت
اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.(11)
امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـى در آخـرت را دارى.
پاداش يارى دوستان اهل بيت
لايبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب. (12)
در روزقيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى ازدوستان ما كمك كرده بـاشد, جزاين كه خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.
پرهيز از ريا و جدال و دشمنى
اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله. (13)
از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دوركنـد.
پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن
اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـى قلبه كلمه يجمع بها امره. (14)
چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اى به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.
درخواست عافيت از خدا
فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحياء. (15)
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.
دعا ، خود عمل است
اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه و الله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه. (16)
زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان رااز كردارشان م
ت بداريم
وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله ( ص) (( امرنـى ربـى بحب المساكين المسلمين منهم)). (17)
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستـى كه از ديـ ن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست, و پدر ما رسـول خدا(ص) فرمـوده: (( پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))
رابطه حسد و كفر
ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد. (18)
از حسـد ورزى به يكـديگـر بپـرهيزيـد, زيـرا ريشه كفـر, حسـد است.
اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل. (19)
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.
اعمال دشمنىآور
ثلاثه مكسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـى مـىآورد: دو رويـى , ستـم و خـودبينـى .
نشانه هاى صبر شجاعت دوستي
ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه. (20)
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.
نشانه هاى نفاق
ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان. (21)
سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد , و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.
از سه كس پرهيز کن !
لاتشـاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك. (22)
با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.
نشانه هاى بزرگواري
ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسيىء والصله بـالنفـس والمـال. (23)
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدكـردار, كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.
ديگر نشانه هاى بزرگوارى
ثلاثه تـدل علـى كـرم المـرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطـرف. (24)
سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم
نشانه هاى بلاغت
ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير. (25)
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بيهوده دورى جستـن , و بـا لفظ كم, معنـى بسيـار را رسـانـدن.
نجات در سه چيز است
النجـاه فـى ثلاث: تمسك عليك لسـانك, ويسعك بيتك و تنـدم على خطيئتك. (26)
نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطايت پشيمان شوى.
انس وصفا در سه چيز است
الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافى. (27)
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.
سه چيز , تباهى مىآورند
ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذيه. (28)
سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان
سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق. (29)
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.
سلامتي در گريز از سه چيز است
ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشياء كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء. (30)
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد, سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.
كمال احسان به سه چيز است
لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به. (31)
احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.
سه ويژگي که ايمان راسودمند کنند
من لم تكن فيه ثلاث خصال لم ينفعه الايمان: حلم يرد به جهل الجاهل , و ورع يحجزه عن طلب المحـارم و خلق يـدارى به النـاس. (32)
هـركه سه خصلت در او نبـاشـد, ايمـان به او سـودى نـرسـاند:
1- حلمـى كه بـا آن ,نـادانـى نـادان را بـرطـرف كند,
2- پـارسـايـى اى كه از طلب حـرام بازش دارد,
3- و اخلاقـى كه به وسيله آن بـا مـردم مـدارا كنـد.
چگونه دانش اندوزي کنيم
اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتـواضعوا لمـن طلبتـم منه العلـم , ولا تكـونـوا علماء جباريـن فيذهب بـاطلكـم بحقكـم. (33)
دانش بيـاموزيد و بـا آن خـود را بـه بردبارى وسنگيـنى بيـاراييد و بـا دانـش آمـوزان خود فروتـن باشيد, و دربرابراستاد خـويـش تـواضع كنيـد, و از عالمان متكبـر , مستبـد نبـاشيـد كه رفتار ناحقتـان حق شمـا را از بيـن بـرد.
اعتماد بر حسب شناخت
اذا كان الزمان زمان جـور و اهله اهل غدر فالطمانينه الى كل احـد عجز. (34)
هـرگاه زمان, زمان جـور و ستم باشـد واهل زمانه اهل غدر و نيرنگ, اعتماد و دلبستگى به هر كسى عجز و درماندگى است.
نتيجه تمايل به دنيا
الـرغبه فـى الـدنيـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنيا راحه القلب و البـدن. (35)
رغبت و تمايل به دنيا مايه غم و اندوه, و زهد و بـى ميلى به دنيا سبب راحتى قلب و بدن است.
صفات آمر به معروف و ناهى از منكر(خير خواهان )
انمـا يـامـر بـالمعروف و ينهى عن المنكر من كـانت فيه ثلاث خصال:
1- عالم بما يامر, عالم بما ينهى.
2- عادل فيما يامر, عادل فيما ينهى.
3- رفيق بما يـامـر , رفيق بما ينهى. (36)
كسـى امـر به معروف و نهى از منكـرمى كند كه در او سه ويژگى باشد :
1- به آنچه امـر كنـد دانـا بـاشـد و بـدانچه نيز نهى كنـد دانـا بـاشد,
2- در آنچه امـر كنـد عادل بـاشـد و در آنچه نيز نهى كنـد عادل بـاشد,
3- به آنچه امر كند با نرمش امر كند و بدانچه نيز نهى كند با نرمش نهى كند.
زمامدار ستمگر
مـن تعرض لسطـان جـائر فاصـابته منه بليه لم يوجـر عليها و لم يـرزق الصبر عليها. (37)
هر كه از زمامدار ستمگر, طالب فضل واحسانى شـود, از او بلايى بيند كه , بر آن پـاداش نيـابـد و صبـر بـرآن روزى او نشـود.
بهترين دوست
احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى. (38)
محبـوبتـرين بـرادرانـم نزد من, كسـى است كه عيبهايـم را به من اهدا كنـد.
برترى جوينده گمراه
مـن دعا النـاس الـى نفسه و فيهم مـن هـو اعلـم منه فهـو مبتـدع ضـال. (39)
هر كه با وجود داناتر از خود, مردم را به اطاعت از خود دعوت كند بدعت گزار و گمراه است.
آثار صله رحم (ارتباط با بستگان)
ان صله الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصـلوا اخـوانكم و بـروا اخـوانكـم و لـو بحسـن السلام و رد الجواب. (40)
به راستـى كه صله رحـم و نيكـوكارى , حساب را آسان كند واز گناهان جلوگيرى نمايد پـس با برادران خود صله رحم و نيكى كنيد گر چه به نيكو سلام دادن و جواب سلام باشد.
دوستدار دنيا
من تعلق قلبه بالدنيا, تعلق قلبه بثلاث خصال: هم لايفنى, و إمل لا يدرك, و رجإ لا ينال) (41)
امام صادق(ع) فرمود: هركس دل به دنيا ببندد به سه خصلت گرفتار خواهد شد:
1- اندوهى كه پايان ندارد.
2- آرزويى كه به آن دسترسى ندارد.
3- اميدى كه بدان نرسد.
پشيمان ترين افراد
ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه, من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره. (42)
پشيمان ترين شخص در روز قيامت, كسى است كه براى مردم از عدالت سخن بگويد, اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد.
انسان دو چهره
من لقى المسلمين بوجهين و لسانين, جإ يوم القيامه و له لسانان من نار. (43)
هركس با مسلمانان با دو چهره و دو زبان برخورد كند, روز قيامت با دو زبان از آتش وارد عرصات محشر خواهد شد.
مورد توجه پيشواى ششم(ع)
امام صادق(ع) به عبدالله بن ابى يعفورفرمود: اى عبدالله! دقت كن درآن چيزى كه حضرت على(ع) را پيش رسول الله(ص) سرافراز كرد و به آن مقامات عالى رساند.پس توهم آن ها رابراى خودت لازم بدان وخودت را به آن صفت هاى زيبا بيارا. بدان! مطئنا على (ع) درنزد پيامبر(ص) به آن درجه و عظمت نرسيد, مگر با دو چيز:
1- راستي
2- امانت داري . (44)
بـهـتـرين بندگان
ان خـير العباد من يجتمع فيه خمس خصال : اذا احسن استبشر, واذا اساء استغفر,واذا اعطى شكر, واذا ابتلى صبر, واذا ظلم غفر. (45)
بـهـتـرين بندگان كسى است كه در او پنج خصلت جمع باشد: هنگامى كه نيكى كند,شاد باشد,مـرتـكب كار بدى شود, استغفار كند, نعمتى به وى رسد, شكرش را به جاى آورد, بلايى بر او نازل شود, شكيبايى كند, و ستمى بر او شود, عفو نمايد.
ارزش عمل همراه با يقين
واعـلـم ان الـعـمـل الـدائم القليل على اليقين افضل عند اللّه من العمل الكثير على غيريقين .(46)
بـدان بـه درستى كه عمل دايمى اندك , كه همراه با يقين باشد , نزد خداوند متعال , افضل از عمل بسيارى است كه با يقين همراه نباشد.
شناسائي بردبار، شجاع، برادر ديني
ثلاثة لا تعرف الا في ثلاثة مواطن : لا يعرف الحليم الا عند الغضب , ولا الشجاع الا عند الحرب , ولا اخ الا عند الحاجة. (47)
سه خصلت است كه شناخته نمى شود مگر در سه جا: بردبار شناخته نمى شودمگردرهنگام خشم , شـجـاع شـنـاخـتـه نـمـى شـود مگر در هنگام نبرد, و برادر دينى شناخته نمى شود مگر در زمان نيازمندى.
راه بهشتى شدن
حضرت امام جعفر صادق(ع) سه راه را فراروى جويندگان بهشت قرار داده است:
1ـ پيروى از أمه عليهم السلام .
2ـ برأت از دشمنان.
3 ـ سخن گفتن آگاهانه و سكوت هنگام نا آگاهى. (فكل من قصدنا و تولانا و لم يوال عدونا و قال ما يعلم و سكت عما لايعلم او اشكل عليه فهو فى الجنه) (48)
هر كس جويا و پيرو ما باشد و از دشمنان ما پيروى نكند و چيزى كه مى داند , بگويد و از آن چه كه نمى داند , يا بر او مشكل (مشتبه) است, سكوت كند, در بهشت است.
ارزش سكوت
عليك بالصمت, تعد حليما, جاهلا كنت او عالما, فان الصمت زين لك عندالعلمإ و سترلك عندالجهال. (49)
عالم باشى يا جاهل , خاموشى را برگزين تا بردبار به شمار آيى ; زيرا خاموشى نزد دانايان زينت و در پيش نادانان پوشش است.
نشانه هاى ناتوانى
قد عجز من لم يعد لكل بلإ صبرا و لكل نعمه شكرا و لكل عسر يسرا. (50)
ناتوان است كسى كه براى هر بلايى صبرى, براى هر نعمتى شكرى و براى هر سختى آسانى آماده نكند.
عوامل ايجاد اتحاد بين مردم
در حـديث آن حضـرت آمـده است: هر گاه نزديكـى و ارتباطهاى مردم بـر سه پايه و محور استوار نباشد, آن جماعت درمعرض سستى و فروپاشى و وارد شدن وهـن بر آنان است و هميـن مساءله, زمينه سـاز شمـاتت دشمنان و بـدزبـانـى و طعنه بـدخـواهان مى گردد. آن سه محور وحدت آفرين اينهاست:
1ـ ترك حسد
2ـ پيوند و ارتباط
3ـ تعاون و يارى امام صادق(ع)
پيامـد هر يك از سه نكته فـوق را نيز بيان مـى فرمايـد: اما متـن كلام آن حضرت:
1ـ ((تـرك الحسـد فيما بينهم, لئلا يتحزبـوا فيتشتت امرهـم)) براى پيشگرى از ضعف و سستـى جامعه اسلامى آن است كه در ميان خـود, حسد را نسبت به يكـديگرترك كنند, تا دسته دسته و گروه گروه نشـوند و گرفتار تشتت و تفرقه در امور نگردند.
2ـ ((و التـواصل, ليكـون ذلك حـاديـا لهم علـى الالفه)) تـواصل و پيـونـد ارتباط با يكـديگـر است, تا ايـن پيـونـد آنان را به الفت و همبستگـى بكشاند.
3ـ ((و التعاون, لتشملهم العزه)) يـارى و تعاون است, تا عزت آنان را فرا گيرد. (51)
حضرت مـى فرمايد: برادران دينى درميان خـود به سه چيزنيازمندند, اگر ايـن سه را داشتند يا به كار گرفتند, عزتمند ومتحدند, وگرنه گرفتار جـدايـى, مباينت, كينه و تبـاغض مـى شـونـد. آن سه محور, اينهاست: ((... وهى: التناصف, و التراحـم و نفى الحسد.)) (52)
مراعات انصاف با يكديگر, نسبت به هـم شفقت و تـرحـم داشتـن تـرك حسـد و رشك بردن.
توجه به ظرفيت افراد
امام صادق(ع) شخصى را بـراى ماءموريتى بـه منطقه اى فرستاد. او در گزارش خود بـه امام از مردم منطقه بـه شدت انتقاد كرد. امام
فرمود:اى سراج, ايمان ده درجه دارد. بعضى يك درجه ايمان دارند وبعضى دو درجه.بعضى هم هفت تا ده درجه. نبايد كسانى كه ايمان كاملترى دارند از ديگران بيش از ظرفيت آنها توقع داشته بـاشند.
نابودي شش گروه به شش چيز
يهلك اللّه ستابست : الا مراء بالجور, والعرب با لعصبية , والدهاقين بالكبر , والتجار بالخيانة , و اهل الرستاق با لجهل , والفقهاء بالحسد. (53)
خداوند متعال شش گروه را به شش خصلت از بين مى برد : زمامداران را به ستمكارى , عرب را به عصبيت (ملى گرايى ) , دهقانان ( دهبانان ) را به خودخواهى ,بازرگانان را به خيانت , روستاييان را به نادانى و فقها را به حسادت .
ولايت پذيري
امام صادق(ع) همواره مساءله ولايت را مطرح مى كرد, و مى فرمود:
((ولايت از نماز, روزه, زكات و حج برتر است, و دليل آن را چنين ذكر مى كرد: ((لانها مفتاحهن والوالى هو الدليل عليهن; (54)
زيرا ولايت كليد همه آنها است, و حاكم و رهبر, راهنماى مردم به سوى همه آنها است.)) و گاهى مى فرمود:
((من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فيه كان قرينه فى النار; (55)
كسى كه سلطان ستمگرى را تمجيد كند, و دربرابر او فروتنى و كرنش نمايد, تا در كناراو به نوايى برسد, چنين كسى همدم آن سلطان
در ميان آتش دوزخ خواهد بود.)) و زمانى ديگر از رسول خدا(ص) نقل مى كرد كه فرمود: ((الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا فى الدنيا; (56)
علماى دين نمايندگان امين پيامبران هستند تا هنگامى كه وارد در دنيا نشده اند.)))
شخصى از رسول خدا(ص) پرسيد:نشانه ورود آنها در دنيا چيست؟
رسول خدا(ص) فرمود: ((اتباع السلطان, فاذا فعلوا ذلك فاحذروهم على دينكم; (57)
پيروى سلطان, هرگاه دانشمندان چنين كنند, براى حفظ دينتان از آنها بپرهيزيد.))
رسم رفاقت
دوست خوب يكى از سرمايه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى كند و شادمانى و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مى داند.
رفيق شايسته, براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده, اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مى كند.
جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل, عاشق دوستى و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف ديگر براثراحساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد، از اين رو خطر وجود دوستان بد وناپاك, اين نگرانى را در جوان ايجاد مى كند كه چگونه يك دوست خوب و يكدل را انتخاب كنم؟
امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى داند:
1 ـ كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن (رفيق عاقل) است.
2 ـ كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنج آور است و آن (رفيق احمق) است.
3 ـ كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن (رفيق روشن بين و اهل خرد) است. (58)
شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم, اين گونه است:
(رفاقت, حدودى دارد, كسى كه تمام آن حدود را دارانيست, كامل نيست, و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست, اساسا دوست نيست:
1 ـ ظاهر و باطن رفيق, نسبت به تو يكسان باشد.
2 ـ زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نا زيبايى خود بداند.
3 ـ دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام, روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4 ـ در زمينه رفاقت, از آنچه در اختيار دارد, نسبت به تو مضايقه ننمايد.
5 ـ تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.) (59)
دوست آينه تمام نماى دوست است و دو دوست مثل دو دست اند كه آلايش يكديگر را مى شويند و به فرموده امام صادق ( ع ) :
كسى كه بيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند, با آنكه توان آن را دارد, به او خيانت كرده است. (60)
همچنين فرموده اند: دوست داشتنى ترين برادر من كسى است كه عيوب مرا به من هديه كند (به من بازگو كند). (61)
امام صادق(ع) ضمن تإكيد فراوان به انتخاب دوست خوب وپايدارى دراين دوستى, جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهيز مى دهد:
كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند, تحت تإثير كارهاى احمقانه وى قرارمى گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مى شود. (62)
در فرهنگ نورانى حديثى ما, جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته, آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مى سازند. (63)
امام صادق(ع) مى فرمايد:
(از سه طأفه مردم كناره گيرى كن وهرگز طرح دوستى ورفاقت با آن مريز;خأن, ستمكار وسخن چين. زيرا كسى كه براى توبه ديگرى خيانت كند, روزى نيز به تو خيانت خواهد كرد و كسى كه براى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند, به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند, عليه تو نيز نزد ديگران نمامى خواهد نمود.) (64)
راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پايدارى دوستى موثر است.
گوشه اى از شيوه آن را دركلام امام صادق(ع) مى نگريم: (كمترين حق آن است كه:
دوست بدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مى دارى. كراهت داشته باشى درحق او, ازآن چه براى خود كراهت دارى.ازخشم او بپرهيزى, به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پايت او را كمك كنى. مراقب وراهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى, دعوتش را اجابت نمايى, هرگاه بيمار شد,به عيادتش بروى وهرگاه فهميدى حاجتى دارد, قبل از اين كه بگويد, آن را انجام دهى, و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو درخواست كند...) (65)
رهنمودهاي امام (عليه السلام) به عبدالله بن جندب
عبدالله بن جندب كيست؟
عبدالله بن جندب ازعلماى بزرگ شيعه و راويان پارسا ومورد اطمينان درسده دوم هجرى و ازياران امام صادق, امام كاظم وامام رضا عليهم السلام است. (66)
هشدار به دوستان
امام صادق ( ع ) دراولين جمله از سفارش هاى سازنده خود, به دوستان خود هشدار مى دهد و آن ها را از خطر دام هاى شيطان آگاه مى سازد:
(ياعبدالله! لقد نصب ابليس حبأله فى دارالغرور فما يقصد فيها الااوليأنا);
اى عبدالله! ابليس دام هايش را در دنياى فريبنده فقط به قصد شكار دوستان ما پهن كرده است. يابن جندب! ان للشيطان مصأد يصطادبها فتحاموا شباكه ومصأده.)
اى پسر جندب! شيطان مكان هايى براى شكار دارد. مواظب دام ها و شكارگاههاى او باشيد!
عبدالله بن جندب مى پرسد: يابن رسول الله(ص) و ماهى؟
اى پسرفرستاده خدا! آنها چيستند؟
(اما مصائده فصد عن برالاخوان, و اما شباكه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.)
اما از ابزارهاي شكار اوجلوگيري از محبت ونيكى دوستان به يکديگر و از دام هاى شيطان خواب درهنگام نماز تا جائي که قضا گردد.
فايده هاى نيكى به برادران
دررفتارها و روابط اجتماعى, كه تشكيل دهنده بخش عظيمى اززندگى انسان ها, است, داشتن حس هميارى و روحيه نيكى به برادران
دينى نشانده دهنده پويايى و سلامت جامعه است.امام صادق(ع) از سويى بى توجهى به آن را شكارگاه شيطان شمرده و از سوى ديگر
اهميت و ارزش اين خصلت نيكو را با ذكر گوشه هايى از آثار و فوأد آن, اين گونه بيان داشته است:
الف ـ عبادت خدا
(اما انه مايعبدالله بمثل نقل الاقدام الى برالاخوان و زيارتهم). (67)
آگاه باش! همانا خداوند به چيزى مانند گام برداشتن در راه نيكى به برادران و ديدار آن ها بندگى نشده است.
ب ـ سعى بين صفا و مروه
(يابن جندب! الماشى فى حاجه اخيه كالساعى بين الصفا و المروه.) (68)
اى پسر جندب! كسى كه براى بر طرف كردن نياز برادر خود گام بر مى دارد مانند كسى است كه سعى بين صفا و مروه مى كند.
ج ـ به خون غلطيدن در راه خدا
(وقاضى حاجته كالمتشحط بدمه فى سبيل الله يوم بدر واحد); (69)
برطرف كننده نياز برادر دينى همانند كسى است كه روز بدر و احد در راه خدا به خون خود بغلطد.
د ـ همنشينى با حور
(يابن جندب! من سره ان يزوجه الله الحور العين و يتوجه بالنور فليدخل على اخيه المومن السرور); (70)
اى پسر جندب! هركه خوشحال مى شود از اين كه خداوند او را به ازدواج حور العين در آورد و تاج نور بر سرش نهد بايد دل برادر مومنش را شاد سازد.
عقوبت سستى دررفع نياز برادران
(ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم); (71)
خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد, مگر در وقتى كه نسبت به حقوق برادران نيازمند خود سستى نمايند.
آسيب شناسى روابط اجتماعى
امام جعفرصادق(ع) چند مورد از آسيب هاى روابط اجتماعى را چنين بيان كرده است:
1 ـ غش: خيانت, نيرنگ وكلاه بردارى.
2 ـ تحقير: خوار و كوچك شمردن ديگران و بى توجهى به شخصيت آن ها.
3 ـ دشمنى: كينه توزى و درگيرى.
4 ـ حسادت: ناراحت شدن از خوبى هاى ديگران و خير ديگران را نخواستن.
(و من غش اخاه وحقره وناواه جعل الله النار مإواه, و من حسد مومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح فى المإ); (72)
هركس به برادر مومنش نيرنگ زند و او را كوچك و خوار شمارد و با او درگير شود, خداوند جايگاهش را آتش قرار دهد و هر كه به مومنى حسادت ورزد ايمان در دلش آب شود, همانند آب شدن نمك در آب.)
زيان هاى غفلت از نماز
امام صادق(ع) در ادامه سفارش هايش به عبدالله بن جندب فرمود:
(يابن جندب! اقل النوم بالليل و الكلام بالنهار فما فى الجسد شيىء اقل شكرا من العين واللسان, فان ام سليمان فالت لسليمان (ع) يابنى اياك و النوم فانه يفقرك يوم يحتاج الناس الى اعمالهم); (73)
اى پسرجندب! درشب كم بخواب و در روز كم بگو, زيرا درجسم آدمى عضوى كم سپاس تر از چشم و زبان نيست. همانا مادر سليمان
به سليمان گفت: پسرم! از خواب بپرهيز, زيرا تو را در روزى كه مردم به اعمال و كردار خود نيازمندند, سخت محتاج مى كند.
باتوجه به نياز طبيعى و لازم انسان به خواب , مذمت آن در اين سخنان مربوط به پرخوابى و خواب هايى است كه انسان را از انجام وظايف دينى و دنيايى باز مى دارد.
كردارهاى برتر
(يابن جندب! صل من قطعك,واعط من حرمك, واحسن الى من اسإ اليك, وسلم على من سبك, و انصف من خاصمك,واعف عمن ظلمك, كما انك تحب ان يعفى عنك , فاعتبر بعفوالله عنك , الاترى ان شمسه اشرقت على الابرار و الفجار و ان مطره ينزل على الصالحين و الخاطئين.) (74)
اى پسر جندب ! با كسى كه از تو بريده, وصل كن; به كسى كه چيزى به تو نداده, چيز بده; با كسى كه به تو بدى كرده, خوبى كن; به
كسى كه به تودشنام داده, سلام كن; باكسى كه با تو دشمنى كرده,انصاف داشته باش و از كسى كه به تو ظلم كرده, در گذر, همچنان كه دوست دارى از تو در گذرند. پس از گذشت خداوند از خودت عبرت بگير. آيا نمى بينى خورشيد خداوند برخوبان و بدان مى تابد و بارانش بر صالحان و مجرمان نازل مى شود؟
سيماي شيعه در نگاه امام صادق ( عليه السلام )
حضرت بـه شيعيان تـوصيه و سفارش مى كردند كه بـه زيارت يكديگر بـرويد , كـه اين ديد و بـازديدها دل هايتـان را زنده مـى دارد. و احاديث و سخنان ما را بـه يكديگر نقل كنيد, كه سخنان و احـاديث ما, شما را به يكديگر پيوند مى دهد و بهره گيرى از آنها هدايتتان مى كند و نجاتتان مى بخشد.
اما اگر آنها را تـرك كنيد گمراه شده و هلاك مى گرديد. پـس بـه احاديث و سخنان ما تـوجه نمائيد كه من نجات شما را بـا عمل بـه آنها تضمين مى كنم.
آخرت
قد جلت الاخره فى اعينهم حتى ما يريدون بها بدلا... و انما كانت الدنيا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم; (75)
آخرت در نگاه آن ها بسيار بزرگ است, به اندازه اى كه چيزى را با آن عوض نمى كنند... و دنيا نزد آن ها همانند مار گزنده و دشمن بى زبان است.
پيروان حقيقى و دوستان واقعى خاندان نبوت عليهم السلام به چيزى جز آخرت نمى انديشند و تمام كردارها و رفتارهاى خود را با نگاه به آخرت مى سنجند. دنيا در نظر مومن وسيله اى است براى رسيدن به هدفى بزرگ كه همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقيقى اهل بيت عليهم السلام از مواهب دنيوى بهره مى برند, اما هرگز زندگى جاودان را با زندگى گذراى دنيا عوض نمى كنند.
انس با خدا
(انسوا بالله واستوحشوا مما به استإنس المترفون); (76)
آن ها با خدا انس گرفته اند و از آن چه كه مال اندوزان به آن انس گرفته اند, در هراسند. مومنان ازنعمت هاى الهى بهره مى برند اما به آن ها وابسته نمى شوند.وابستگى به مال دنيا موجب بندگى انسان دربرابر ماديات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته اند. شيعيان واقعى با ياد خدا آرامش مى يابند نيستند.
حضرت صادق(ع) پس ازبرشمردن اين دوويژگى مهم,فرمود:(اولئك اوليأى حقا بهم تكشف كل فتنه وترفع كل بليه);(77)
آن ها دوستان حقيقى من هستند. به وسيله آن ها فتنه شكست مى خورد و هرگرفتارىها بر طرف مى شود.
سخاوت
(يابن جندب! ان شيعتنا يعرفون بخصال شتى: بالسخإ و البذل للاخوان); (78)
اى پسر جندب! همانا شيعيان ما به چند خصلت شناخته مى شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.
خواندن پنجاه ركعت نماز و رعايت وقت نماز
(وبإن يصلوا الخمسين ليلا و نهارا... و يحافظون على الزوال); (79)
شيعيان ما در شبانه روز پنجاه ركعت نماز مى خوانند و توجه به وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند. ((ابوبـصـير)) مى گويد: امام صـادق(ع)در آخـرين لحـظه هاى عمرش فرمود: همه اقوام و خويشان مرا خبر كنيد.
همين كه همه بـستـگانش را خبـر كرديم و همه در خانه حضرت جمع شدند , حـضرت فرمود: شـفاعت ما هرگز نصيب كسـى كه نماز را سـبـك مى شمارد نخواهد شد.
دورى از پرخاش و داد و فرياد
(لايهرون هريرالكلب); (80)
شيعيان ما همانند سگ وزوزه نمى كشند.
دورى از طمع
(ولايطمعون طمع الغراب); (81)
شيعيان ما همانند كلاغ طماع و حريص نيستند.
دورى از دشمنان
(و لايجاورون لنا عدوا و لا يسإلون لنا مبغضاولوماتوا جوعا); (82)
شيعيان ما با دشمنان همسايگى نمى كنند و اگر از گرسنگى بميرند, چيزى از آن ها نمى خواهند.
دقت در خوراك
(شيعتنا لايإكلون الجرى... و لا يشربون مسكرا); (83)
شيعيان ما مارماهى نمى خورند.. . و شراب نمى نوشند.
شيوه برخورد با گناهكاران
1- گفتن خوبى ها و پرهيز از سخن ناروا
(يابن جندب لاتقل فى المذنبين من اهل دعوتكم الا خيرا); (84)
اى پسر جندب! به گناهكاران از همكيشان خود جز خوبى و نيكويى چيزى مگو. در برخورد با گناهكاران بايد با سخنان نيكو و گفتن خوبى هاى آنان, اميد مرده در آن ها را زنده كرد و از خشونت, گفتار ناروا و بازگو نمودن لغزش هاى آن ها پرهيز كرد ; زيرا چنين برخوردهايى مجرمان را از پيمودن راه درست نااميد و نسبت به دين و آموزه هاى آن گريزان مى سازد.
2 ـ در خواست توفيق براى گناهكاران
(واستكينوا الى الله فى توفيقهم); (85)
توفيق آن ها را خاضعانه از خداوند بخواهيد.
3 ـ در خواست توبه براى گناهكاران
(ان الله يحب التوابين); خداوند كسانى كه بسيار توبه مى كنند را دوست دارد. (86)
توبه روشى است كه امام صادق(ع) براى پاكسازى گناهكار توصيه كرده است: شيعيان واقعى بايد ازخدا بخواهند كه گناهكاران ازكردارناشايست خودپشيمان شوند وبه سوى خدا بازگردند, زيرا خداوند بسيار توبه پذير و بخشنده است; (اناالله هوالتواب الرحيم) (87)
دورى جستن از عقايد منحرف
خطر بدعت ها, گرايش هاى منحرف و قرأت هاى ناصواب از دين, هميشه متوجه جوامع شيعى بوده است.
(يابن جندب! بلغ معاشر شيعتنا و قل لهم: لاتذهبن بكم المذاهب); (88)
اى پسر جندب! به شيعيان ما بگو; مبادا را عقايد منحرف, شما را از مذهب خودتان بيرون برد.
اساس اسلام
آخرين جمله از سفارش هاى امام صادق(ع) به ابن جندب درباره اهميت و ارزش محبت اهل بيت عليهم السلام است.
(لكل شيىء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت); (89)
هرچيزى را پايه اى است و پايه اسلام, محبت ما, اهل بيت عليهم السلام است.
بروز اين وضعيت در سال جاري و افت شديد منابع آبي دشتهاي کرمان حتي موجب شده است در کنار اتمام منابع آبي و يا شور شدن آنها محلهاي طبيعي ذخيره آب زير زميني نيز در حال تخريب قرار گيرد که نتيجه اي جز نشست دشتهاي کرمان را در بر ندارد و اين در حالي است که همچنان برداشت 1.1 ميليارد مترمکعبي آب به صورت منفي در کرمان ادامه داد و نکته جالب توجه اينکه نقش چاههاي غير مجاز در اين زمينه غير قابل انکار است.
ميزان بارندگي در کرمان به حدي گزارش شده است که تقريبا هيچ تاثيري بر منابع آبي نداشته است و عملا آبي براي استحصال در بخش آبهاي سطحي قابل استحصال وجود نداشته است.
از سوي ديگر طرحهاي آبياري مکانيزه به کندي پيش مي رود در حاليکه با توجه به وضعيت استان کرمان در بخش منابع آبي بارها در خبرگزاري مهر پيشنهاد شده است که مسئولان وزرات جهاد کشاورزي در اين بخش به کرمان نگاه ويژه داشته باشند هيچ اقدامي نشده است و توجه نشده که استان يک سوم باغهاي کشور را در خود جاي داده است و محصولي استراتژيک همچون پسته که جز صادرات غير نفتي عمده محسوب مي شود و سالانه 1.6 ميليارد دلار ارز عايد کشور مي کند در معرض خطر جدي قرار گرفته است.
در برخي دشتها ديگر امکان آبياري مکانيزه وجود ندارد
بي توجهي به اين امر عملا موجب شده در برخي دشتهاي کرمان به دليل بالا رفتن سختي آب و به قول کشاورزان تلخ شدن آب ديگر امکان آبياري مکانيزه وجود نداشته باشد.
اين روند در حالي ادامه داد: که انتقال آب حوزه به حوزه در مبداء انتقال با مخالفتهايي رو برو شده است و عملا اجرا اين طرحها به مشکل اساسي برخورد کرده به همين دليل برخي مسئولان طرحهايي همچون انتقال آب از تاجيکستان را مطرح مي کنند.
در اين ميان طرحهاي همچون انتقال آب خليج فارس که در بسياري از کشور هاي حوزه خليج فارس در حال اجرا است و در برخي شهرهاي داخل کشور همچون کيش و قشم نيز دنبال مي شود با تاخير مواجه شده و سالهاست هر زمان که از مسئولان در اين خصوص پرسش مي شود جواب هميشگي را مي دهند که طرح در مرحله مطالعه است.
لزوم انتقال آب خليج فارس به کرمان/ کاهش شديد بارندگي در کرمان؛ يک سال و 47 ميليمتر باران
به نظر مي رسد با ادامه روند کنوني و مشکلات تامين آب در کرمان بايد طرح انتقال آب از خليج فارس را با جديت بيشتر و در فاز عملي دنبال کرد.
اين درحالي است که رئيس مرکز پيش بيني هواشناسي کرمان نيز در گفتگو با مهر از کاهش شديد بوده است بطوريکه در سال زراعي جديد در استان کرمان 47.8 ميليمتر باران باريده است.
حميده حبيبي افزود: جيرفت، بم، کهنوج، رفسنجان، انار لاله زار، شهداد، سيرجان، بافت و زرند شاهد کاهش بارندگي در استان بوده اند.
امسال هيچ جريان آبي در رودخانه ها جاري نشده/ از رگه هاي آب براي تامين نياز استفاده مي کنيم
رئيس شرکت مهندسي آب و فاضلاب کشور در گفتگو با مهر اظهارداشت: در استان کرمان به دليل محدوديت منابع آبي و افت سفره هاي آبي ناچار از رگه هاي آب استفاده مي کنيم.
سيدمهدي ثمره هاشمي تصريح کرد: از اول سال آبي جديد که مهرماه 90است تاکنون 22ميليمتر بارندگي در استان کرمان داشته ايم که متوسط بلند مدت آن 77ميليمتر است و در اين مدت هيچ جريان سطحي در سطح رودخانه هاي استان که مقدمه ايجاد باران است، مشاهده نشده است.
ثمره هاشمي با بيان اينکه از لحاظ وضعيت ذخاير آبي در سطح مناسبي نيستيم، يادآورشد: با توجه به رو به رشد بودن نياز به آب درسطح جامعه آب موجود به هيچ وجه جوابگوي نيازمان نيست و به عبارت ديگر مي توان گفت وضعيت منابع آب در ايران رو به وخامت است.
وي ادامه داد: در بيشتر مناطق کشور مانند استان کرمان کمبود آب و منابع آب شيرين به منابع آب زير زميني فشار فزاينده اي وارد کرده است.
ثمره هاشمي اظهار داشت: بحث طرح هاي انتقال آب از مناطق ديگر به استان کرمان با تعارضات اجتماعي در محل مبدا و با اما و اگرها مواجه شده است و قيمت تمام شده هر متر آب را براي کشاورزي غير اقتصادي نشان مي دهد.
11 هزار چاه غير مجاز در کرمان وجود دارد
وي بيان داشت: 11 هزار حلقه چاه غير مجاز در استان کرمان داريم، برداشت آب استان کرمان 6.7 ميلياردمتر مکعب و جذب آب به سفره هاي زيرزميني 5.6 ميليارد مترمکعب است که بيلان منفي 1.1ميليارد مترمکعبي را نصيب استان کرده است.
ثمره هاشمي از نشست بسياري از سفره هاي آب زيرميني در سطح استان خبر داد و گفت: بايد با کمک بخش هاي علمي کشور راهي جدي براي برون رفت از اين وضعيت بيابيم.
افراد غير کارشناس انتقال آب خليج فارس را به صرفه نمي دانند
رئيس دانشگاه علوم محيطي ماهان نيز در گفتگو با مهر ضمن اشاره به اينکه طرح انتقال آب از درياهايي چون خليج فارس و خزر به داخل شهرهاي کشور شدني است گفت: برخي افراد مي گويند اين طرح توجيه اقتصادي ندارد و نام خودشان را کارشناس آب گذاشتند در حالي که شخصا به مسئولين دولتي اعلام کردم ما اين انتقال آب را با صرفه اقتصادي انجام مي دهيم.
محمد باقر خانجاني ادامه داد: يکي از اشتباهات ديگر کارشناسان آب اين است که کارشان را جدي نمي گيرند و مسئله راندمان پايين آبياري که سالهاست از 38 درصد در کشور بالاتر يا پايين نرفته را در دهان سياست مداران انداختند.
وي در انتقاد به برخي سياست هاي مربوط به حوزه آب کشور نيز گفت: در کشور ما حرف کارشناسان مطرح علمي و محققين در اين زمينه جدي گرفته نمي شود.
خانجاني بيان داشت: در حال حاضر در خليج فارس روزانه 500 هزار متر مکعب آب دريا شيرين مي شود و در مناطقي چون کيش، کنارک و قشم مصرف مي شود در حالي که مي توانيم با صرفه اقتصادي اين امر را تبديل به 500 هزار متر مکعب آب در ثانيه کنيم.
در حالي که هزينه تسويه يک متر مکعب آب دريا با تسويه يک متر مکعب آب چاه يکسان است به محض آنکه گفته مي شود آب خزر يا خليج فارس بايد شيرين شود صفي از مخالفين در برابر اين گفته تشکيل مي شود که از اصل موضوع هيچ اطلاعي ندارند
خانجاني:
اين محقق افزود: در حالي که هزينه تسويه يک متر مکعب آب دريا با تسويه يک متر مکعب آب چاه يکسان است به محض آنکه گفته مي شود آب خزر يا خليج فارس بايد شيرين شود صفي از مخالفين در برابر اين گفته تشکيل مي شود که از اصل موضوع هيچ اطلاعي ندارند.
وي نبود مهندسين جدي در حوزه آب را يکي ديگر از دغدغه هاي منابع آبي کشور دانست و گفت: متاسفانه کارشناسان ما شناخت درستي از مسائل آب ندارند و بعضا هم مسائل و مشکلات آب را غير قابل حل اعلام مي کنند.
خانجاني با مقايسه کار علمي در حوزه آب با برق کشور گفت: در حوزه برق مسئولين کشور، کارشناسان اين رشته را جدي گرفتند سرمايه گذاري مورد نياز انجام شد و مشکل خاصي در زمينه برق کشور نداريم، در حالي که در حوزه آب اولين مشکلمان نبود سرمايه گذاري در اين حوزه است.
وي در ادامه گفت: آب مورد استفاده در شرب بايد استاندارد باشد به خصوص براي توليد مواد غذايي بايد از آبي که فاقد فلزات سنگين مضر براي بدن است، استفاده شود.
خانجاني با اشاره به آزمايشي که بر روي کشت هندوانه توسط گروه تحقيقاتي پژوهشگاه علوم محيطي ماهان انجام شده گفت: براي آزمايش اندازه گيري کادميوم در هر برگ محصول هندوانه 20 هزار تومان هزينه کرديم که يکي از مشکلات گروه هاي تحقيقاتي همين هزينه هاي سرسام آور آزمايشگاهي است.
وي تصريح کرد: متاسفانه کشاورزي در کشور ما توسط افرادي که سواد علمي ندارند انجام مي شود و هيچ کشاورزي مهندسين و کارشناسان کشاورزي را به حوزه کاري خود راه نمي دهد به همين دليل نظارت جدي و علمي روي توليد محصولات و مواد غذايي مصرفي کشور وجود ندارد که بايد فکري جدي براي توليد مواد غذايي سالم در کشور بکنيم.
















