مدیریت بحران جامعه محور(۱۰)

فاكتورهاي ارزيابي احتمال خطر

ارزيابي احتمال خطر بر پايه گروهي شامل چهار عنصر به شرح زير است :

1)  ارزيابي فاجعه: هر نوع تجربه اي در خصوص بلاياي طبيعي يا يلايايي كه ساخته دست انسان است يا هر خطري در گروه را مشخص مي كند. ارزيابي شامل طبيعت و عملكرد هر يك از خطراتي است كه گروه با آنها مواجه است.

2)  ارزيابي آسيب پذيري: مشخص كردن اينكه چه عناصري در معرض خطرند و اينكه چرا در معرض خطر قرار دارند (شرايط ناامني كه از فشارهاي فعال ناشي مي شود كه نتيجه دلايل ريشه اي يا واقعي اند.)

3)  ارزيابي تواناييها: روشهاي سازگاري مردم، منابع موجود براي آمادگي، كاهش و پاسخهاي فوري كه به اين منابع دست مي يابند و آنها را كنترل مي كنند.

4)  درك مردم از احتمال خطر: مشخص كردن درك گروهها و بخشهاي مختلف از احتمال خطر كه گروه را ساخته اند، اندازه گيري احتمال خطر فاجعه بر پايه گروهي كه بر اساس درك مردم استوار است.

نتايج ارزيابي احتمال خطر بر پايه گروهي در فهرستي كه قدرت آسيب پذيري فاجعه را تجزيه و تحليل مي كند آمده است.

نمونه اي از نتيجه مرحله ارزيابي احتمال خطر در زير آمده است:

فشارهاي وارد بر گروه كه منجر به فاجعه مي شود: افزايش آسيب پذيري 

فاجعه افزايش آسيب پذيري مردم دلايل ريشه اي فشارهاي فعال شرايط نا امني مواجه شدن به صورت فيزيكي  با بلاياي    هميشگي

 مثال HCVA در گروهها در مناطق مرتفع در فيليپين

ارزيابي احتمال خطر

ارزيابي آسيب پذيري

ارزيابي تواناييها

درك مردم از احتمال خطر

  • خشكسالي سال 1998-1997 كه ناشي از El Nino بود، بارانهاي نا متعادل
  • هجوم موشها در طول دوره خشكسالي
  • اپيدمي مالاريا در طول دوره خشكسالي
  • عملكرد نظامي، بمب گذاري در روستاها در سالهاي       1996- 1995
  • زمين شيب دار
  • تخريب جنگلها
  • عدم آبياري
  • كمبود ابزارهاي كشاورزي و حيوانات كاركن
  • كمبود منايع اصلي برداشت محصول از زمين در هر سال
  • بچه ها بد تغذيه مي شوند
  • عوامل مزمن و كمبودها
  • وابستگي به روش برش درختان و سوزاندن آنها
  • منطقه اي نظامي براي تمرين
  • غفلت و كوتاهي دولت جدا شدن از دنياي بيرون 
  • گروه فعال اجتماعي كه در شرايط بحراني مي توان به آنها تكيه كرد.
  • دانش و مهارت به منظور آماده كردن محصولات طبيعي
  • انگيزه بالا براي فراگيري تكنيكهاي جديد كشاورزي
  • برخي كشاورزان براي هميشه به زمينهايي منتقل شده كه خط تراز دارند.
  • عليرغم مهاجرت فصلي مردان، آنها تعهدات خود را در خصوص CBO ها انجام مي دهند.
  • سازمانهاي اجتماعي قوانيني را براي برش و سوزاندن درختان فراهم كردند تا اينكه جلوي تخريب جنگلها را بگيرند.
  • شبكه قوي سازمانهاي گروهي براي دفاع از زمين در برابر خواسته هاي نظامي
  • تماس با حمايت كنندگان از حقوق بشر مانند NGO ها و رسانه هاي گروهي
  • هر چند كه ارتش در منطقه حضور دارد (اما هنوز خطر احساس مي شود) مردم خشكسالي را به عنوان بدترين فاجعه ميدانند.
  • خشكسالي و بلايايي مرتبط با آن اساس زندگي آنها را تحت تأثير مي گذارند.
  • كمبود غذايي يكي از اساسي ترين مشكلات آنها است.هر فاجعه اي بهبود وضعيت معيشت آنها را به خطر مي اندازد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهندس اکبر علوی در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت 13:50 |