نخستين ماهواره زلزله شناسي ايران ساخته مي شود

نخستين ماهواره زلزله شناسي ايران ساخته مي شود
معاون سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران گفت: نخستین ماهواره زلزله شناسی کشور با نام «آیات» توسط محققان ایرانی طراحی و ساخته می شود.
 
دکتر «محمد حسن انتظاری» اظهار داشت: این ماهواره 50 تا 70 کیلوگرمی در ارتفاع پایین قرار خواهد گرفت و ماموریت اصلی آن شناسایی سیگنال هایی است که قبل و بعد از وقوع زلزله از کره زمین متصاعد می شود.
معاون سازمان پژوهش های علمی و صنعتی خاطرنشان کرد: ماهواره آیات با پردازش اغتشاشات ایجاد شده قبل و بعد از وقوع زمین لرزه سهم عمده ای در پیش بینی زلزله خواهد داشت . این ماهواره پیش نشانگرهای زلزله را در سطح وسیعی از زمین آشکارسازی و اندازه گیری می کند.
انتظاری روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا اظهار داشت: مطالعات اولیه این طرح انجام شده و قرار است بعد از تامین بودجه مرحله طراحی و ساخت این ماهواره آغاز شود .
به گفته وی براساس تفاهم نامه منعقد شده میان معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و پژوهشگاه بین المللی مهندسی زلزله قرار است این طرح با همکاری این دو نهاد انجام شود.
معاون سازمان پژوهش های علمی و صنعتی اظهار داشت: کشورها در زمینه ساخت ماهواره های زلزله شناسی در ابتدای راه هستند و هم اکنون کشورهای اندکی مانند فرانسه، چین و روسیه در این حوزه فعالیت می کنند.

تهران رتبه نخست آلودگي صوتي در کشور

معصومه ابتکار در گفتگو با خبرنگار مهر با بيان اينکه تهران از نظر آلودگي صوتي در ايران رتبه اول را داراست گفت: جلسه اي ويِژه در مورد پيگيري مصوبات شورا در رابطه با آلودگي صوتي پايتخت تشکيل شد و بخشهايي از مصوبات که مربوط به شهرداري است در حال اجرا است.



وي ادامه داد:عمده ترين عوامل ايجاد آلودگي صوتي ترافيک خودروهاي در حال حرکت و موتورسيکلتها و فعاليتهاي صنعتي، تجاري، پرواز هواپيماها و ساخت و سازها است.

ابتکار با بيان اين که احداث ديوارهاي صوتي در بزرگراهها و سنجش دائمي آلودگي صوتي در پايتخت در حال انجام است گفت: تهيه نقشه آلودگي صوتي تهران و تصويب خروج صنايع آلاينده و مزاحم از پايتخت که بخشي از آن به آلودگي صوتي مربوط مي شود. بخش ديگري از فعاليتهاي مديريت شهري در جهت کاهش اين بحران تازه پايتخت است.

وي ادامه داد: کنترل و کاهش آلودگي صوتي نياز به همکاري دستگاههاي مرتبط همچون وزارت مسکن شهرسازي ،آموزش کارگران ساختماني، سازمان نظام مهندسي و... دارد.

عضو شوراي شهر تهران با بيان اينکه استانداردهاي صوتي موتورسيکلتها و خودروها در شورا به تصويب رسيده است گفت: اين دستورالعمل ها بايد اجرايي شود و شورا نيز به طور جدي پيگير اجرايي شدن مصوباتش دراين رابطه است.

تولد رسول اکرم(ص) وامام صادق(ع) برمسلمانان مبارک

«سخنان قصار خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی (ص)»

*خداوند دین خود را بدست کافران اشاعه می دهد . * بر حذر باشید از اینکه نان قرآن بخورید . * تقیّه دین من است و هر که از آن خارج شود از من خارج است . * وای بر زنان از طلا و لباسهای زیبا  .  * زنان با اشتغال در خانه ثواب مجاهدان فی سبیل الله را می برند . * دشمنی خطرناکتر از کسی نیست که با او همخوابه می شوی . * آرایش زن در خانه عبادت اوست و در کوچه زنای اوست . * خداوند عذاب امّت مرا در دنیا نهاده است . * اکثر اهل دوزخ زنانند و کمترین ساکنان بهشت نیز زنانند . * زنا در جامعه باعث زلزله و ظلم حکومت باعث قحطی می شود . * گرانی نشانه غضب الهی است . * تب پاک کننده گناه مؤمنان است و سهمشان از دوزخ . * هر که از اعمال نیکش خوشحال و از اعمال بد خود ناراحت شود مؤمن است . * زن مردوار هرگز بر بهشت وارد نشود . * اعمال بد در همین دنیا مجازات می شود . * هر که علمی را پنهان دارد در قیامت در آتش است . * خداوند هر که را عاشق باشد مال و فرزندان از او بستاند . * هر که علمی را بیاموزاند پاداش عمل کننده به آن علم نیز به او هم برسد . * طالب علم هر گاه که بمیرد شهید است . * هر که غریب بمیرد شهید است . * هر که بواسطه علم فروشی نان خورد خداوند او را در همین دنیا سرنگون ساخته و دوزخ بر او واجب می آید . * هر که نزد غیبگو و فالگیر برود کافر است . * با هجرت همه گناهان گذشته پاک می شود . * خداوند مؤمنانش را با بیماریها پاک می کند . * شیطان بصورت زن می آید و بصورت زن می رود . * روزگاری بر مردم می رسد که هر که بخواهد دین خود نگه دارد گوئی که آتشی را در دستان خود حمل می کند . * مؤمن هر خصلتی می تواند داشته باشد الا دروغگوئی . * مرکب قلم علمای دین من از خون شهدا برتر است . * چون خدا بر قومی غضب کند قحطی و گرانی پدید می آورد و اشرارشان را به حکومت می گمارد . * چون خداوند بخواهد کسی را هلاک کند حیا را از او می گیرد . * راست بگوئید حتی اگر جانتان در خطر باشد . * شیطان همچون خون در بدن آدمی جاری است . * زین پس فقط رهروان معرفت نفس (عارفان) به حقایق دین من نائل می آیند و رستگار می شوند .


 گزيده سخنان امام صادق عليه السلام 

گذر عمر
جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست و با زيركى , ذكاوت و تيز بينى آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضايع ساختن آن, چيزى جزغم, اندوه و پشيمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد.
زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد, از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظيرى است كه برما مى گذرد; اين سخن امام صادق(ع) را بايد جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته, لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت) (1)
به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد, روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد, زيرا كار ايام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.

محاسبه روزانه نفس
حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, وان راى سيئـه استغفـر منها لئلا يخزى يوم القيمه. (2)
بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگري کند و خود حسابگر خـويـش باشـد, اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.

استقامت
لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم. (3)
اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هرآينه فـرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سايه مى انداخت و در روزمـى درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چيزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ايـن كه به آنها مـى داد.

عاقبت نيرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح. (4) هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, وهر كه برمومنى حسد ورزد, ايمان در دلـش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود.

پارسايى, كوشش و كمك به مومنان
لا تذهبـن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومـواسـاه الاخـوان فـى الله , وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس.(5)
مسلكها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى وكـوشـش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست.

نتيجه اعتماد به خدا
من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلاء صبـرا ولكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا. (6)
هركه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هركه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شكـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.

با ديگران چگونه باشيم
صل من قطعك,واعط من حرمك,واحسن الى من اساء اليك وسلم على من سبك.وانصف من خاصمك , واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـى الصالحيـن والخاطئيـن. (7)
با كسـى كه ازتو بريده بپيـوند, وبه آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن, وبا كسى كه به تو بدى كرده نيكى كـن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسى كه به تـو دشمنـى ورزيـده انصاف ورز. و كسـى كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن, همچنان كه دوست دارى كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نمي بيني كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دومـى تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟

خدا را چگونه بخوانيم
واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.(8)
صـدايت را فـرود آر, زيرا خـدايى كه نهان و آشكار را مى داند سـوال ناكـرده مى داند كه شما چه مى خواهيد.

بهشت و جهنم , خير و شر واقعى
الخيـر كله امامك , و ان الشـر كله امامك ,ولن تـرى الخير والشـرالا بعد الاخـره, لان الله جل وعزجعل الخيـر كله فى الجنه والشـر كله فـى النار لانهما الباقيان. (9)
تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينـى, مگربعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـى انـد.

جلوه و چهره اسلام
الاسلام عريان فلباسه الحياء و زينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت. (10)
اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسايى مى باشد , وبراى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بـيت است .

عمل بـراى آخرت
اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.(11)
امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـى در آخـرت را دارى.

پاداش يارى دوستان اهل بيت
لايبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب. (12)
در روزقيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى ازدوستان ما كمك كرده بـاشد, جزاين كه خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.

پرهيز از ريا و جدال و دشمنى
اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله. (13)
از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دوركنـد.

پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن
اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـى قلبه كلمه يجمع بها امره. (14)
چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اى به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.

درخواست عافيت از خدا
فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحياء. (15)
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.

دعا ، خود عمل است
اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه و الله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه. (16)
زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان رااز كردارشان م

ت بداريم
وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله ( ص) (( امرنـى ربـى بحب المساكين المسلمين منهم)). (17)
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستـى كه از ديـ ن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست, و پدر ما رسـول خدا(ص) فرمـوده: (( پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))

رابطه حسد و كفر
ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد. (18)
از حسـد ورزى به يكـديگـر بپـرهيزيـد, زيـرا ريشه كفـر, حسـد است.

اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل. (19)
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.

اعمال دشمنىآور
ثلاثه مكسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـى مـىآورد: دو رويـى , ستـم و خـودبينـى .

نشانه هاى صبر شجاعت دوستي
ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه. (20)
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.

نشانه هاى نفاق
ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان. (21)
سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد , و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.

از سه كس پرهيز کن !
لاتشـاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك. (22)
با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.

نشانه هاى بزرگواري
ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسيىء والصله بـالنفـس والمـال. (23)
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدكـردار, كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.

ديگر نشانه هاى بزرگوارى
ثلاثه تـدل علـى كـرم المـرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطـرف. (24)
سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم

نشانه هاى بلاغت
ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير. (25)
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بيهوده دورى جستـن , و بـا لفظ كم, معنـى بسيـار را رسـانـدن.

نجات در سه چيز است
النجـاه فـى ثلاث: تمسك عليك لسـانك, ويسعك بيتك و تنـدم على خطيئتك. (26)
نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطايت پشيمان شوى.

انس وصفا در سه چيز است
الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافى. (27)
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.

سه چيز , تباهى مىآورند
ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذيه. (28)
سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان

سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق. (29)
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

سلامتي در گريز از سه چيز است
ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشياء كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء. (30)
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد, سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.

كمال احسان به سه چيز است
لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به. (31)
احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.

سه ويژگي که ايمان راسودمند کنند
من لم تكن فيه ثلاث خصال لم ينفعه الايمان: حلم يرد به جهل الجاهل , و ورع يحجزه عن طلب المحـارم و خلق يـدارى به النـاس. (32)
هـركه سه خصلت در او نبـاشـد, ايمـان به او سـودى نـرسـاند:
1- حلمـى كه بـا آن ,نـادانـى نـادان را بـرطـرف كند,
2- پـارسـايـى اى كه از طلب حـرام بازش دارد,
3- و اخلاقـى كه به وسيله آن بـا مـردم مـدارا كنـد.

چگونه دانش اندوزي کنيم
اطلبوا العلم و تزينوا معه بالحلم والوقار وتواضعوا لمن تعلمونه العلم وتـواضعوا لمـن طلبتـم منه العلـم , ولا تكـونـوا علماء جباريـن فيذهب بـاطلكـم بحقكـم. (33)
دانش بيـاموزيد و بـا آن خـود را بـه بردبارى وسنگيـنى بيـاراييد و بـا دانـش آمـوزان خود فروتـن باشيد, و دربرابراستاد خـويـش تـواضع كنيـد, و از عالمان متكبـر , مستبـد نبـاشيـد كه رفتار ناحقتـان حق شمـا را از بيـن بـرد.

اعتماد بر حسب شناخت
اذا كان الزمان زمان جـور و اهله اهل غدر فالطمانينه الى كل احـد عجز. (34)
هـرگاه زمان, زمان جـور و ستم باشـد واهل زمانه اهل غدر و نيرنگ, اعتماد و دلبستگى به هر كسى عجز و درماندگى است.

نتيجه تمايل به دنيا
الـرغبه فـى الـدنيـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنيا راحه القلب و البـدن. (35)
رغبت و تمايل به دنيا مايه غم و اندوه, و زهد و بـى ميلى به دنيا سبب راحتى قلب و بدن است.

صفات آمر به معروف و ناهى از منكر(خير خواهان )
انمـا يـامـر بـالمعروف و ينهى عن المنكر من كـانت فيه ثلاث خصال:
1- عالم بما يامر, عالم بما ينهى.
2- عادل فيما يامر, عادل فيما ينهى.
3- رفيق بما يـامـر , رفيق بما ينهى. (36)
كسـى امـر به معروف و نهى از منكـرمى كند كه در او سه ويژگى باشد :
1- به آنچه امـر كنـد دانـا بـاشـد و بـدانچه نيز نهى كنـد دانـا بـاشد,
2- در آنچه امـر كنـد عادل بـاشـد و در آنچه نيز نهى كنـد عادل بـاشد,
3- به آنچه امر كند با نرمش امر كند و بدانچه نيز نهى كند با نرمش نهى كند.

زمامدار ستمگر
مـن تعرض لسطـان جـائر فاصـابته منه بليه لم يوجـر عليها و لم يـرزق الصبر عليها. (37)
هر كه از زمامدار ستمگر, طالب فضل واحسانى شـود, از او بلايى بيند كه , بر آن پـاداش نيـابـد و صبـر بـرآن روزى او نشـود.

بهترين دوست
احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى. (38)
محبـوبتـرين بـرادرانـم نزد من, كسـى است كه عيبهايـم را به من اهدا كنـد.

برترى جوينده گمراه
مـن دعا النـاس الـى نفسه و فيهم مـن هـو اعلـم منه فهـو مبتـدع ضـال. (39)
هر كه با وجود داناتر از خود, مردم را به اطاعت از خود دعوت كند بدعت گزار و گمراه است.

آثار صله رحم (ارتباط با بستگان)
ان صله الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصـلوا اخـوانكم و بـروا اخـوانكـم و لـو بحسـن السلام و رد الجواب. (40)
به راستـى كه صله رحـم و نيكـوكارى , حساب را آسان كند واز گناهان جلوگيرى نمايد پـس با برادران خود صله رحم و نيكى كنيد گر چه به نيكو سلام دادن و جواب سلام باشد.

دوستدار دنيا
من تعلق قلبه بالدنيا, تعلق قلبه بثلاث خصال: هم لايفنى, و إمل لا يدرك, و رجإ لا ينال) (41)
امام صادق(ع) فرمود: هركس دل به دنيا ببندد به سه خصلت گرفتار خواهد شد:
1- اندوهى كه پايان ندارد.
2- آرزويى كه به آن دسترسى ندارد.
3- اميدى كه بدان نرسد.

پشيمان ترين افراد
ان من اعظم الناس حسره يوم القيامه, من وصف عدلا ثم خالفه الى غيره. (42)
پشيمان ترين شخص در روز قيامت, كسى است كه براى مردم از عدالت سخن بگويد, اما خودش به ديگران عدالت روا ندارد.

انسان دو چهره
من لقى المسلمين بوجهين و لسانين, جإ يوم القيامه و له لسانان من نار. (43)
هركس با مسلمانان با دو چهره و دو زبان برخورد كند, روز قيامت با دو زبان از آتش وارد عرصات محشر خواهد شد.

مورد توجه پيشواى ششم(ع)
امام صادق(ع) به عبدالله بن ابى يعفورفرمود: اى عبدالله! دقت كن درآن چيزى كه حضرت على(ع) را پيش رسول الله(ص) سرافراز كرد و به آن مقامات عالى رساند.پس توهم آن ها رابراى خودت لازم بدان وخودت را به آن صفت هاى زيبا بيارا. بدان! مطئنا على (ع) درنزد پيامبر(ص) به آن درجه و عظمت نرسيد, مگر با دو چيز:
1- راستي
2- امانت داري . (44)

بـهـتـرين بندگان
ان خـير العباد من يجتمع فيه خمس خصال : اذا احسن استبشر, واذا اساء استغفر,واذا اعطى شكر, واذا ابتلى صبر, واذا ظلم غفر. (45)
بـهـتـرين بندگان كسى است كه در او پنج خصلت جمع باشد: هنگامى كه نيكى كند,شاد باشد,مـرتـكب كار بدى شود, استغفار كند, نعمتى به وى رسد, شكرش را به جاى آورد, بلايى بر او نازل شود, شكيبايى كند, و ستمى بر او شود, عفو نمايد.

ارزش عمل همراه با يقين
واعـلـم ان الـعـمـل الـدائم القليل على اليقين افضل عند اللّه من العمل الكثير على غيريقين .(46)
بـدان بـه درستى كه عمل دايمى اندك , كه همراه با يقين باشد , نزد خداوند متعال , افضل از عمل بسيارى است كه با يقين همراه نباشد.

شناسائي بردبار، شجاع، برادر ديني
ثلاثة لا تعرف الا في ثلاثة مواطن : لا يعرف الحليم الا عند الغضب , ولا الشجاع الا عند الحرب , ولا اخ الا عند الحاجة. (47)
سه خصلت است كه شناخته نمى شود مگر در سه جا: بردبار شناخته نمى شودمگردرهنگام خشم , شـجـاع شـنـاخـتـه نـمـى شـود مگر در هنگام نبرد, و برادر دينى شناخته نمى شود مگر در زمان نيازمندى.

راه بهشتى شدن
حضرت امام جعفر صادق(ع) سه راه را فراروى جويندگان بهشت قرار داده است:
1ـ پيروى از أمه عليهم السلام .
2ـ برأت از دشمنان.
3 ـ سخن گفتن آگاهانه و سكوت هنگام نا آگاهى. (فكل من قصدنا و تولانا و لم يوال عدونا و قال ما يعلم و سكت عما لايعلم او اشكل عليه فهو فى الجنه) (48)
هر كس جويا و پيرو ما باشد و از دشمنان ما پيروى نكند و چيزى كه مى داند , بگويد و از آن چه كه نمى داند , يا بر او مشكل (مشتبه) است, سكوت كند, در بهشت است.

ارزش سكوت
عليك بالصمت, تعد حليما, جاهلا كنت او عالما, فان الصمت زين لك عندالعلمإ و سترلك عندالجهال. (49)
عالم باشى يا جاهل , خاموشى را برگزين تا بردبار به شمار آيى ; زيرا خاموشى نزد دانايان زينت و در پيش نادانان پوشش است.

نشانه هاى ناتوانى
قد عجز من لم يعد لكل بلإ صبرا و لكل نعمه شكرا و لكل عسر يسرا. (50)
ناتوان است كسى كه براى هر بلايى صبرى, براى هر نعمتى شكرى و براى هر سختى آسانى آماده نكند.

عوامل ايجاد اتحاد بين مردم
در حـديث آن حضـرت آمـده است: هر گاه نزديكـى و ارتباطهاى مردم بـر سه پايه و محور استوار نباشد, آن جماعت درمعرض سستى و فروپاشى و وارد شدن وهـن بر آنان است و هميـن مساءله, زمينه سـاز شمـاتت دشمنان و بـدزبـانـى و طعنه بـدخـواهان مى گردد. آن سه محور وحدت آفرين اينهاست:
1ـ ترك حسد
2ـ پيوند و ارتباط
3ـ تعاون و يارى امام صادق(ع)
پيامـد هر يك از سه نكته فـوق را نيز بيان مـى فرمايـد: اما متـن كلام آن حضرت:
1ـ ((تـرك الحسـد فيما بينهم, لئلا يتحزبـوا فيتشتت امرهـم)) براى پيشگرى از ضعف و سستـى جامعه اسلامى آن است كه در ميان خـود, حسد را نسبت به يكـديگرترك كنند, تا دسته دسته و گروه گروه نشـوند و گرفتار تشتت و تفرقه در امور نگردند.
2ـ ((و التـواصل, ليكـون ذلك حـاديـا لهم علـى الالفه)) تـواصل و پيـونـد ارتباط با يكـديگـر است, تا ايـن پيـونـد آنان را به الفت و همبستگـى بكشاند.
3ـ ((و التعاون, لتشملهم العزه)) يـارى و تعاون است, تا عزت آنان را فرا گيرد. (51)
حضرت مـى فرمايد: برادران دينى درميان خـود به سه چيزنيازمندند, اگر ايـن سه را داشتند يا به كار گرفتند, عزتمند ومتحدند, وگرنه گرفتار جـدايـى, مباينت, كينه و تبـاغض مـى شـونـد. آن سه محور, اينهاست: ((... وهى: التناصف, و التراحـم و نفى الحسد.)) (52)
مراعات انصاف با يكديگر, نسبت به هـم شفقت و تـرحـم داشتـن تـرك حسـد و رشك بردن.

توجه به ظرفيت افراد
امام صادق(ع) شخصى را بـراى ماءموريتى بـه منطقه اى فرستاد. او در گزارش خود بـه امام از مردم منطقه بـه شدت انتقاد كرد. امام
فرمود:اى سراج, ايمان ده درجه دارد. بعضى يك درجه ايمان دارند وبعضى دو درجه.بعضى هم هفت تا ده درجه. نبايد كسانى كه ايمان كاملترى دارند از ديگران بيش از ظرفيت آنها توقع داشته بـاشند.

نابودي شش گروه به شش چيز
يهلك اللّه ستابست : الا مراء بالجور, والعرب با لعصبية , والدهاقين بالكبر , والتجار بالخيانة , و اهل الرستاق با لجهل , والفقهاء بالحسد. (53)
خداوند متعال شش گروه را به شش خصلت از بين مى برد : زمامداران را به ستمكارى , عرب را به عصبيت (ملى گرايى ) , دهقانان ( دهبانان ) را به خودخواهى ,بازرگانان را به خيانت , روستاييان را به نادانى و فقها را به حسادت .

ولايت پذيري
امام صادق(ع) همواره مساءله ولايت را مطرح مى كرد, و مى فرمود:
((ولايت از نماز, روزه, زكات و حج برتر است, و دليل آن را چنين ذكر مى كرد: ((لانها مفتاحهن والوالى هو الدليل عليهن; (54)
زيرا ولايت كليد همه آنها است, و حاكم و رهبر, راهنماى مردم به سوى همه آنها است.)) و گاهى مى فرمود:
((من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فيه كان قرينه فى النار; (55)
كسى كه سلطان ستمگرى را تمجيد كند, و دربرابر او فروتنى و كرنش نمايد, تا در كناراو به نوايى برسد, چنين كسى همدم آن سلطان
در ميان آتش دوزخ خواهد بود.)) و زمانى ديگر از رسول خدا(ص) نقل مى كرد كه فرمود: ((الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا فى الدنيا; (56)
علماى دين نمايندگان امين پيامبران هستند تا هنگامى كه وارد در دنيا نشده اند.)))
شخصى از رسول خدا(ص) پرسيد:نشانه ورود آنها در دنيا چيست؟
رسول خدا(ص) فرمود: ((اتباع السلطان, فاذا فعلوا ذلك فاحذروهم على دينكم; (57)
پيروى سلطان, هرگاه دانشمندان چنين كنند, براى حفظ دينتان از آنها بپرهيزيد.))

رسم رفاقت
دوست خوب يكى از سرمايه هاى بزرگ زندگى و از عوامل خوشبختى آدمى است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مى كند و شادمانى و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مى داند.
رفيق شايسته, براى جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اى است كه در شكل دهى شخصيت او نقش بزرگى ايفا كرده, اولين احساسات واقعى نوع دوستى را در وى ايجاد مى كند.
جوان از يك سو به كشش طبيعى و خواهش دل, عاشق دوستى و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يك يا چند نفراز همسالان خود هست وازطرف ديگر براثراحساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلانى ممكن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهكار افتد، از اين رو خطر وجود دوستان بد وناپاك, اين نگرانى را در جوان ايجاد مى كند كه چگونه يك دوست خوب و يكدل را انتخاب كنم؟
امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى داند:
1 ـ كسى كه مانند غذا به آن نياز هست و آن (رفيق عاقل) است.
2 ـ كسى كه وجود او براى انسان به منزله بيمارى مزاحم و رنج آور است و آن (رفيق احمق) است.
3 ـ كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن (رفيق روشن بين و اهل خرد) است. (58)

شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواى ششم, اين گونه است:
(رفاقت, حدودى دارد, كسى كه تمام آن حدود را دارانيست, كامل نيست, و آن كس كه داراى هيچ يك از آن حدود نيست, اساسا دوست نيست:
1 ـ ظاهر و باطن رفيق, نسبت به تو يكسان باشد.
2 ـ زيبايى و آبروى تو را جمال خود بيند و نازيبايى تو را نا زيبايى خود بداند.
3 ـ دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام, روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4 ـ در زمينه رفاقت, از آنچه در اختيار دارد, نسبت به تو مضايقه ننمايد.
5 ـ تو را در مواقع گرفتارى و مصيبت ترك نگويد.) (59)
دوست آينه تمام نماى دوست است و دو دوست مثل دو دست اند كه آلايش يكديگر را مى شويند و به فرموده امام صادق ( ع ) :
كسى كه بيند دوستش روش ناپسندى دارد و او را بازنگرداند, با آنكه توان آن را دارد, به او خيانت كرده است. (60)
همچنين فرموده اند: دوست داشتنى ترين برادر من كسى است كه عيوب مرا به من هديه كند (به من بازگو كند). (61)
امام صادق(ع) ضمن تإكيد فراوان به انتخاب دوست خوب وپايدارى دراين دوستى, جوانان را ازرفاقت با نادان و احمق پرهيز مى دهد:
كسى كه از رفاقت با احمق پرهيز نكند, تحت تإثير كارهاى احمقانه وى قرارمى گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مى شود. (62)
در فرهنگ نورانى حديثى ما, جوانان را از رفاقت با بدنامان بر حذر داشته, آنان را به دورى از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مى سازند. (63)
امام صادق(ع) مى فرمايد:
(از سه طأفه مردم كناره گيرى كن وهرگز طرح دوستى ورفاقت با آن مريز;خأن, ستمكار وسخن چين. زيرا كسى كه براى توبه ديگرى خيانت كند, روزى نيز به تو خيانت خواهد كرد و كسى كه براى تو به ديگران ظلم و تجاوز كند, به تو نيز ظلم خواهد كرد و كسى كه از ديگران نزد تو سخن چينى كند, عليه تو نيز نزد ديگران نمامى خواهد نمود.) (64)
راه و (رسم رفاقت) در ثبات و پايدارى دوستى موثر است.
گوشه اى از شيوه آن را دركلام امام صادق(ع) مى نگريم: (كمترين حق آن است كه:
دوست بدارى براى او چيزى كه براى خود دوست مى دارى. كراهت داشته باشى درحق او, ازآن چه براى خود كراهت دارى.ازخشم او بپرهيزى, به دنبال رضا وخشنودى او باشى. با جان و مال و زبان ودست و پايت او را كمك كنى. مراقب وراهنماى او و آيينه او باشى. سوگندش را قبول كنى, دعوتش را اجابت نمايى, هرگاه بيمار شد,به عيادتش بروى وهرگاه فهميدى حاجتى دارد, قبل از اين كه بگويد, آن را انجام دهى, و وى را ناگزير نكنى كه انجام كار را از تو درخواست كند...) (65)

رهنمودهاي امام (عليه السلام) به عبدالله بن جندب
عبدالله بن جندب كيست؟
عبدالله بن جندب ازعلماى بزرگ شيعه و راويان پارسا ومورد اطمينان درسده دوم هجرى و ازياران امام صادق, امام كاظم وامام رضا عليهم السلام است. (66)

هشدار به دوستان
امام صادق ( ع ) دراولين جمله از سفارش هاى سازنده خود, به دوستان خود هشدار مى دهد و آن ها را از خطر دام هاى شيطان آگاه مى سازد:
(ياعبدالله! لقد نصب ابليس حبأله فى دارالغرور فما يقصد فيها الااوليأنا);
اى عبدالله! ابليس دام هايش را در دنياى فريبنده فقط به قصد شكار دوستان ما پهن كرده است. يابن جندب! ان للشيطان مصأد يصطادبها فتحاموا شباكه ومصأده.)
اى پسر جندب! شيطان مكان هايى براى شكار دارد. مواظب دام ها و شكارگاههاى او باشيد!
عبدالله بن جندب مى پرسد: يابن رسول الله(ص) و ماهى؟
اى پسرفرستاده خدا! آنها چيستند؟
(اما مصائده فصد عن برالاخوان, و اما شباكه فنوم عن قضإ الصلوات التى فرض الله.)
اما از ابزارهاي شكار اوجلوگيري از محبت ونيكى دوستان به يکديگر و از دام هاى شيطان خواب درهنگام نماز تا جائي که قضا گردد.

فايده هاى نيكى به برادران
دررفتارها و روابط اجتماعى, كه تشكيل دهنده بخش عظيمى اززندگى انسان ها, است, داشتن حس هميارى و روحيه نيكى به برادران
دينى نشانده دهنده پويايى و سلامت جامعه است.امام صادق(ع) از سويى بى توجهى به آن را شكارگاه شيطان شمرده و از سوى ديگر
اهميت و ارزش اين خصلت نيكو را با ذكر گوشه هايى از آثار و فوأد آن, اين گونه بيان داشته است:

الف ـ عبادت خدا
(اما انه مايعبدالله بمثل نقل الاقدام الى برالاخوان و زيارتهم). (67)
آگاه باش! همانا خداوند به چيزى مانند گام برداشتن در راه نيكى به برادران و ديدار آن ها بندگى نشده است.

ب ـ سعى بين صفا و مروه
(يابن جندب! الماشى فى حاجه اخيه كالساعى بين الصفا و المروه.) (68)
اى پسر جندب! كسى كه براى بر طرف كردن نياز برادر خود گام بر مى دارد مانند كسى است كه سعى بين صفا و مروه مى كند.

ج ـ به خون غلطيدن در راه خدا
(وقاضى حاجته كالمتشحط بدمه فى سبيل الله يوم بدر واحد); (69)
برطرف كننده نياز برادر دينى همانند كسى است كه روز بدر و احد در راه خدا به خون خود بغلطد.

د ـ همنشينى با حور
(يابن جندب! من سره ان يزوجه الله الحور العين و يتوجه بالنور فليدخل على اخيه المومن السرور); (70)
اى پسر جندب! هركه خوشحال مى شود از اين كه خداوند او را به ازدواج حور العين در آورد و تاج نور بر سرش نهد بايد دل برادر مومنش را شاد سازد.

عقوبت سستى دررفع نياز برادران
(ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم); (71)
خداوند امتى را عذاب نخواهد كرد, مگر در وقتى كه نسبت به حقوق برادران نيازمند خود سستى نمايند.

آسيب شناسى روابط اجتماعى
امام جعفرصادق(ع) چند مورد از آسيب هاى روابط اجتماعى را چنين بيان كرده است:
1 ـ غش: خيانت, نيرنگ وكلاه بردارى.
2 ـ تحقير: خوار و كوچك شمردن ديگران و بى توجهى به شخصيت آن ها.
3 ـ دشمنى: كينه توزى و درگيرى.
4 ـ حسادت: ناراحت شدن از خوبى هاى ديگران و خير ديگران را نخواستن.
(و من غش اخاه وحقره وناواه جعل الله النار مإواه, و من حسد مومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح فى المإ); (72)
هركس به برادر مومنش نيرنگ زند و او را كوچك و خوار شمارد و با او درگير شود, خداوند جايگاهش را آتش قرار دهد و هر كه به مومنى حسادت ورزد ايمان در دلش آب شود, همانند آب شدن نمك در آب.)

زيان هاى غفلت از نماز
امام صادق(ع) در ادامه سفارش هايش به عبدالله بن جندب فرمود:
(يابن جندب! اقل النوم بالليل و الكلام بالنهار فما فى الجسد شيىء اقل شكرا من العين واللسان, فان ام سليمان فالت لسليمان (ع) يابنى اياك و النوم فانه يفقرك يوم يحتاج الناس الى اعمالهم); (73)
اى پسرجندب! درشب كم بخواب و در روز كم بگو, زيرا درجسم آدمى عضوى كم سپاس تر از چشم و زبان نيست. همانا مادر سليمان
به سليمان گفت: پسرم! از خواب بپرهيز, زيرا تو را در روزى كه مردم به اعمال و كردار خود نيازمندند, سخت محتاج مى كند.
باتوجه به نياز طبيعى و لازم انسان به خواب , مذمت آن در اين سخنان مربوط به پرخوابى و خواب هايى است كه انسان را از انجام وظايف دينى و دنيايى باز مى دارد.

كردارهاى برتر
(يابن جندب! صل من قطعك,واعط من حرمك, واحسن الى من اسإ اليك, وسلم على من سبك, و انصف من خاصمك,واعف عمن ظلمك, كما انك تحب ان يعفى عنك , فاعتبر بعفوالله عنك , الاترى ان شمسه اشرقت على الابرار و الفجار و ان مطره ينزل على الصالحين و الخاطئين.) (74)
اى پسر جندب ! با كسى كه از تو بريده, وصل كن; به كسى كه چيزى به تو نداده, چيز بده; با كسى كه به تو بدى كرده, خوبى كن; به
كسى كه به تودشنام داده, سلام كن; باكسى كه با تو دشمنى كرده,انصاف داشته باش و از كسى كه به تو ظلم كرده, در گذر, همچنان كه دوست دارى از تو در گذرند. پس از گذشت خداوند از خودت عبرت بگير. آيا نمى بينى خورشيد خداوند برخوبان و بدان مى تابد و بارانش بر صالحان و مجرمان نازل مى شود؟

سيماي شيعه در نگاه امام صادق ( عليه السلام )
حضرت بـه شيعيان تـوصيه و سفارش مى كردند كه بـه زيارت يكديگر بـرويد , كـه اين ديد و بـازديدها دل هايتـان را زنده مـى دارد. و احاديث و سخنان ما را بـه يكديگر نقل كنيد, كه سخنان و احـاديث ما, شما را به يكديگر پيوند مى دهد و بهره گيرى از آنها هدايتتان مى كند و نجاتتان مى بخشد.
اما اگر آنها را تـرك كنيد گمراه شده و هلاك مى گرديد. پـس بـه احاديث و سخنان ما تـوجه نمائيد كه من نجات شما را بـا عمل بـه آنها تضمين مى كنم.

آخرت
قد جلت الاخره فى اعينهم حتى ما يريدون بها بدلا... و انما كانت الدنيا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم; (75)
آخرت در نگاه آن ها بسيار بزرگ است, به اندازه اى كه چيزى را با آن عوض نمى كنند... و دنيا نزد آن ها همانند مار گزنده و دشمن بى زبان است.
پيروان حقيقى و دوستان واقعى خاندان نبوت عليهم السلام به چيزى جز آخرت نمى انديشند و تمام كردارها و رفتارهاى خود را با نگاه به آخرت مى سنجند. دنيا در نظر مومن وسيله اى است براى رسيدن به هدفى بزرگ كه همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقيقى اهل بيت عليهم السلام از مواهب دنيوى بهره مى برند, اما هرگز زندگى جاودان را با زندگى گذراى دنيا عوض نمى كنند.

انس با خدا
(انسوا بالله واستوحشوا مما به استإنس المترفون); (76)
آن ها با خدا انس گرفته اند و از آن چه كه مال اندوزان به آن انس گرفته اند, در هراسند. مومنان ازنعمت هاى الهى بهره مى برند اما به آن ها وابسته نمى شوند.وابستگى به مال دنيا موجب بندگى انسان دربرابر ماديات خواهد شد. زراندوزان هماره به ثروت خود وابسته اند. شيعيان واقعى با ياد خدا آرامش مى يابند نيستند.
حضرت صادق(ع) پس ازبرشمردن اين دوويژگى مهم,فرمود:(اولئك اوليأى حقا بهم تكشف كل فتنه وترفع كل بليه);(77)
آن ها دوستان حقيقى من هستند. به وسيله آن ها فتنه شكست مى خورد و هرگرفتارىها بر طرف مى شود.

سخاوت
(يابن جندب! ان شيعتنا يعرفون بخصال شتى: بالسخإ و البذل للاخوان); (78)
اى پسر جندب! همانا شيعيان ما به چند خصلت شناخته مى شوند: به سخاوت و بخشش به برادران.

خواندن پنجاه ركعت نماز و رعايت وقت نماز
(وبإن يصلوا الخمسين ليلا و نهارا... و يحافظون على الزوال); (79)
شيعيان ما در شبانه روز پنجاه ركعت نماز مى خوانند و توجه به وقت نماز ظهر (خواندن نماز اول وقت) دارند. ((ابوبـصـير)) مى گويد: امام صـادق(ع)در آخـرين لحـظه هاى عمرش فرمود: همه اقوام و خويشان مرا خبر كنيد.
همين كه همه بـستـگانش را خبـر كرديم و همه در خانه حضرت جمع شدند , حـضرت فرمود: شـفاعت ما هرگز نصيب كسـى كه نماز را سـبـك مى شمارد نخواهد شد.

دورى از پرخاش و داد و فرياد
(لايهرون هريرالكلب); (80)
شيعيان ما همانند سگ وزوزه نمى كشند.

دورى از طمع
(ولايطمعون طمع الغراب); (81)
شيعيان ما همانند كلاغ طماع و حريص نيستند.

دورى از دشمنان
(و لايجاورون لنا عدوا و لا يسإلون لنا مبغضاولوماتوا جوعا); (82)
شيعيان ما با دشمنان همسايگى نمى كنند و اگر از گرسنگى بميرند, چيزى از آن ها نمى خواهند.

دقت در خوراك
(شيعتنا لايإكلون الجرى... و لا يشربون مسكرا); (83)
شيعيان ما مارماهى نمى خورند.. . و شراب نمى نوشند.

شيوه برخورد با گناهكاران
1- گفتن خوبى ها و پرهيز از سخن ناروا
(يابن جندب لاتقل فى المذنبين من اهل دعوتكم الا خيرا); (84)
اى پسر جندب! به گناهكاران از همكيشان خود جز خوبى و نيكويى چيزى مگو. در برخورد با گناهكاران بايد با سخنان نيكو و گفتن خوبى هاى آنان, اميد مرده در آن ها را زنده كرد و از خشونت, گفتار ناروا و بازگو نمودن لغزش هاى آن ها پرهيز كرد ; زيرا چنين برخوردهايى مجرمان را از پيمودن راه درست نااميد و نسبت به دين و آموزه هاى آن گريزان مى سازد.

2 ـ در خواست توفيق براى گناهكاران
(واستكينوا الى الله فى توفيقهم); (85)
توفيق آن ها را خاضعانه از خداوند بخواهيد.

3 ـ در خواست توبه براى گناهكاران
(ان الله يحب التوابين); خداوند كسانى كه بسيار توبه مى كنند را دوست دارد. (86)
توبه روشى است كه امام صادق(ع) براى پاكسازى گناهكار توصيه كرده است: شيعيان واقعى بايد ازخدا بخواهند كه گناهكاران ازكردارناشايست خودپشيمان شوند وبه سوى خدا بازگردند, زيرا خداوند بسيار توبه پذير و بخشنده است; (اناالله هوالتواب الرحيم) (87)

دورى جستن از عقايد منحرف
خطر بدعت ها, گرايش هاى منحرف و قرأت هاى ناصواب از دين, هميشه متوجه جوامع شيعى بوده است.
(يابن جندب! بلغ معاشر شيعتنا و قل لهم: لاتذهبن بكم المذاهب); (88)
اى پسر جندب! به شيعيان ما بگو; مبادا را عقايد منحرف, شما را از مذهب خودتان بيرون برد.

اساس اسلام
آخرين جمله از سفارش هاى امام صادق(ع) به ابن جندب درباره اهميت و ارزش محبت اهل بيت عليهم السلام است.
(لكل شيىء اساس و اساس الاسلام حبنا اهل البيت); (89)
هرچيزى را پايه اى است و پايه اسلام, محبت ما, اهل بيت عليهم السلام است.

منابع آب کرمان به مرحله هشدار رسيد/ لزوم انتقال آب خليج فارس به کرمان

  کاهش شديد بارندگي، برداشت منفي 1.1 ميليارد مترکعبي از منابع آب زير زميني، اجرايي نشدن انتقال آب حوزه به حوزه و عدم برنامه ريزي براي بهره وري از منابع موجود وضعيت منابع آبي کرمان را به مرحله هشدار رسانده است.

به گزارش خبرنگار مهر، کرمان استاني کويري است که از پائين ترين سطح بارش در کشور در شرايط عادي برخوردار است اما خشکسالي 15 ساله و تداوم آن در سال جاري ميزان بارندگي اين استان را از حد نرمال نيز پائين تر آورده است بطوريکه برخي از شهرهاي مهم کرمان در بخش کشاورزي در فهرست ميزان بارندگي جز سه شهر انتهاي جدول قرار گرفته اند که مي توان در اين خصوص به رفسنجان و انار اشاره کرد.

بروز اين وضعيت در سال جاري و افت شديد منابع آبي دشتهاي کرمان حتي موجب شده است در کنار اتمام منابع آبي و يا شور شدن آنها محلهاي طبيعي ذخيره آب زير زميني نيز در حال تخريب قرار گيرد که نتيجه اي جز نشست دشتهاي کرمان را در بر ندارد و اين در حالي است که همچنان برداشت 1.1 ميليارد مترمکعبي آب به صورت منفي در کرمان ادامه داد و نکته جالب توجه اينکه نقش چاههاي غير مجاز در اين زمينه غير قابل انکار است.

ميزان بارندگي در کرمان به حدي گزارش شده است که تقريبا هيچ تاثيري بر منابع آبي نداشته است و عملا آبي براي استحصال در بخش آبهاي سطحي قابل استحصال وجود نداشته است.



از سوي ديگر طرحهاي آبياري مکانيزه به کندي پيش مي رود در حاليکه با توجه به وضعيت استان کرمان در بخش منابع آبي بارها در خبرگزاري مهر پيشنهاد شده است که مسئولان وزرات جهاد کشاورزي در اين بخش به کرمان نگاه ويژه داشته باشند هيچ اقدامي نشده است و توجه نشده که استان يک سوم باغهاي کشور را در خود جاي داده است و محصولي استراتژيک همچون پسته که جز صادرات غير نفتي عمده محسوب مي شود و سالانه 1.6 ميليارد دلار ارز عايد کشور مي کند در معرض خطر جدي قرار گرفته است.

در برخي دشتها ديگر امکان آبياري مکانيزه وجود ندارد

بي توجهي به اين امر عملا موجب شده در برخي دشتهاي کرمان به دليل بالا رفتن سختي آب و به قول کشاورزان تلخ شدن آب ديگر امکان آبياري مکانيزه وجود نداشته باشد.

اين روند در حالي ادامه داد: که انتقال آب حوزه به حوزه در مبداء انتقال با مخالفتهايي رو برو شده است و عملا اجرا اين طرحها به مشکل اساسي برخورد کرده به همين دليل برخي مسئولان طرحهايي همچون انتقال آب از تاجيکستان را مطرح مي کنند.

در اين ميان طرحهاي همچون انتقال آب خليج فارس که در بسياري از کشور هاي حوزه خليج فارس در حال اجرا است و در برخي شهرهاي داخل کشور همچون کيش و قشم نيز دنبال مي شود با تاخير مواجه شده و سالهاست هر زمان که از مسئولان در اين خصوص پرسش مي شود جواب هميشگي را مي دهند که طرح در مرحله مطالعه است.

لزوم انتقال آب خليج فارس به کرمان/ کاهش شديد بارندگي در کرمان؛ يک سال و 47 ميليمتر باران

به نظر مي رسد با ادامه روند کنوني و مشکلات تامين آب در کرمان بايد طرح انتقال آب از خليج فارس را با جديت بيشتر و در فاز عملي دنبال کرد.

اين درحالي است که رئيس مرکز پيش بيني هواشناسي کرمان نيز در گفتگو با مهر از کاهش شديد بوده است بطوريکه در سال زراعي جديد در استان کرمان 47.8 ميليمتر باران باريده است.

حميده حبيبي افزود: جيرفت، بم، کهنوج، رفسنجان، انار لاله زار، شهداد، سيرجان، بافت و زرند شاهد کاهش بارندگي در استان بوده اند.

امسال هيچ جريان آبي در رودخانه ها جاري نشده/ از رگه هاي آب براي تامين نياز استفاده مي کنيم

رئيس شرکت مهندسي آب و فاضلاب کشور در گفتگو با مهر اظهارداشت: در استان کرمان به دليل محدوديت منابع آبي و افت سفره هاي آبي ناچار از رگه هاي آب استفاده مي کنيم.

سيدمهدي ثمره هاشمي تصريح کرد: از اول سال آبي جديد که مهرماه 90است تاکنون 22ميليمتر بارندگي در استان کرمان داشته ايم که متوسط بلند مدت آن 77ميليمتر است و در اين مدت هيچ جريان سطحي در سطح رودخانه هاي استان که مقدمه ايجاد باران است، مشاهده نشده است.

ثمره هاشمي با بيان اينکه از لحاظ وضعيت ذخاير آبي در سطح مناسبي نيستيم، يادآورشد: با توجه به رو به رشد بودن نياز به آب درسطح جامعه آب موجود به هيچ وجه جوابگوي نيازمان نيست و به عبارت ديگر مي توان گفت وضعيت منابع آب در ايران رو به وخامت است.

وي ادامه داد: در بيشتر مناطق کشور مانند استان کرمان کمبود آب و منابع آب شيرين به منابع آب زير زميني فشار فزاينده اي وارد کرده است.

ثمره هاشمي اظهار داشت: بحث طرح هاي انتقال آب از مناطق ديگر به استان کرمان با تعارضات اجتماعي در محل مبدا و با اما و اگرها مواجه شده است و قيمت تمام شده هر متر آب را براي کشاورزي غير اقتصادي نشان مي دهد.

11 هزار چاه غير مجاز در کرمان وجود دارد

وي بيان داشت: 11 هزار حلقه چاه غير مجاز در استان کرمان داريم، برداشت آب استان کرمان 6.7 ميلياردمتر مکعب و جذب آب به سفره هاي زيرزميني 5.6 ميليارد مترمکعب است که بيلان منفي 1.1ميليارد مترمکعبي را نصيب استان کرده است.



ثمره هاشمي از نشست بسياري از سفره هاي آب زيرميني در سطح استان خبر داد و گفت: بايد با کمک بخش هاي علمي کشور راهي جدي براي برون رفت از اين وضعيت بيابيم.

افراد غير کارشناس انتقال آب خليج فارس را به صرفه نمي دانند

رئيس دانشگاه علوم محيطي ماهان نيز در گفتگو با مهر ضمن اشاره به اينکه طرح انتقال آب از درياهايي چون خليج فارس و خزر به داخل شهرهاي کشور شدني است گفت: برخي افراد مي گويند اين طرح توجيه اقتصادي ندارد و نام خودشان را کارشناس آب گذاشتند در حالي که شخصا به مسئولين دولتي اعلام کردم ما اين انتقال آب را با صرفه اقتصادي انجام مي دهيم.

محمد باقر خانجاني ادامه داد: يکي از اشتباهات ديگر کارشناسان آب اين است که کارشان را جدي نمي گيرند و مسئله راندمان پايين آبياري که سالهاست از 38 درصد در کشور بالاتر يا پايين نرفته را در دهان سياست مداران انداختند.

وي در انتقاد به برخي سياست هاي مربوط به حوزه آب کشور نيز گفت: در کشور ما حرف کارشناسان مطرح علمي و محققين در اين زمينه جدي گرفته نمي شود.

خانجاني بيان داشت: در حال حاضر در خليج فارس روزانه 500 هزار متر مکعب آب دريا شيرين مي شود و در مناطقي چون کيش، کنارک و قشم مصرف مي شود در حالي که مي توانيم با صرفه اقتصادي اين امر را تبديل به 500 هزار متر مکعب آب در ثانيه کنيم.


در حالي که هزينه تسويه يک متر مکعب آب دريا با تسويه يک متر مکعب آب چاه يکسان است به محض آنکه گفته مي شود آب خزر يا خليج فارس بايد شيرين شود صفي از مخالفين در برابر اين گفته تشکيل مي شود که از اصل موضوع هيچ اطلاعي ندارند
خانجاني:

اين محقق افزود: در حالي که هزينه تسويه يک متر مکعب آب دريا با تسويه يک متر مکعب آب چاه يکسان است به محض آنکه گفته مي شود آب خزر يا خليج فارس بايد شيرين شود صفي از مخالفين در برابر اين گفته تشکيل مي شود که از اصل موضوع هيچ اطلاعي ندارند.

وي نبود مهندسين جدي در حوزه آب را يکي ديگر از دغدغه هاي منابع آبي کشور دانست و گفت: متاسفانه کارشناسان ما شناخت درستي از مسائل آب ندارند و بعضا هم مسائل و مشکلات آب را غير قابل حل اعلام مي کنند.

خانجاني با مقايسه کار علمي در حوزه آب با برق کشور گفت: در حوزه برق مسئولين کشور، کارشناسان اين رشته را جدي گرفتند سرمايه گذاري مورد نياز انجام شد و مشکل خاصي در زمينه برق کشور نداريم، در حالي که در حوزه آب اولين مشکلمان نبود سرمايه گذاري در اين حوزه است.

وي در ادامه گفت: آب مورد استفاده در شرب بايد استاندارد باشد به خصوص براي توليد مواد غذايي بايد از آبي که فاقد فلزات سنگين مضر براي بدن است، استفاده شود.



خانجاني با اشاره به آزمايشي که بر روي کشت هندوانه توسط گروه تحقيقاتي پژوهشگاه علوم محيطي ماهان انجام شده گفت: براي آزمايش اندازه گيري کادميوم در هر برگ محصول هندوانه 20 هزار تومان هزينه کرديم که يکي از مشکلات گروه هاي تحقيقاتي همين هزينه هاي سرسام آور آزمايشگاهي است.

وي تصريح کرد: متاسفانه کشاورزي در کشور ما توسط افرادي که سواد علمي ندارند انجام مي شود و هيچ کشاورزي مهندسين و کارشناسان کشاورزي را به حوزه کاري خود راه نمي دهد به همين دليل نظارت جدي و علمي روي توليد محصولات و مواد غذايي مصرفي کشور وجود ندارد که بايد فکري جدي براي توليد مواد غذايي سالم در کشور بکنيم.


مانور زلزله در سيرجان برگزار شد

مانور زلزله سيرجان با حضور استاندار کرمان در روستاي ابراهيم‌آباد بخش گلستان اين شهرستان برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري فارس از سيرجان، سيد‌ حسين حسيني رئيس هلال‌احمر شهرستان سيرجان بعد از ظهر امروز در حاشيه برگزاري اين مانور اظهار داشت: اين مانور با هدف توازن عملياتي نيروهاي امدادي و به مناسبت دهه فجر برگزار مي‌شود.

وي خاطرنشان کرد: در بخش‌هاي نجات از آوار‌، اسکان اضطراري‌، کمک‌هاي اوليه‌، نجات در جاده و همچنين آموزش حمايت رواني آسيب‌ديدگان با اجراي عمليات 250 امدادگر هلال‌احمر استان کرمان از شهرهاي بافت‌، رابر، رفسنجان، بردسير، انار، کرمان و سيرجان برگزار شد.

اسماعيل نجار استاندار کرمان در اين مانور با اعلام رمز يا رسول‌الله به عنوان آغاز عمليات مانور زلزله اظهار داشت: جامعه بيدار و پوينده جامعه‌اي است که افرادي آماده‌، آموزش ديده ‌و امدادگر داشته باشد.

وي افزود‌: حوادث و وقوع آنها امري طبيعي و مهم اين است که بتوانيم در حوادث هم‌نوعان خود و جامعه انساني را نجات دهيم، لذا تأکيد مسئولان نظام و برنامه‌ريزي دولت بر اين است تا هم از حوادث جلوگيري شود و هم هنگام وقوع حادثه کمترين خسارت را داشته باشيم.

نجار عنوان کرد: اين مهم تنها با آموزش افراد امدادگر ممکن مي‌شود که الحمدالله استان کرمان در اين مسير خوب است.




میلاد رسول اکرم(ص) وامام جعفر صادق (ع) بر مسلمانان مبارک

جناب عبدالمطلب، پدر بزرگ پيغمبر (ص)، پس از آن که به کمال رشد رسيد و مناصب کعبه به او منتقل گرديد، چيزي نگذشت که فوق العاده عظمت يافته بر مردم مکه و قريش امير و مهتر شد، عبدالمطلب مردي چهار شانه، خوش سيما، اندکي چاق و پرتو جواني در چهره اش ميدرخشيد و مع الوصف تمام موهاي سرش سپيد بود.

عبدالمطلب چنان بزرگي يافت که از بلاد و کشورهاي دور، به نزد او تحف و هدايا ميفرستادند، و هر که او را زنهار ميداد در امان بود، و چون عرب را داهيه اي پيش مي آمد، او را برداشته به کوه خثبير برده قرباني ميکردند، انجام حاجات خود را به بزرگواري او ميشناختند، ديگران خون قرباني خود را بر پيشاني بتها ميماليدند، اما او جز خداي يگانه چيزي را مورد ستايش قرار نميداد ...

عبدالمطلب در آن وقت که حفر زمزم ميکرد، قريش او را استهزا نموده، گفتند: تو خوشبخت بودي اگر بيش از يک پسر داشتي. آنگاه عبد المطلب با خداي خود عهد بست که اگر او را 10 پسر آيد، يک تن را که از همه برگزيده تر باشد در راه او قرباني کند.

چيزي نگذشت که اين موهبت نيز نصيبش گشته داراي ده پسر و شش دختر شد!

اين خزانه پسران بر افتخارات او افزود، وقتي که به صحن مسجد الحرام مي آمد، ده پسر جوان او، که دنبالش بودند، هاله سر افرازي و جلال بر او انداخته، ديده ها به سويش دوخته ميشد!! او کسي بود که تير دعايش براي داشتن ده پسر به اجابت رسيده بود، اما از اين طرف موقع آن رسيده بود که عبد المطلب به عهد خود وفا نموده، يکي از پسر ها را در راه خدا قرباني کند، ولي گاهي که فکر ميکرد، دل از يکي برکند و مهر او را در نه پسر ديگر قرار دهد در موقع انتخاب عاجز ميماند.

عبد المطلب يک شب تا صبح نخوابيد، تمام آن ده نفر را مقابل نظر خود آورده، سبک و سنگين کرد، راه حلي که به نظرش رسيد اين بود: قرعه به ميان آنها کشد و انتخاب را به خدا وا گذارد.

صبح روز بعد عبدالمطلب پسرها را داخل خانه کعبه نمود و بين آنها قرعه زد. قرعه به نام عبدالله درآمد، پس عبدالله را خوابانيد تا ذبح کند، قريش مانع گشتند، و زنهاي عبدالمطلب شروع به گريه و ناله نمودند، (عاتکه) دختر عبدالمطلب، عرض کرد: پدر، بين شترهايي که در حرم داري و بين عبدالله قرعه بزن، پس او شروع به قرعه زدن نمود، و ده ده زياد کرد، تا به صد شتر که رسيد قرعه به نام شترها برآمد، و بعد عبدالمطلب اين کار را سه بار تکرار کرد، و هر سه بار قرعه به نام شترها افتاد و عبدالله به سلامت ماند.

 

وديعه الهي را به آمنه سپرد

پس از آنکه جناب عبدالمطلب با قرباني صد شتر، حيات عبدالله را خريد، چند روزي بيش نگذشت که او را با خود به منزل (وهب) برد، خواست تلخ ترين احساسات چند روز خود، و فرزندش عبد الله را با شيرين ترين کارها جبران کند.

جناب آمنه را براي عبدالله خواستگاري کرد. وهب و خانواده او به شرافت و سخاوت مشهور بودند، و آمنه به حجب و حيا، عبدالمطلب گفت: پسر من از يک خانواده قديمي است که به اصالت معروفند، شمشير و اسب، دشت و کوه، با شجاعت و قدرت و قوت او را ميشناسند.

وهب گفت: دختر من در تقوي بي نظير است.

عبدالمطلب: پسر من، براي مهر هشت شتر مياورد، و شب عروسي را من تعيين مينمايم، بدين گونه آمنه خطبه خوانده شد.

از اين طرف نزديک شده بود که کاروان قريش براي سفر شام حرکت کند، عبدالله از طرف عبدالمطلب کانديداي اين سفر بود، از اين جهت چيزي نگذشت که عبدالمطلب، اسباب عروسي را فراهم ساخت تا عبدالله بتواند با کاروان رهسپار گردد.

جشن مفصلي گرفته شد، بزرگان قريش دعوت شدند، چند شتر براي ميهمانان کشتند، آمنه را به خانه عبدالله آوردند، عبدالله که حامل نور نبوت الهي بود آن وديعه الهي را به آمنه سپرد ....

آمنه در پاره اي از شبها صدائي ميشنيد، که اي آمنه تو مادر شده اي و بهترين پسر را مي آوري.

چند ماهي بيش نگذشت که يک روز صبح صداي طبل بلند شد، مردم مکه به يکديگر بشارت ميدادند که کاروان نزديک شهر رسيده است، مردم به جنبش آمده و به سوي کاروان حرکت کردند، در پيشاپيش آنها پسران عبدالمطلب سوار اسبهاي طلايي رنگ، به استقبال کاروان و برادرانشان شتافتند!

عبدالله در کاروان نبود! خاک يثرب عبدالله را در کام خود کشيده بود، افسوس که آخر الامر هم، عبدالله در جواني درگذشت. تنها دلخوشي آمنه پس از مرگ شوهر، فرزندي بود که انتظار او را ميکشيد و آرزو ميکرد پسر باشد، يک عبدالله کوچک باشد.

در آن زمان که کعبه را بتخانه اعظم ميخواندند، و در جزيره العرب، ايمان به خدا، و فضائل انساني مفهومي نداشت. در آن زمان که ابرهه با سپاهش به مکه تاخت، تا کعبه را ويران، و آن سال مبدأ تاريخ عرب گشته، آن را عام الفيل ناميدند، يعني سالي که ابرهه با پيلان مست، براي ويران ساختن کعبه آمد و خداوند آنها را هلاک ساخت.

در 17 و بنا به قولي در 12 ربيع الاول اين سال، نزديک به طلوع صبح، تازگيهايي در جهان پديد آمد:
١- امام ششم (ع) فرمود: شيطان به هفت آسمان بالا ميرفت و خبرهاي آسماني را گوش ميداد، وقتي که عيسي (ع) تولد يافت از سه آسمان رانده شد، و تا آسمان چهارم ميرفت، و چون حضرت رسول (ص) متولد شد از همه آسمانها رانده گرديد.

٢- بارگاه انوشيروان (ايوان مدائن) شکست و چهارده کنگره آن افتاد.
۳- انوشيروان در خواب ديد که خورشيد در تاريکي شب از طرف حجاز برآمد و از نردبان چهل پله اي که سر به کيوان کشيده بود بالا رفت، و همه جا را روشن کرد، جز کاخ او که در تاريکي ماند.
٤-  آتشکده آذر گشسب که هزار سال روشن بود، خاموش شد، سرد گشت و مرد.

۵- در يثرب يک يهود بر فراز قلعه اي فرياد کرد: اين ستاره احمد است، ستاره پيامبر جديد است، يهودي هايي که پاي قلعه ايستاده بودند، به سراغ غيبگو و دانشمند خود دويدند.

٦- يک عرب بياباني با ريش سپيد، و قامتي بلند، مهار شترش در دست، وارد مکه شد، و اين اشعار را ميخواند: ديشب مکه در خواب بود و نديد که در آسمانش چه نورافشاني و چه ستاره باراني بود!

٧- در آن شب هر بتي که در هر جاي عالم بود، بر رو افتاده بود.

٨-  درياچه ساوه که سالها آن را ميپرستيدند فرو رفت و خشک گرديد.

۹- وادي سماوه که سالها بود، کسي آب در آن نديده بود، آب در آن جاري شد.

١٠- داناترين دانشمند مجوس در خواب ديد: که چند شتر صعب، اسبان عربي را ميکشتند و از دجله گذشته داخل بلاد ايشان شدند، طاق کسري از ميان شکست و دو حصه شد، و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاري گرديد، و نوري از طرف حجاز ظاهر گرديد و در عالم منتشر شد و پرواز کرد تا به مشرق رسيد.

١١- سرير سلطنت پادشاهان، سرنگون شده بود.

١٢- مجمع پادشاهان در آن روز، غمناک و از سخن بازمانده بودند.
١۳- ميان کاهنان و همزادشان که خبرها به آنها ميگفتند جدايي افتاد، و ساحران از علم خود نميتوانستند استفاده نمايند.

 نزديک به فجر صادق، مقارن اين حوادث، جناب آمنه ديد که ستاره هاي آبي، با دنباله هاي ارغواني، به پشت بام خانه اش ميريزند!، از اين تماشا مسرور شده بود که ناگهان ديد زنهايي نوراني اطراف بالينش نشستند، فکر کرد زنان قريشند، ولي متحير بود که چگونه خبر يافته اند که او در اين وقت ميخواهد وضع حمل کند!!

صدايي به سان زمزمه فرشتگان و صداي ارواح از ميان آنان بلند شد: يکي گفت: من آسيه زن فرعونم، ديگري گفت: من مريم دختر عمرانم .....

آمنه بر روي آنها تبسم کرد (پسرش به دنيا آمد). آمنه گفت: صدايي شنيدم که ميگفت: اي آمنه به پسر تو، خلق آدم، معرفت شيث، شجاعت نوح، خصلت ابراهيم، زبان اسماعيل، رضاي اسحاق، فصاحت صالح، حکمت داوود، حشمت سليمان، ملاحت يوسف، تحمل موسي، طاعت يونس، صبر ايوب، جهاد يوشع، حب دانيال، وقار الياس، عصمت يحيي، و زهد عيسي عطا شده است.
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري.

فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اختصار از آنها ياد مى‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: �بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.� از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: �ما رأيت افقه من جعفر بن محمد� يعني: �از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.� و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: �هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،� فرمود: �نحن الوجه الذي يوتي الله منهم� يعني �ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.� بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: �شيعه جعفري�. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 � 83 هجري)، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق �هويت مذهبي تشيع� پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و� صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگي امام صادق (ع) كمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.

 

امام و فقه اسلامی

ـ فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هيچ يك از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامي راويان ثقه كه از او روايت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نيمه اول قرن دوم هجري فقهاي طراز اولي مانند ابوحنيفه و امام مالك بن انس و اوزاعي و محدثان بزرگي مانند سفيان شوري و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.

 ـ حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه كه محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهاي بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه �تابعيان� و نه �محدثان� و نه �فقها� ي آن عصر بودند بلكه او تنها از يك طريق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل مي كرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علي بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علي (ع) و او از پدرش علي بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردي كه روايتي از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احكام الهي هستند.

آثار امام (ع)

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املاي امام (ع) يا بازنوشت بعدي مجالس ايشان است. بعضي از آثار نيز منصوب است و قطعي الصدور نيست.

1-   از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشي (غير از نجاشي رجالي) است. نجاشي صاحب رجال معتقد است  كه تنها تصنيفي كه امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.

2- رساله اي كه شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت كرده است شامل مباحث فقه و كلام .

3- كتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسي و رد دهريه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفي است.

4- كتاب الاهليلجه كه آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسي و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضي از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد كرده اند.

6- رساله اي از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كليني در اول روضه كافي به سندش از اسماعيل بن جابر ابي عبدالله نقل كرده است.

7-  رساله اي در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8-  بعضي رسائل كه جابربن حيان كوفي از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10-  چندين فقره از وصاياي حضرت خطاب به فرزندش امام موسي كاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابي جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌  که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده است.

# همچنين ادعيه امام صادق (عليه السلام) (الصحيفة الصادقية و الصادصية الجامعة) : مجموعه ادعيه معتبره اي است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (عليهماالسلام)  در کتب روايي شيعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه همزمان با ميلاد مسعود نبي اکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع) منتشر کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دهه فجر مبارک باد

 

رویدادهای 12 بهمن 1357


1 - حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.

2- امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.

3- با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشك‌هاي مشتاقان را بر گونه‌هايشان جاري كردند.

4- حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر مي‌كنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نمي‌توانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشه‌هاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

5- حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند مي‌افتد، سنگيني‌اي در دوشم پيدا مي‌شود كه نمي‌توانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌هاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين مي‌کنم، من توي دهن دولت مي‌زنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم. من به ارتش يك نصيحت مي‌كنم و يك تشكر ..... [ما] مي‌خواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نمي‌خواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نمي‌خواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر مي‌كنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.

6- با وجود سرماي زمستان، ديشب هزاران مشتاق زيارت حضرت امام، در مسير حركت ايشان خوابيدند.

7- شهرهاي كشور در شادي ورود امام، غرق نور و گل و فرياد بود.

8- از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاريس، تراكم سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و پيام‌هاي ايشان در اين مدت كوتاه يعني (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجيه و تأمل است. به طور يكه ايشان در برخي از روزها به سؤالات چندين رسانه خبري و تبليغاتي پاسخ داده‌اند. مثلا در تاريخ نوزدهم دي سال جاري، ايشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبه‌ها، حكايت از علاقه خبرنگاران و اشتياق امام براي رساندن پيام خود به دنياست. آمار اين مجموعه عظيم از اين قرار است:
سخنراني‌ها 59 عدد
مصاحبه‌ها 108 عدد
پيام‌ها 36 عدد
نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها 6 عدد
جمع 209 عدد

9- در حالي كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي‌شد، نظاميان با يورش به اين سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.

10- عده‌اي از مردم با قطع جريان پخش مستقيم ورود حضرت امام از تلويزيون به علت هجوم مأمورين نظامي، از عصبانيت تلويزيون‌هاي خود را به خيابان پرت كردند.

11- امام خميني در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طي سخناني با اعضاي كميته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكيد نمودند.

12- روحانيون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرين اعلاميه خود، به تحصن پايان دادند.

13- در پي درخواست مجدد بختيار براي ملاقات با حضرت امام خميني، ايشان گفتند: ملاقات با بختيار را در صورت استعفاي وي مي‌پذيرم.

14- شاپور بختيار در آستانه ورود امام خميني پيامي انتشار داد. وي در پيام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهديد كرد.

15- دانشجويان ايراني در مقابل سفارت ايران در آمريكا تظاهرات كردند.

16- آمريكا مقداري از دستگاه‌هاي الکترونيكي محرمانه خود را از ايران خارج كرد.
نيروي هوايي سيستم‌هاي محرمانه جنگنده‌هاي اف چهارده را مخفي كرد. گفتني است كه يكي از وظايف هايزر در ايران، انجام همين مأموريت بوده است.

17- بانك‌هاي سوئيس گفتند كه پول‌هاي ايران را پس نمي‌دهند.

18- مطبوعات و يونايتد پرس: قراردادهاي خريد اسلحه ايران از انگليس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو اين خريدها، انگليس معادل چهار ميليارد دلار بابت عدم فروش و بيكار شدن بيست هزار نفر، زيان خواهد ديد.

19- در ليبي به حمايت از انقلاب اسلامي مردم مسلمان ايران، يك راهپيمايي ترتيب يافت.


رویدادهای 13 بهمن1357

1- امام خميني در جمع روحانيون بيانات مبسوطي را ايراد كردند. ايشان در قسمتي از اين بيانات فرمودند: رژيم سلطنتي از اول خلاف عقل بود ... هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند.


2- راديو مسكو: دانشجويان ايراني مقيم آمريكا عليه مداخله آمريكائي‌ها در امور داخلي ايران، در برابر كاخ سفيد تظاهرات كردند.


رویدادهای 14 بهمن1357

1- حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

2- دانشجويان ايراني با حمله به سفارتخانه‌هاي ايران در آمريكا، لبنان و استراليا، نسبت به رژيم سلطنتي ايران ابراز انزجار كردند.

3- چهل تن ديگر از نمايندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.




رویدادهای 15 بهمن1357

1- حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.


2- وزراي خارجه آمريكا و انگليس طي ديدار ديويد اوئن از آمريكا، در مورد اوضاع ايران به گفتگو نشستند. بغداد نيز با اعزام هيأتي به عربستان، به بررسي اوضاع ايران و منطقه پرداخت.

3- ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا به ايران، با اتمام مأموريت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ايراني، عازم آمريكا شد. سخنگوي وزرات خارجه آمريكا گفت: هايزر سعي كرد تا نظاميان ايران از بختيار حمايت كنند. وي به اين علت ايران را ترك كرد كه اقامت وي به احساسات ضد آمريكايي در ايران دامن مي‌زد.


4- همافران نيروي هوايي در بهبهان به عنوان طرفداري از امام خميني، دست به راهپيمايي زدند.

5- آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌اي از عراق براي حضرت امام، از مبارزات ملت ايران حمايت كرد.

6- به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي تلگرامي براي ايشان ارسال شد.

تذكر: برژنف از سيزدهم تا هفدهم ژانويه 1979، مطابق با بيست و سوم دي ماه 1357، در بلغارستان بسر مي‌برده است.

7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وي را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستاني از سوي دولت بختيار ممنوع‌الخروج شد.

8- گروهي از نمايندگان مستعفي مجلس شورا با حضرت امام ديدار كردند.




رویدادهای 16 بهمن1357

1- انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت، رسما اعلام شد. حكم و فرمان نخست وزيري كه با اتفاق آراء شوراي انقلاب و تصويب امام خميني صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمين رفسنجاني در حضور حضرت امام و آقاي بازرگان قرائت شد.


2- آسوشيتد پرس: با توجه به اينكه شانس موفقيت بختيار روز به روز كمتر مي‌شود، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا به ابراز حمايت ملایم از بختيار بسنده كرد.


3- رييس سازمان سيا اعراف كرد كه در رابطه با پيش بيني مسائل ايران، اين سازمان ناكام بوده است. وي گفت: چيزي كه ما پيش بيني نمي‌كرديم، اين بود كه يک مرد هفتاد و هشت ساله كه مدت چهارده سال در تبعيد بود، اين نيروها را به هم پيوند زند.

4- كيسينجر گفت: بيم آن مي‌رود كه انقلاب اسلامي به ساير كشورها سرايت كند و گناه اين حركت، متوجه هدف توخالي حقوق بشر است.

5- آيت‌الله گلپايگاني بازگشت حضرت امام به ميهن را به ايشان تبريك گفت.

614- چند وزارتخانه، از جمله وزارت آموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارائي، بهداري و دادگستري، توسط نيروهاي ارتش اشغال شد.

7- بيست و دو نماينده ديگر مجلس شورا، استعفا دادند.

8- در تظاهرت مردم آغاجاري، عده‌اي به شهادت رسيدند.

9- هشت هزار يهودي از ايران به اسرائيل رفتند.




رویدادهای 17 بهمن1357

1- امام خميني در سخنان خود گفتند: كار عاقلانه و مفيد به حال كشور اين است كه بختيار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامي، عكس‌العملي مثبت داشته باشند.

2- در پاسخ به پيام‌هاي تشكر از سوي مردم و يا شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به كشور، از سوي ايشان پيام تشكري خطاب به عموم انتشار يافت.

3- بازرگان موقتا از رهبري نهضت آزادي كناره‌گيري نمود و به مدرسه علوي نقل مكان كرد.
تذكر: در حكم نخست وزيري حضرت امام از وي خواسته شده بود تا بدون واسبتگي حزبي و گروهي به پست نخست وزيري اشتغال يابد.

4- دكتر سعيد، رييس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت‌ آيت‌الله العظمي خميني، مرجع عاليقدر تشيع را به خاك وطن از طرف خود و عموم نمايندگان خوش آمد مي‌گويم.

5- دلوايح محاكمه وزراي سابق و انحلال ساواك، در جلسه مجلس شورا به تصويب رسيد.


6- در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشكده افسري، افسران جوان از سوگند وفاداري به شاه معاف شدند.

7- حجت‌الاسلام فلسفي پس از هشت سال ممنوعيت از سخنراني، در حضور امام و مردم ديدار كننده از ايشان، سخنراني كرد.



رویدادهای 18 بهمن 1357

1- حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.



2- فرماندار نظامي تهران به اين دليل كه مردم به مقررات حكومت نظامي اهميت نمي‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را كاهش داد.

3- سيزده نفر ديگر از نمايندگان مجلس استعفا دادند.

4- مجمع عمومي سازمان ملل متحد از اوضاع ايران اظهار نگراني كرد.

رویدادهای 19 بهمن1357

1- جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حركت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي كردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشكر كردند.

2- ستاد ارتش، عكس روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تكذيب كرد.

3- طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم كليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانك‌ها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايت‌هاي شاه قرار گرفتند و شعله‌هاي آتش از همه سو زبانه مي‌كشيد.

4- امام خميني طي نطق كوتاهي كه از شكبه تلويزيوني كاركنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش مي‌شد ضمن آرزوي موفقيت براي كاركنان رسانه‌هاي گروهي گفتند: دستگاه‌هايي در اين قسمت بوده و هست كه بايستي در خدمت مردم مي‌بودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدف‌هاي نامشروع استفاده كرده است.

5- در درگيري‌هاي گرگان، پنج نفر كشته و يازده نفر مجروح شدند.

6- مهندس شريف امامي كه از طرف دادستاني ممنوع‌الخروج شده بود، از كشور گريخت.




رویدادهای 20 بهمن1357

1- با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي كه راديو اعلام كرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع كردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر كرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي كردند و درگيري آغاز شد.

2- مردم ساكن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي كه از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابان‌هاي اطراف را نيز با خبر كردند و طولي نكشيد كه جمعيت انبوهي در كنار ديوار خوابگاه گرد آمدند كه با فرياد الله‌اكبر از همافران حمايت مي‌كردند.

3- اجتماع مردم در كنار خوابگاه همافران نيروي هوايی كه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه يافت. ترس مردم اين بود كه در صورت پراكنده شدن، نيروهاي گارد، مجددا به همافران حمله كنند، لذا از دفتر حضرت امام كسب تكليف كردند و دفتر امام توصيه كردند كه پراكنده نشويد.

4- مردم در كنار خوابگاه نيروي هوايي همچنان شعار مي‌دادند و خود را با آتش لاستيك‌هاي فرسوده گرم مي كردند كه در ساعت 5/3 بعد از نيمه شب مأموران حكومت نظامي با خودروهاي نظامي و در حاليكه از دور با شليك رگبار مسلسل‌ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله كردند. در اين هنگام مردم به كوچه‌هاي اطراف پناه بردند اما مأمورين توانستند يكصد و پنجاه و دو نفر را دستگير و به محل استقرار حكومت نظامي در كلانتري تهران و منتقل كنند. در بين دستگير شدگان دو روحاني نيز حضور داشتند.
تذكر: ظاهرا اولين كلانتري ساقط شده در جريان هجوم مردم همين كلانتري بود.



رویدادهای 21 بهمن1357

1- با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء كارت پايان خدمت سربازي، يك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار مي‌دادند.

2- درساعت 5/4 بعدازظهر كلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط كرد و مردم و گاردي‌ها در اين زدو خورد چندين كشته و مجروح داشتند . از اين پس، كلانتري‌ها يكي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند.

3- فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به كلانتري‌ها و پادگان‌ها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد. يعني مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نيم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند.


4- حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي‌كنم كه اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي‌گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را یك توطئه توصيف كرد.

5- ميني‌بوس‌ها و ماشين‌هاي وابسته به ستاد كميته امام خميني، با بلندگو، لغو اعلاميه فرماندار نظامي را در سطح تهران اعلام كردند. گفتني است كه بنا به گفته‌ رحيمي، يكي از سران ارتش، حكومت نظامي تصميم داشت كه با افزايش ساعات حكومت نظامي، به انجام كودتا و سركوب مردم و خصوصا ترور و دستگيري رهبران نهضت، بپردازد. اين تصميم حضرت امام، توطئه بزرگي را در آستانه پيروزي نهضت در نطفه خفه كرد.

6- امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و كساني كه قسم خورده‌اند بايد بر خلاف آن عمل كنند.

7- مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا كرد.

8- ده‌ها هزار تن از مردم در خيابان فرح‌آباد، پشت كيسه‌هاي شن و خاك سنگر گرفتند.

9- كلانتري‌هاي تهران نو، (چهارده و شانزده و بيست و يك و نه) و نارمك ده و يازده و شهر ري، سقوط كردند و همچنين يك هلي‌كوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد.

10- حجت‌الاسلام دكتر مفتح از جانب حضرت امام، عكس مندرج در روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را كاملا صحيح و واقعي دانست.


11- از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تكذيب شد.

12- امام خميني اعلام كردند كه من خودم اهل قلم و بيان هستم و هيچ سخنگويي ندارم.

13- ستاد امداد و سازمان ملي پزشكان، تعداد شهدا را تا ساعت يازده امشب، صد و بيست و شش تن ، و مجروين را ششصد و سي و چهار نفر ذكر كرد.

14- شمار كشته شدگان كه به بيمارستان جرجاني منتقل شده‌اند، به چهل و شش نفر رسيد و تعداد زخمي‌ها به علت كثرت آنها قابل شمارش نيست.



رویدادهای 22 بهمن1357

1- با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌اي با حضور بازرگان، بختيار و قره‌باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي‌گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.

2- واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.

3- نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان‌هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.

4- در پي درگيري‌هاي اخير، پزشكی قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده‌اند.

5- تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا،‌ راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.

6- نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره‌اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.

7- فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.

8- با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.

9- حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب‌نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.

10- رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي‌طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل‌سازي به جهت تمرد آنها بي‌نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بي‌نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني همه گير شده بود.

11- انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.

12- امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان‌هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه‌ها را نقش بر آب مي‌سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

13- مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره‌باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.

14- از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.

15- پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظامی مردم نقش مهمي داشتند‌، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.

16- به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.


17- آيت‌الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.


وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي‌دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي‌پرسيد: آيا هنوز امکان كودتا وجود دارد؟



 

 

يافته‌هاي جديد از زلزله تهران

مدير بخش زلزله در مركز تحقيقات ساختمان‌ و مسكن – وابسته به وزارت راه‌وشهرسازي- تحقيقاتي را درباره رفتار گسل‌ها كه در زلزله‌هاي اخير رخ‌‌داده در سطح كشور و محدوده تهران انجام داده و نتايج تازه منتشر شده آن را در اختيار «دنياي‌اقتصاد» قرار داده كه از وقوع 55 زمين‌لرزه با بزرگي بيش‌از 4 ريشتر در پهنه ايران ظرف 6ماه گذشته حكايت مي‌كند، به طوري كه اكثر زلزله‌ها در نيمه‌شرقي كشور اتفاق افتاده و 3 مورد از آنها در اطراف پايتخت به ثبت رسيده است.

اين تحقيق كه جزئيات مربوط به «تعداد زلزله‌ها»، «بزرگي زمين‌لرزه‌ها» و «ميزان انرژي آزاد شده در هر زلزله» را در دو دوره 36 ماه اخير و 12 ماه اخير براي تهران و كشور مورد بررسي قرار داده است، نشان مي‌دهد در گستره «كل‌كشور» تغيير خاصي در تعداد زلزله‌ها و همچنين ميزان انرژي آزاد شده، به وجود نيامده، اما در حالي كه متوسط بزرگي زلزله‌ها در سه‌سال گذشته كمتر از 4 ريشتر بوده، اين شاخص در ماه‌هاي اخير به مرز 6 ريشتر نزديك شده است.

هر چند وضعيت لرزه‌خيزي كل‌كشور به عنوان گستره واحد، در حد نرم قلمداد شده است، اما در بررسي مربوط به چهار گوشه كشور –محدوده‌هاي شمال‌غرب، شمال‌شرق، جنوب‌غرب و جنوب‌شرق- مشخص شده در محدوده شمال‌شرق تعداد زمين‌لرزه‌هاي ماه‌هاي اخير روند صعودي به خود گرفته طوري كه تغييرات انرژي رها شده ناشي از زلزله طي چند ماه اخير در اين محدوده قابل‌توجه بوده و در نتايج اين تحقيق، اين هشدار داده شده كه استان‌هاي واقع در اين پهنه نياز به پايش بيشتري دارند. در عين حال، براي سه محدوده ديگر تغيير قابل‌ملاحظه‌اي در تعداد و شدت زمين‌لرزه‌ها مشاهده نشده است.

اما براي تهران و اطراف پايتخت، نتايج اين تحقيق متفاوت از پيش‌بيني‌هايي است كه اين روزها درباره «زلزله بزرگ» مطرح مي‌شود.

دكتر علي بيت‌اللهي، مدير بخش زلزله در مركز تحقيقات ساختمان‌ومسكن به همراه تيم 4 نفره مركب از زلزله‌شناسان ايراني، در اين تحقيق نقشه‌اي از زمين‌لرزه‌هاي ثبت‌شده در حريم 150 كيلومتري شهر تهران را تهيه كرده و به اين جمع‌بندي رسيده است كه اغلب زلزله‌هاي نزديك شهر تهران در سمت شمال‌شرق پايتخت رخ مي‌دهد و اين محدوده يكي از نقاط حساس از ديدگاه لرزه‌خيزي به حساب مي‌آيد.

جمع‌بندي‌هاي اين محقق زلزله‌شناس درباره تهران حاكي است: از آنجا كه انرژي آزاد شده از زلزله‌‌هاي ماه‌هاي اخير اطراف تهران منطبق با نرم و مقدار زمينه فعاليت لرزه‌اي اين منطقه بوده، مي‌توان گفت كه محدوده تهران از نظر فعاليت لرزه‌اي در وضعيت عادي خود قرار دارد.

بخش‌هاي مهم از متن اين تحقيق با عنوان «بررسي زلزله‌هاي اخير گستره ايران با تاكيد بر زمين‌لرزه‌هاي محدوده تهران» را در زير بخوانيد:

ادامه نوشته

رانندگي در جاده مرگ

رانندگي در جاده مرگ :

به بيان ديگر، تاكنون آمار سنگين تلفات جاده ها به خوبي از خجالت پزشكان در آمده و مرگ و مير هاي جاده اي موجب شده است كه اهم تلاش هاي طبيبان ايراني براي افزايش ميانگين "اميد به زندگي" در كشورما، ثمر بخش نباشد.

اين كه كشور ما بالاترين آمار كشته هاي جاده اي را در كل جهان داشته باشد، موضوع كوچك و كم اهميتي نيست كه بتوان در قالب يك يا چند گزارش به ريشه ها و عوامل آن دست يافت.

طي 32 سال گذشته، بالغ بر 800 هزار نفر از شهروندان ايراني، طعمه ماشين و جاده ها شده اند و اين ارقام وحشتناك بدين معناست كه آمار تلفات جاده اي كشور، بيش از چهار برابر تعداد شهداي ما در طي هشت سال جنگ تحميلي با كشور عراق است.

در بروز اين تصادفات جاده اي، خودرو، خطاي شخصي و جاده هاي ناايمن، سه مقصر عمده هستند كه گاه تركيب شدن همه اين عوامل، نقش ويرانگر و خونباري را در جاده هاي ايران برجاي مي گذارد.

در همين راستا، محمدرضا مهماندار، فرمانده پليس راه كشور در گفت و گو با خبرنگار «جام جم آنلاين» تاكيد كرد: در وقوع تصافات جاده اي، اولين نقش حادثه ساز را خطاي انساني بر عهده دارد. اما پس از وقوع تصادف، آن علتي كه منجر به تشديد تصادفات مي شود و مرگ و مير شهروندان را رقم مي زند، ناايمن بودن خودرو و راه هاي كشور است.

"يعني اگر ايمني راه ها و وسايل نقليه در ايران بالاتر رود، در آن صورت خطاي انساني نبايد به راحتي موجب مرگ و مير شهروندان شود."

مهاماندار در ادامه به برخي از نواقص راه هاي ايران در بروز تلفات جاده اي اشاره كرد و گفت: شما فرض كنيد وقتي كه ما يك راه دوطرفه داريم كه انحراف به چپ اتومبيل، ممكن است خود به خود موجب شاخ به شاخ شدن با ماشين ديگر شود، خب طبيعي است كه در اين شرايط، جاده يكي از مقصران اصلي تشديد تصادف است. در حالي كه اگر همين مسير دو طرفه به بزرگراه تبديل شود، طبيعتا ديگر اصلا تصادفات رخ به رخ در آن محور رخ نخواهد داد.

فرمانده پليس راه كشور، مشكل راه هاي برون مرزي ايران را كمبود بودجه دانست و تصريح كرد: در حوزه جاده هاي برون مرزي ايران با مشكل ضعف در زير ساخت ها مواجه هستيم ؛ به گونه اي كه گاه متوليان امر، براي اصلاح جاده هاي كشور، به اندازه يك سال نيز بودجه ندارند!

"براي رفع مشكل جاده هاي كشور پيشنهاد داده ايم كه دو روش عمده را به كار ببندند. يعني گفتيم در حالي كه فعلا براي اصلاح نقاط حادثه خيز جاده ها، بودجه و اعتبار كافي نداريد، به عنوان يك راه كوتاه مدت، به طور موقت از علايم و تابلوهاي هشدار دهنده استفاده كنيد تا حداقل راننده از خطرات احتمالي پيش روي خود آگاه شود و سپس در يك فرآيند ميان مدت، تمام نقاط حادثه خيز جاده هاي ايران را در يك بازه پنج ساله اصلاح كنيد."

از سوي ديگر، به گفته رئيس سازمان راهداري و حمل و نقل جاده اي ايران، 60 درصد كل سوانح رانندگي كشور در مسير جاده هاي برون مرزي كشور رخ مي دهد و همين موضوع به وضوح نشان مي دهد كه افزايش بودجه و بذل توجه به ايمني جاده ها تا چه ميزان بالايي مي تواند در كاهش آمار تصادفات كشور موثر باشد.

با وجود آن كه مطابق سخنان رئیس پلیس راهور ناجا، هم اكنون تعداد خودروهاي ايران از مرز 14 ميليون گذشته است اما بسياري از اين خودروها، با استانداردهاي ايمني جهان فاصله زيادي دارند و همين امر سبب شده است كه انگشت اتهام در خصوص آمار بالاي تصادفات جاده اي ايران، به طور مستقيم متوجه خودروسازان داخلي باشد.

به طور مثال، در حال حاضر خودروي پرايد پرتيراژترين و يكي از محبوب ترين ماشين ها در بين خانواده هاي ايراني به حساب مي آيد اما فرمانده نيروي انتظامي كشور معتقد است كه پرتيراژترين خودروي كشور، ناايمن ترين خودروي كشور نيز هست!

يعني كلاف مبهم و سردرگم قضيه اين جاست كه چگونه توقع داريم وقتي پرتيراژترين خودروي كشور ما لقب ناايمن ترين خودروي كشور را نيز يدك مي كشد، آمار تلفات جاده ايران، مسير نزولي به خود بگيرد؟

امين جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاين