مدیریت بحران (3)

زلزله(2)

آیا می توان با بوجود آوردن زلزله های خفیف و لغزنده کردن گسل ها با آب از وقوع زلزله های مهیب جلوگیری کرد؟

مهندسین زلزله طی تحقیقاتی پی بردند که هر زلزله 6 ریشتری، 10 زلزله 5 ریشتری،100 زلزله 4 ریشتری و 1000 زلزله 3 ریشتری را به همراه دارد و به همین ترتیب با کم شدن بزرگی زلزله بر تعداد آن افزوده می شود. درست است که این زلزله ها زلزله های خفیفی هستند اما آنقدر کوچک نیستند که بتوانند از وقوع یک زلزله مهیب و با مقیاس بالاتر بعدی جلوگیری کنند. بعنوان مثال یک زلزله با بزرگی 6ریشتر انرژی برابر با 32 زلزله 5 ریشتری، 1000 زلزله 4 ریشتری و 32000 زلزله 3 ریشتری را آزاد می کند. بنا براین درست است که ما تعداد زیادی زلزله با مقیاس های کوچک را ثبت می کنیم اما این زلزله ها به هیچ عنوان از نظر تعداد، بزرگی و میزان انرژی آزاد شده در آن حد نیستند که بتوانند از وقوع یک زلزله بزرگ ممانعت کنند.
ادامه نوشته

مدیریت بحران (3)

ارگ بم بعداز زلزله۱۳۸۲

زلزله(1)

 صفحات زمين حدود 300 ميليون سال است كه در اين كره جا به جا مي شوند، نيرويي كه آنها را به حركت در مي آورد درون زمين قرار دارد و تا زماني كه اين سياره سرد و مرده شود باقي خواهد بود. صفحات موجود بر روي نقشه كنوني، ده ميليون سال بعد هم تقريبا چنين وضعي خواهند داشت. بعضي از آنها در لبه اي كه به زير صفحه، صفحه اي ديگر ميلغزند و به درون ناحيه  فرو رانش ميروند و مقداري كوچكتر خواهند شد. همچنين در محلهايي كه گدازه ها بالا مي آيند و سرد ميشود، سنگها شكل خواهند گرفت و نواحي جديدي پديد خواهند آمد.

تعریف زمین لرزه : از آزاد شدن ناگهانی انرژی انباشته شده در سنگهای پوسته زمین بوجود می آید. این آزاد شدن انرژی از نقطه ای در عمق زمین به نام کانون زمین لرزه آغاز و با رها شدن انرژی بصورت امواج،باعث لرزش سطح زمین و نهایتا در صورت عدم ساخت اصولی ساختمانها وسازه ها باعث تخریب آنها می شود.

علل وقوع زمین لرزه:دانشمندان برای وقوع زلزله چند دلیل ذکر کرده اند

1-فوران گدازه های آتشفشانی

2-فعالیتهای مربوط به دست انسانها (انفجارات هسته ای-

ایجاد سدهای بزرگ که به زلزله های القایی معروف است.)

3-حرکات صفحه های کره زمین- (مهمترین و اصلی ترین دلیل وقوع زمین لرزه محسوب می شود)

ادامه نوشته

مدیریت بحران(3)

سیل وسیلاب(ادامه)

به  ‌اين ‌ترتيب‌اكثر حوضه‌هاي‌آبخيز كشورمان ‌به ‌انحاء مختلف‌ در معرض ‌تهديد سيل‌است‌. براي ‌مقابله‌با اين  ‌پديده ‌مخرب و حفاظت ‌از جان و مال‌ انسانها و زمينهاي كشاورزي و تأسيسات‌، به ‌روشهاي ‌گوناگوني ‌از جمله  ‌احداث ‌سدها و سازه‌هاي ‌آبي ‌و همچنين ‌انجام ‌عمليات ‌مهندسي براي رودخانه‌ها و سواحل و حوضه‌هاي ‌آبخيز  متوسل‌  شده‌اند. اينكارها گرچه ‌در جاي خود اهميت قابل ملاحظه‌اي ‌دارد ولي با مشكل‌ فرسايشي ‌و رسوبگذاري ‌پشت‌ سدها  مواجه ‌شده‌است‌.  بطور مثال در شرايط فعلي كشور صدها سازه‌ آبي بزرگ‌ و كوچك وجود  دارد  كه  ‌اكـثراً  مشكل‌  رسوبگذاري‌دارند، براساس‌ تخمين‌هاي ‌كارشناسي سطح حوضه‌هاي‌ بالادست‌ سدهاي‌كــشور حــدود 5/35 مــيليون ‌هـــكتار است‌ كــه‌حـــدود236 ميليون‌مــترمكعب‌درسال رسوبدهي دارند[1]. تخمين‌هاي اوليه‌نشان ‌مي‌دهد كه ‌با كنترل ‌فرسايش ‌و سيل‌خيزي عرصه‌ها ميتوان ‌حدود 19ميليارد مترمكعب ازجريانات ‌سطحي‌ وسيلابي ‌را كنترل و متعادل ‌نمود كه درآمد  ناشي از اين‌ امر  فقط در جهت‌ رفع‌كم‌آبي بالغ ‌بر450  ميليارد ريال ‌در سال ‌مي‌شود.  از طرف ديگر تغييرات ‌قابل‌ملاحظه‌ در نوع‌ و شيوه‌ بهره ‌برداري ‌از اراضي باعث ‌شده‌است ‌كه: اولاً سطح‌ مناطق ‌سيلخيز  و شدت‌ سيل‌ خيزي ‌در واحد سطح ‌افزايش ‌يابد به طوریکه در وضعيت  ‌موجود سطح‌  مناطق ‌سيل خيز در كشور  حدود  91  ميليون‌  هكتار  برآورد  گرديده  ‌است‌. ثانياً سطح‌ مناطق‌ سيل‌گير در حاشيه ‌رودخانه‌ها و مسيل‌ها افزايش‌ يابد كه ‌از اين ‌نظر حدود ۵۹۰ شهر، 66 هزار روستا، 2 هزار رشته‌  قنات‌،  يك‌  ميليون‌  هكتار  از  اراضي‌ زراعي‌ و بــخش وسيعي ‌از جاده‌هاي ‌كشور و تأسيسات ‌صنعتي‌در معرض‌ خطر سيل گيري و تخريب  ‌قرار  دارند[2].  از این رو راهبرد اساسی کنترل سیل را باید در آبخیزداری که یکی از شیوه های مناسب حفاظت آب و خاک، مهار و پخش سیلاب است جستجو کرد. با استفاده از فنون آبخیزداری سیلاب های مخرب کنترل شده و آب به داخل سفره های آب زیر زمینی نفوذ داده می شود. اینکار  موجب می شود تا قنات ها، چشمه ها  و چاهها با تولید آب بیشتر بتوانند زمین های کشاورزی بیشتری را به زیر کشت برده و در تولید محصولات غذایی بیشتر، نقش مهمی را ایفا کنند. این شیوه به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک که معمولا هر از گاهی با جاری شدن سیلاب های مخرب مواجه هستند بسیار موثر و راهگشا است.

 آب‌ گرانبهاترين‌ منبع‌ ملي‌ يك‌ كشور است.‌ اين‌ ارزش‌ اساساً از آن‌ جهت‌ است‌ كه‌ منبعي‌تجديدشونده‌ است‌ و منافع‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ حاصل‌ از كاربري‌ درست‌ آن‌ اهميت‌ بسيار زيادي‌ دارد. اما كل‌ّ ماجرا اين‌ نيست‌، چرا كه‌ با اين‌ منافع‌ گاهي‌ زيانهايي‌ نيز همراه‌ است‌. بطورمثال‌ در منطقه‌اي‌ گاه‌ چنان‌ نمي‌بارد كه‌ مردم‌ دست‌ به‌ دعا بر مي‌دارند و گاه چنان‌مي‌باردكه‌ همه‌چيز را تخریب کرده واز بین می برد. افزايش جمعيت‌، همراه‌ با ضعف ‌برنامه ‌ريزي‌ براي‌ بهره‌وري‌ درست از زمين‌ سبب‌ شده‌ است‌ تا جنگلها و‌ مراتع‌ تخریب یا به‌ زمين‌ زراعتي‌ تبديل‌شوند، در نتيجه‌ آب‌ كمتري‌ در بالادست‌ رودخانه‌ها به‌ زمين‌ نفوذ كرده‌ و سريعتر به‌ طرف‌ دشت‌جريان‌ پيدا كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ سيل‌ها فراوانتر، شديدتر و ناگهاني‌تر شده‌ و مردم‌ بيشتري‌ ازسيل‌هاي‌ شديدتري‌ آسيب‌ مي‌بينند. اين‌ موضوع‌ كه‌ در گزارشات‌ خبري‌ راديو و تلويزيون‌ وجرايد كثيرالانتشار بويژه‌ طي‌ سالهاي‌ اخير منعكس‌ و اعلام‌ مي‌شود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ اكثرمناطق‌ كشور در معرض‌ تهاجم‌ سيلآبهاي‌ ادواري‌ و مخرب‌ قرار دارد و در واقع‌ سيل‌زدگي‌ رامي‌توان‌ يك‌ مسئله‌ سراسري‌ و ملي‌ بشمار آورد.

از قديم‌ الايام‌ اينگونه‌ مسایل‌ در جامعه‌ به‌ عنوان‌ حوادث‌ تأسف‌ بار ناشي‌ از سرنوشت‌تلقي‌ شده‌ است‌. اما اين‌ روزها تعداد زيادي‌ از مردم‌ در اثر چنين حوادثي‌‌ كشته‌ شده و يا تغييرمحل‌ مي‌دهند. بررسي‌ دقيق‌ مجموعه‌ عوامل‌ زيست‌ محيطي‌ كه‌ زمينه‌ساز اين‌ حوادث‌ هستند نشان‌ مي‌دهد كه‌ انسان‌ نقش‌ مهمي‌ در اين‌ وقايع‌ دارد. فشار انسان‌ بر جنگل‌، مرتع‌، خاك‌ و زمين‌، روند روزافزون‌ شهر نشيني‌ و توسعه‌ سطوح‌ غيرقابل‌ نفوذ، هر روز احتمال‌ سيل‌خيزي‌ را در مناطق‌مسكوني‌ افزايش‌ مي‌دهد. تغييراتي‌ كه‌ در اثر دخالت‌ انسان‌ در محيط‌ زيست‌ ايجاد مي‌شود، مي‌تواند يك‌ حادثه‌ طبيعي‌ را به‌ يك‌ فاجعه‌ ملي‌ تبديل‌ كند. اين‌ وضعيت‌ منحصر به‌ ايران‌ نبوده‌بلكه‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ ديگر نيز ديده‌ مي‌شود[1]. در كشور ما وضعيت‌ محيط‌ طبيعي‌ بگونه‌اي‌ شده‌ است‌ كه‌ متأسفانه‌ هر سال‌ بخشي‌ از كشور دچار سيل‌‌مي‌شود. تخريب‌ محيط‌ طبيعي‌، از بين‌ رفتن‌ پوشش‌ گياهي‌ و همچنين‌ كاربري‌ نادرست‌ اراضي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ در دهه‌هاي‌اخير، فراواني‌ وقوع‌ سيلابها در ايران‌ بشدت‌ افزايش‌ يابد. بطوريكه‌ تعداد وقوع‌ سيلآبها از 195 مورد در دهه‌ 1330 به‌ 1937 مورد در دهه1370 (تقریبا 10 برابر) رسيده‌ است[2] ‌. متاسفانه در سال های اخیر شاهد سیلابهایی هستیم آنهم در بعضی از مناطق جنگلی شمال کشور که قبلا به ندرت اتفاق می افتاد. از جمله آنها می توان به سیلاب های خسارت بار و پیاپی چند ساله اخیر در منطقه مینو دشت، کلاله، نکا و ماسوله اشاره کرد.

منبع :سایت دکتر خسرو شاهی

مدیریت بحران(3)

سیل وسیلاب

در خلال یا پس از یک بارندگی شدید ، مقدار دبی رودخانه به سرعت افزایش یافته و درنتیجه آب از بستر عادی خود سر ریز نموده و دشت سیلابی و مناطق اطراف را دربر می‌گیرد. با بررسی دشت سیلابی قدیمی و آبرفتهای آن ، شاید بتوان با درجه‌ای از تقریب احتمال وقوع و بزرگی سیلهای آتی منطقه را مشخص کرد. اصولا بزرگی سیلها و تکرار آنها در طول زمان تابع شدت بارندگی ، نفوذپذیری زمین و وضع توپوگرافی منطقه است.

البته امروزه به دلیل دخالتهای بی رویه در بسیاری نقاط که قبلا سیل نمی‌آمده ، طغیانهای بزرگی مشاهده می‌شود. فعالیت بشر به چند صورت احتمال وقوع سیل را افزایش می‌دهد. از آن جمله می‌توان به ساختمان سازی در دشت سیلابی رود که مستلزم اشغال بخشهایی از آن است و باعث کاهش ظرفیت طبیعی رود می‌شود، اشاره کرد. به این ترتیب محدوده‌ای از دشت سیلابی که در زمان طغیان زیر آب می‌رود، گسترده تر می‌گردد.

شهر سازیها و حذف گیاهان باعث کاهش مقدار آب نفوذی و افزایش آب سطحی می‌شود. حجم زیاد آب از یک طرف بر برزگی طغیان می‌افزاید و از طرفی با افزایش فرسایش، رسوباتی به وجود می‌آورد که با برجای گذاشتن آنها ظرفیت بستر اصلی رود کاهش می‌یابد. موارد پیش معمولا تاثیر تدریجی دارند، ولی سیلهای ناگهانی و فاجعه آمیز اغلب بر اثر تخریب سدها و بندها ، ایجاد می‌شوند.

ادامه نوشته

مدیریت بحران(3)

لغزش زمین(ادامه)

شیوه تجزیه و تحلیل ژئومورفیک مدرن در مقیاس بزرگ
این موضوع می تواندمورد بحث قرار گیرد که روش شناسی یک علم منعکس در تکنیکهای تحقیق کاربران آن علم است. براستی دیدگاه اخیر گودی (1981) آشکارا تمرکز روش شناختی زئومورفولوژی بر مطالعات مرحله کوتاه مدت به مقیاس کم را نشان می دهد. اگرچه تکنیکهای مناسب نتایج مناسب را تضمین نمی کند. بودل ( 1982) یک مثال در مورد مرحله راهنمایی غلط ژئومورفولوژیست یک نسل که ای . پیک را طولانی مطالعه نکرده است تهیه کرده است. این دانشمند ساختگی مراحل سطوح کوهستانی آلپ را با روشهای نوین که شامل تجزیه و تحلیل خاک ، توزیع دانه ها ، کانی شناسی خاک رس ، نظارت بر شسته شدن دامنه ، ریخت سنجی و تحلیل آماری را مورد مطالعه قرارداد. مشاهدات بودل: نتیجه او این بود که این مراحل میان شانه های آلپ را ایجاد می کند.شواهد او برای دقیق بودن این نتایج دقت بدون تردید تجزیه و تحلیلها است. واقعیتهای کنارگذاشته شده این بود که همه مراحل نوین شمرده شده برای توصیف زمیندیسهایی که باقیمانده زمان باستان هستند و بوسیله مراحل کنترل شده توسط شرایط اقلیمی کاملا متفاوت از زمان حاضرتشکیل شده اند ،کاملا بیهوده بوده است.
معرفی عناصرشروع به کنار زدن ژئو مورفولوژی بعد از انتشارمطالعات نظری ار.ای.هرتن در مورد تجزیه و تحلیل حوزه آبریز کرد (هرتن 1945).بعضی کوششها در مورد معرفی عناصر کاملا نو بود. د رمورد ام.ای ملتون ( 1958) نحوه عملکرد جلوتر از زمان خودش بود که فقط مقدار اندکی از ژئومورفولوژیستها ارزش مفاهیم آن را دانستند. عملکرد وسیع در حوزه آبریز و معرفی عناصردامنه تپه توسط استراهلر(1950،1952،1956،1957،1958،) ومطالعاتش ( ملتون 1957 ؛موریساوا 1962؛شوم 1956)یک جریان تحقیقات ژزئومورفیک را در دهه 1960 به راه انداخت. مشابه همین مطالعات مفصل مراحل رودخانه ای به مقیاس کم توسط لونا لئوپولد و همکارانش در سازمان زمین شناسی هم منجر به میزان زیادی از مطالعات مربوط شد(لئوپولد 1964).چنین مراحل مطالعه به طور قطعی با پیشرفتهای تکنولوژیکی که پذیرای اندازه گیری آسان نسبی و بازبینی دراز مدت مراحل در زمین است ، پیشرفت کرده است. مطالعات ریخت سنجی قابلیت جوابگویی به پردازش شیوه های اطلاعات اتوماتیک توسط کامپیوتررا ثابت کرد.
معرفی عناصر به عنوان انقلابی در زئومورفولوژی شرح داده شد. اگرچه موارد استفاده آن مطمئنا جانشین روش کیفی ویلیام موریس دیویس شد این موضوع را روشن ساخت که معرفی عناصر هرگز یک انقلاب درحس تشخیص پذیرفته شده دانشمندان فیلسوف ایجاد نکرده است(کوهن 1962).معرفی عناصر یک ابزار مطالعاتی است ، به راستی قدرت زیادی به ساده سازی پیچیدگیها بخشیده است.با این حال به عنوان یک تکنیک انحصاری و نه به عنوان چارچوب بنیادی تفکرباقیمانده است .
یک خصوصیت موجود معرفی عناصرد رمگا مورفولوژی از توانایی سیستم محاسبه برای بکار بردن مجموعه اطلاعات وسیع لازم برای بیان نوع زمین مشتق می شود. بکاربری این مجموعه اطلاعات بسیاز وسیع سوالات تحقیقی جدید و جالب توجهی را ایجاد کرده است.

ادامه نوشته

مدیریت بحران(3)

رانش زمین(ادامه)

لغزش ها و ديرين لرزه شناسي

زمين لغزش ها در بسياري از محيطها، تاريخچه زمين شناسي را در خود حفظ مي كنند كه اين سوابق مي توانند براي تحليل احتمال منشاء لرزه اي يک زمين لغزش مورد استفاده قرار گيرند.
   اگر شواهد نشان دهنده احتمال منشاء لرزه ايي يك يا گروهي از زمين لغزش ها باشد و همچنين تعيين زمان رويداد زمين لغزش ممكن باشد در اين صورت مي توان به يك زمينلرزه تاريخي و بعضي از خصوصيات آن پي برد.

ادامه نوشته

مدیریت بحران(3)

رانش زمين

زمين لغزه

در مناطق كوهستاني، بسياري از دامنه هايي كه در حال عادي (استاتيك) پايدارند در هنگام بروز زلزله كه شرايط ديناميك حاكم مي شود ناپايدار شده و بصورت زمين لغزه، ريزش و غيره گسيخته مي شوند.

به  عنوان مثال ، در اثر زلزله 1970 آنكاش كشور پرو، 2 شهر در زير گل و لاي ناشي از گسيختگي دانه ها مدفون و 40000 نفر كشته شدند.

بسياري از كشته هاي زلزله 1976 گواتمالاسيتي و زلزله 2000 سان سالوادور ساكنين خانه هاي دامنه هاي پرشيب حومه شهرها بودند كه زمين زيرپايشان گسيخته شد و با ريزش ساختمانها بصورت دامينو (domino) تلف شدند.

اگر چه نمي توان جلوي بروز زمين لغزه هاي ناشي از زلزله ها را گرفت ولي با شناسايي مناطق مستعد و جلوگيري از توسعه و. اسكان در اين مناطق مي توان از خسارات و تلفات آنها اجتناب ورزيد. در عين حال زمين لغزه هاي ناشي از زلزله ها با مسدود كردن جاده ها و رودخانه ها نيز مي توانند مشكلاتي ايجاد كنند. زلزله سال 1382 بلده در كوههاي البرز عمدتا از طريق ريزش كوه موجب آسيب به خودروها، جاده ها و ساختمانها شد. تلفات آن نيز ناشي از بروز زمين لغزه و ريزش كوه بودند.

بنابراين، در مناطق كوهستاني زلزله خيز بايد آمادگي كافي براي تميز كردن بخشهاي زيادي از جاده ها كه در اثر ريزش كوه مسدود مي شوند را داشته باشيم و در عين حال ، هر جا كه ريزش كوه مسير رودخانه را مسدود كرده باشد موانع را با استفاده از ماشين آلات يا مواد منفجره كنار زد تا تجمع آب و سرريز كردن آب موجب بروز سيل در مناطق پايين دست نشود.

سست شدن قسمتهاي زيري زمين که در اثر بالا آمدن سطح آبهاي زيرزميني باعث حركت لايه هاي زيري شده و در اثر افزايش حركت لایه ها زمين در بخشي شروع به حركت ميكند كه این لغزش ها باعث تخريب و مرگ و مير ميشود به این پدیده رانش زمين گويند.

ادامه نوشته

مدیریت بحران (3)

خسارت حاصل از آتشفشان

 مواد آتشفشانی

   

 

   

ترکیبات مختلفی از مواد آتشفشانی با انرژیهای مختلف از کوههای آتشفشانی خارج می شوند که عبارت اند از گدازه ها، مواد آذر آواری،خاکستر و گازها.
گدازه در واقع ماگمایی است که به سطح زمین می رسد. این تخته سنگهای آبگونه شده چندین برابر گرمتر ازآبهای جوشان اند که به رنگهای زرد روشن، نارنجی و قرمز یافت می شونند. این گدازه ها ممکن است به صورت انفجارهای عظیمی فوران کنند و یا به آرامی درسراشیبی کوهها سرازیر شونند. همچنین این گدازه ها ممکنن است از مجرای دهانه آتشفشان خارج شونند و یا از اطراف بیرون بزنند.
به استثنای مواد مذابی که با خروج از دهانه اصلی کوه آتشفشانی به همچنان به جوشش خود ادامه می دهند، تمامی گدازه ها در نهایت سرد و منجمد می شونند. برخی گدازه ها به سرعت بر رو یا در نزدیکی کوه های آتشفشانی منجمد می شونند و اغلب گدازه های آتشفشانی بیش از آنکه سرد و منجمد شونند ، مسافت زیادی را طی می کنند. سرانجام وسعت و ابعاد گدازه جامد ناشی از فورانهای آتشفشانی مختلف تدریجا افزایش می یابد.
تکه های مذاب توسط فوران آتشفشانی که آذر اواری نامیده می شود به بیرون پرتاب می شود. در فورانهای آتشفشانی که با شدت بیشتری انجام می شونند، مواد گازی شکل بسیار داغ به همراه میلیونها قطعه گدازه بر اثر نیروهای حاصل از انفجار به بیرون پرتاب می شود. این ذرات بسته به اندازه و شکلشان به بمب های آتشفشانی ، ذغال نیم سوخت و یا خاکستر تقسیم بندی می شونند. برخی قطعات گدازه بر اثر انجماد سریع ،شیشه های آتشفشانی را ایجاد می کند.
مجموعه ای از مواد مذاب بیرون پرتاب شده به صورت جریان وسیع و سریعی از مواد داغ از طرفین یک کوه آتشفشانی پایین آمده و با گسترش به سمت نواحی اطراف خرابیهای بسیار وسیعی را برجای می گذارد. در سال 1902 فوران آتشفشان Mount Pelée واقع در جزایر Martinique که از نوع انفجارهای آذرآواری بود ، موجب ویرانی شهر سنت- پیر شد که در حدود 30هزار کشته برجای گذاشت.
درست مانند گدازه ها، مواد آذرآواری که از کوههای آتشفشانی به بیرون می ریزد، درنهایت به صورت لایه های جامد فشرده می شونند که قسمت اعظمی از حجم کوههای آتشفشانی را ایجاد می کنند. برخی فورانهای آتشفشانی به جهت انرژی بسیار زیادی که دارند ، باعث کاهش ارتفاع کوه آتشفشانی می شود. در سال 1883 انفجارات عظیم کوه آتشفشانی کاراکاتو در اندونزی ،بخشهای وسیعی از جزیره را که بر اثر فعالیتهای آتشفشانی شکل گرفته بود،را از بین برد.
بر اثر فعالیتهای آتشفشانی حجم زیادی از خاکسترهای ریز چندین کیلومترحتی هزاران کیلومتر دورتر به هوا پرتاب می شونند و درنواحی دوردست فرود می ایند . حتی ممکن است کوچکترین ذرات غبار،ماهها در هوا معلق بمانند. بنا به گزارشات به دست آمده ،خروج سریع گازها و ذرات بخار بر اثر فوران کوه آتشفشانی کاراکاتو ،موجب شد تا خاکسترهای بسیار ریز تا27 کیلومتر (17 مایل) به بیرون پرتاب شوند . علاوه بر اینکه مناظر رنگینی از غروب آفتاب برای ماهها ایجاد شد، ابرهای متشکل از ذرات بخار و خاکسترها تاثیرات طولانی مدتی بر اتمسفر و اقلیم آب و هوایی بر جای گذاشت.
بخار و گارهای دیگری نظیر دی اکسید کربن ، هیدروژن، مونوکسید کربن و دی اکسید سولفور به طور پیوسته از سطح گدازه خارج می شود. نواحی آتشفشانی می توانند گازهای زیان آور را در حجمهای وسیع به فضا ساطع کنند . در سال 1986 یک دریاچه آتشفشانی در شمال کشور کامرون با آزاد سازی گازهای سمی موجب مرگ بیش از 1700 نفر گردید.
خطرات ناشی از آتشفشانهای فعال که حیات زیستی را تهدید می کند ، تنها به فوران مواد مذاب و خاکستر محدود نمی شود. بلکه جریان روانه های گل نیز به همان اندازه خطرناک است. برای مثال، براثر فوران کوه آتشفشانی Ruiz Peak در سال 1985 که یکی از رویدادهای آتشفشانی مهیب قرن بیستم به شمار می آید، حجم زیادی از یخها به دلیل ذوب فرو ریزش کردند که بر اثر آن بیش از 25 هزار نفر جان باختند. برخی روانه های گل ممکن است مدتها پس از اتمام فوران آتشفشانی رخ دهند ، به این ترتیب که ریزش بارانهای وسیع بقایای آتشفشانی سست را اشباع می کند . گذشته از این، فورانهایی که در نزدیکی یخچالهای طبیعی رخ می دهند موجب ذوب حجم بسیار زیادی از یخها می شوند که براثر آن سیلابهای ویرانگری رخ میدهدکه نظیر آن را می توان گهگاه در ایسلند مشاهده نمود که بانام Jökulhlaup شناخته شده است.

 

منبع: http://www.ngdir.ir

 

مدیریت بحران(3)

آتشفشانهای مهم ایران

  • دماوند
  • تفتان
  • سهند
  • سبلا ن
  • بزما ن

آتشفشان د ماوند بالای صفحه

مخروط دماوند ، شاخص‌ترین آتشفشان چینه‌ای کواترنری ایران است. تاریخ فعالیت این آتشفشان بخوبی شناخته نشده و مخروط آن استراتو ولکانی است که ارتفاع آن از سطح دریا 5670 متر ( 5611 متر وزیری ، 1362 ) ولی از زمینهای اطراف 1600 متر تا 2000 متر است. مخروط آن منظم و روی کوههای فراسایش یافته‌ای که در حدود 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند واقع است. دامنه کوه بوسیله جریانهای گدازه‌های متعدد که از قله یا از مخروطهای فرعی سرازیر شده اند پوشیده شده است. گدازه‌های دماوند وسعتی در حدود 400 کیلومترمربع را پوشانیده اند. به علاوه جدیدترین گدازه‌ها در دامنه غربی مخروط قرار گرفته‌اند و روی همین دامنه مخروطهایی از خاکستر وجود دارد. قله دماوند نسبتا پهن می‌باشد. در ضلع جنوبی و در ارتفاع 5100 متری آن گازها و فرمرولها نمایان هستند. این محل متعلق به یک دهانه قدیمی است که بوسیله قله مخروطی فعلی مستور گردیده است. در ضلع جنوب شرقی ، نقشه های ولکانی کلاستیک ریزشی و جریانی ضخامت زیادی به خود اختصاص داده است.

دهانه آتشفشان دماوند

قطر دهانه آتشفشان در حدود 400 متر است. قسمت مرکزی دهانه ، بوسیله دریاچه‌ای از یخ پوشیده شده و در حاشیه آن دودخان‌هایی وجود دارد که زمین های اطراف را به رنگ زرد درآورده اند. جدا از دهانه فعلی ، شواهدی از دهانه های قدیمی را می توان دید. یکی از این دهانه های قدیمی در پهلوی جنوبی و در ارتفاع 100 متر قرار دارد که در حال حاضر ، محل خروج گازها و دودخان‌ها است. در پهلوی شمالی دماوند اثر دیگری از یک دهانه قدیمی به قطر حدود 9 کیلومتر دیده می شود که امروزه رودخانه نونال در آن جریان دارد.

سنگهای دهانه قدیمی کمی بازیک تر از گدازه های جوان دماوند است. اگرچه بروس و همکاران ( 1977 ) با توجه به ترکیب شیمیایی گدازه‌ها ، دماوند را آتشفشانی دیررس و دور از زاگرس می‌دانند که در تشکیل آن برخورد صفحه‌ها و پدیده فرورانش از نوع خاص و ذوب پوسته اقیانوسی نقش داشته، ولی جایگاه این مخروط در محل تلاقی البرز خاوری و باختری این ذهنیت را تقویت می‌کند که تلاقی گسل های عمیق پوسته ، بویژه انواع امتداد لغز شمال باختری و شمال خاوری ، محل مناسبی برای رسیدن ماگما به سطح زمین بوده است.

فعالیت آتشفشانهای دماوند

جریان گدازه که از دامنه غربی سرازیر گردیده وارد رودخانه لار شده است و در مسیر آن سدی ایجاد کرده و دریاچه سدی لار را پدید آورده است. این سد بوسیله رسوبات پر گردیده و پس از شکسته شدن گدازه‌های سد کننده مزبور ، جریانهای آب روی آن برقرار گردید، شاهد این امر وجود تراس (پادگانه آبرفتی) در قاعده دامنه غربی دماوند است.

اندازه گیریهای سن با روش کربن 14 که از مواد کربن‌دار (چوب) موجود در این رسوبات آبرفتی به عمل آمده ، حداقل سن دماوند در حدود 38500 سال تعیین شده است. با توجه به اینکه آثار یخچالهای پلیستوسن در روی مخروط آتشفشانی از بین رفته است می‌توان ادعا نمود که فعالیت عظیمی که کوه دماوند را شاخته است بعد از یخبندان عظیم یعنی در دوره هولوسن عمل کرده است ( حدود 10000 سال قبل ).

ادامه نوشته

مدیریت بحران(3)

بزرگترین آتشفشان کره زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا

  • آتشفشان وزوو
  • آتشفشان مونالوآ
  • آتشفشان پله
  • آتشفشان بزیمیانی
  • آتشفشان پاری کوتین در مکزیک
  • آتشفشان نست هلن

اقسام آتشفشانها

  • آتشفشانهای نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی). انواع آتشفشانهای نقطهای عبارتند از:
  • آتشفشانهای شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می‌گیرد. انواع آتشفشانهای شکافی یا خطی عبارتند از:
    • فورانهای خطی غیر انفجاری
فورانهای خطی انفجاری