روش مديريت بحران بر پايه گروهي

((واكنش مناسب بايد مرحله اي پيشرفت داده شده باشد كه هم شرايط محيطي طبيعي را بهبود بخشد و هم شرايط ميليونها فقير را بهبود بخشد)) آندرس ويجكمن

تشخيص ضرورت كار به صورت گروهي

تغيير در الگوي رفاه قديمي و آمادگي فاجعه به سمت روشي پيشرفته تر است كه تعديل خطر و كاهش آسيب پذيري دهه 1980 نيز در بر مي گيرد . در راستا با اين تغيير الگويي، شواهد در حال رشدي وجود دارد كه نشان مي دهند روشهاي از كل به جزء در مديريت احتمال خطر فاجعه مكن است منجر به بي عدالتي شود.

تعداد زيادي از برنامه هاي از كل به جزء در ارائه نيازهاي خاص منطقه در خصوص آسيب پذيري گروهها، عامل بالقوه منابع محلي و ظرفيت ها را ناديده مي گيرند و در برخي حالات حتي آسيب پذيري افراد را بيشتر مي كنند.

برخي از نقصهاي جدي برنامه هاي كاهش احتمال خطر توسط دولت يا گروههاي بين المللي انجام مي شود شامل موارد زير است :

1- شكست در مشاركت دادن مردم. به دليل اعتماد آنها به روشهايي خاص ومهارتهاي حرفه اي، تعدادي از برنامه بدون مشاركت افراد بومي و تشكيلات آنها در برنامه ريزي و تصميم گيري مدنظر گرفته مي شود. مشاركت براي جلوگيري از كارهاي مشكل در گروه و برنامه هاي خود كمك كننده كاهش داده شده است.

2-  مواجه شدن با شكست در ارائه آسيب پذيريها . تعداد زيادي از برنامه به نوع خاصي از خطر در دوره زمان مشخص و محدودي پاسخ مي دهند. با اين ترتيب آنها نمي توانند آسيب پذيري را كه ارتباط پيچيده اي بين مردم و جامعه و محيط فيزيكي و اقتصادي است به وجود آورند.

3- حساسيت نسبت به تقلب. به دليل تمركز قدرت و دانش در محور مديريت، تعداد زيادي از برنامه ها به تقلب سياسي توسط گروههاي قدرتمند حساسند. تعديل (كاهش ) وسيله اي براي وضعيت است و يا اينكه اكثريت مردم فقير را آسيب پذيرتر مي كند.

منبع : ماسكري، 1994

در كنفرانس IDNDR در يوكوهاماي ژاپن در ماه مي سال 1994 گروه بين المللي از روش جديد IDNDR مبني بر آوردن ابعاد اجتماعي مثل آسيب پذيري در درجه بالايي از اهميت حمايت كرد. اتفاق نظر كلي بدست آمد كه تأكيد بيشتري روي تعديل برنامه هاي گروهي شود كه خود مردم آسيب پذير را در برنامه ريزي و انجام معيارهاي كاهش و تعديل دخيل مي كند.

همانطور كه قانون راهنما در روش يوكوهاما INDR و برنامه عملكرد براي جهاني امن تر بيان مي كند، ”معيارهاي جلوگيري كننده بسيار مؤثرند زمانيكه با مشاركت در همه سطوح، از سطح محلي تا دولت ملي تا سطح منطقه اي و جهاني همراه باشد.”

ارتباط روش مديريت احتمال خطر بر پايه گروهي را نيز وقوع انواع بلايا و فقدانها را افزايش مي دهد. در سايه نمونه هايي از تغييرات اساسي وقوع بلايا و فقدانها افزايش پيدا مي كند. درحاليكه بلاياي بزرگي كه به ندرت اتفاق مي افتد با ادامه زلزله،فوران آتشفشان و گردبادها ارتباط دارند تا اتفاق بيفتد. به اثبات رسيده است كه افزايش ناگهاني در وقوع فاجعه و فقدان با افزايش تصاعدي در وقوع بلاياي كوچك تا متوسط يا بلاياي اجتماعي – طبيعي مانند زمين لغزه،سيل،خشكسالي و آتش سوزي ارتباط دارد.

در متن اين نمونه هاي وقوع فاجعه و فقدانها، روش CBDM راه حلهاي كارآمدي براي مديريت و كاهش احتمال خطر در مناطقي كه خطر در آنها در حال پيشرفت است مانند آسيا ارائه مي دهد.

به كارگيري درسهايي از نمونه هاي پيشرفته

روشهاي متداول در برنامه هاي توسعه در ارائه مشكلات فقر و بي عدالتي موفق نبوده اند.در روش ديگر، روش مشاركت از جزء به كل مردم را در مرحله پيشرفت در محوريت (مركز برنامه) قرار مي دهد. در آغاز اين روش با رشد اقتصادي با روشهاي پيشرفت عادلانه، روشهاي مشاركت و روشهايي كه بر پايه گروهي قرار        مي گيرند هم اكنون در تعداد زيادي از برنامه هاي پيشرفت قرار گرفته است. و اين اصل بر اساس سه پايه عملي قرار گرفته است:

  •  هيچكس بهتر از خود ساكنان بومي نمي تواند فرصت ها و محدوديت هاي منطقه را دريابد،
  • هيچكس بيشتر از افرادي كه زندگي و بهبود وضعيتشان مدنظر است نسبت به درك امور منطقه علاقه نشان نمي دهد،
  • مردم بيشترين منبع با ارزش و در دسترسي اند كه بايد تحت كنترل گرفته شود و پيشرفت داده شوند.

 جزئيات كلي روش از جزء به كل شامل موارد زير است:

  • افراد بومي توانايي آغاز و حمايت كردن از كار پيشرفت گروه را دارند.
  •  در حاليكه نقش دولت،بخش خصوصي و NGO ها مهم است نيازهاي اوليه براي پيشبرد اساسي رهبري و مسئوليت محلي است.
  •  يك روش موفق از جزء به كل شامل مشاركت گسترده افراد بومي در برنامه ريزي و تصميم گيري است و اين موارد فعاليتهايي اند كه انگيزه را افزايش مي دهند.
  •   فرصت هاي آموزشي بايد با توجه به نيازهاي افراد بومي مشخص شود.
  • تأكيد روي پيشرفت بهره برداري و مديريت منابع بايد روي منابع محلي باشد.
  • بهره برداري مسئولانه از كمكهاي مالي خارجي لازم است.
  • همانند سازي از موفقيت گروه فاكتوري قوي در ادامه ابتكار عمل است.
  • مسئوليت براي تغيير به افرادي كه در گروه بومي زندگي مي كنند در ارتباط است.