مديريت جامعه محور(۸)
مدل Crunch در خصوص احتمال خطر
مدل Crunch احتمال خطر چارچوبي براي درك . توضيح دلايل احتمال خطر است.مشابه با فندق شكن، اين يك روند فشار و آزادي است كه آسيب پذيري (فشار) را كه به دلايل اجتماعي – اقتصادي و مراحل سياسي به وجود آمده است را يراي كاهش احتمال خطر فاجعه نشان مي دهد.
روند رو بر رشد آسيب پذيري به ما در درك پيچيدگي آسيب پذيري خصوصا شرايط زير بنايي و دلايل ريشه اي كه ممكن است كاملا از فاجعه دور باشند كمك مي كند. از طريق وارونه كردن مدل،مدل وارونه فاجعه، ما قادر خواهيم بود كه تشخيص دهيم كه احتمال خطر فاجعه چگونه كاهش پيدا مي كند.
مدل Crunch فاجعه بر اساس اينكه فاجعه زماني اتفاق مي افتد و فقط زماني اتفاق مي افتد و فقط زماني اتفاق مي افتد كه خطري گروه ها و مردم آسيب پذير را تحت تأثير قرار دهد.يك حادثه طبيعي به خودي خود فاجعه نيست مثلا زمين لرزه،باد،سيل،آتشفشان يا خشكسالي به خودي خود فاجعه به حساب نمي آيند.علاوه بر اين جمعيتي ممكن است نسبت به فاجعه اي سالها در معرض خطر باشند اما چون هنوز واقعه شروع نشده است هنوز فاجعه اي اتفاق نيفتاده است. يك فاجعه زماني كه دو مورد بالا باهم اتفاق بيفتد فاجعه به حساب مي آيد.
شرايط آغاز فاجعه ناامني
شرايط فيزيكي حساس * زلزله
موقعيت هاي خطرناك *سيل
ساختمانهاي خطرناك *باد شديد
و زير بناهاياقتصادي خطرناك * فوران آتش
* اقتصاد آسيب پذير محلي *زمين لغزه
معيشت در معرض خطر * خشكسالي
سطح درآمد پايين *غيره
پيشرفت آسيب پذيزي:مجموعه اي از توضيحات پيرامون دلايل و تأثير است.
بلا واقعه آغازگري است كه فاجعه را set of مي كند و مي تواند شامل زلزله،فوران اتشفشان،رمين لغزه و نزاعهاي داخلي باشد.
شرايط نا امني بافتي از آسيب پذيري است زمانيكه مردم و مالكيت انها در معرض احتمال خطر فاجعه قرار دارند.اين موارد گروه را نسبت به بلاياي خاص آسيب پذيرمي سازد.
محيط فيزيكي يكي از دلايل است.ديگر فاكتورها شامل اقتصاد بي ثبات و سطح پايين درآمد مي باشند. براي مثال مردمي كه در شرايطي خطرناك زندگي مي كنند،قادر به ساخت ساختمانهايي امن نيستند،حمايتهاي مؤثر توسط استان از آنها نمي شود (براي مثال در شرايطي كه عناصر مثبت سازماني بايد مدنظر گرفته شود،افرادي كه معيشت و درامد آنها به تحريري است (مانند ماهيگيراني كه در اقيانوس با قايقهاي كوچك ماهيگيري مي كنند،يا قاچاقچي طبيعت بودن يا روسپيگري همراه با احتمال خطر سلامتي)، يا اينكه از حق غذايي كمي برخوردار باشند يا از كمبودهايي برخوردار باشند كه بزودي منجر به اختلال مي شود.
فشارهاي فعال
كمبودمراكز محلي= مراكز بهداشتي،خدمات اجتماعي
مراكز مالي و سرمايه گذاري
تأكيد بر آزادگي
آموزش و پرورش
مهارتها و تكنيكهاي مناسب
معيارهاي اخلاقي در زندگي عمومي
فاجعه عمومي