كاني زايي(ایران مرکزی):
   ذخاير كروميت تيپ هاي متالورژي و نسوز،
منگنز(بطور عمده تيپ رسوبي) و ذخاير مس تيپ ماسيو سولفيد(تيپ قبرس). ويژگي زمين شناسي اين زون مناسب اكتشاف ذخاير نيكل، ‌عناصر گروه پلاتين، منگنز، جيوه، مس و طلا مي باشد. ‌در حال حاضر ميزان اطلاعات ما در رابطه با پتانسيلهاي معدني موجود در اين زون‌ها نسبتاً اندك است. بنابراين از نظر اكتشافي بسيار مهم و از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند. در اين نوار پتانسيل عناصر كمياب نيز مي تواند از اولويت اكتشافي برخوردار باشد.

رخدادهاي زمين ساختي در ايران زمين(تكامل ژئوديناميكي در ايران):
  
بر اساس داده هاي مغناطيس ديرينه و زمين ساخت ديرينه، 4 صفحـــــــه قاره اي در ايران تشخيص داده شده است كه عبارتند از:
  
صفحه ايران، صفحه توران(اروپا آسيا)، صفحه عربستان(گندوانا) و صفحه هيرمند(افغانستان).
  
ايالتهاي فلززايي موجود در ايران را مي توان نتيجه شرايط حاصـــــل از زمين ساخت كششي(تشكيل كافت ها و اقيانوس‌ها) و فشارشي‌(كمربندهاي كوهزايي) حاكم بين اين صفحات دانست. ضمناً مرز صفحه ايران با صفحه توران توسط خط درز شمالي ايران مشخص مي شود‌(شكل). برخورد بين صفحات ايران و توران در پايان ترياس مياني رخ داده است(لنش و اشميت 1984). خط درز ايران – توران از جنوب شرق كپه داغ شروع و از طريق لبه شمالي بينالود بطرف درياي خزر جنوبي كشيده مي شود كه از روي بقاياي افيوليتي قابل تشخيص است.

مرز ميان صفحات ايران زمين و عربستان توسط روراندگي زاگرس مشخص مي شود.‌ علوي مرز بين اين دو صفحه را در 200 كيلومتري شمال روراندگي زاگرس و در محل فرورفتگي هاي موجود بين سنندج - سيرجان و سهند - بزمان (كمربند آتشفشاني ايران مركزي) مي داند. برخورد بين اين دو صفحه در ميوسن رخ داده است.
  
مرز بين صفحه ايران و صفحه هيرمند بخوبي مشخص نيست. فورستر(1978) و اوهانيان(1983) مجموعه هاي افيوليتي واقع در شرق ايران را مرز بين اين دو صفحه مي دانند. ‌برخورد بين اين دو صفحه در كرتاسه بالايي رخ داده است.
  
بطور كلي تكامل ژئوديناميكي در ايران به قرار زير است:
  
پالئوتتيـــــٍس:
  
مرز بين ايران و صفحه توران توسط خط درز شمالي ايران كه زمان رخداد واريسكن تا اوايل كامبرين تشكيل گرديده است مشخص مي شود. محل اين خط درز از روي بقاياي افيوليتي مربوط به پالئوزوئيك كه در امتداد آن يافت مي شود مشخص مي گردد. اين مجموعه هاي افيوليتي در واقع بقاياي پالئوتتيس(پالئوزوئيك ) مي باشند كه طي ترياس بالايي(با پرمين بالايي) در نتيجه فرورانش صفحه اقيانوسي پالئوتتيس و برخورد صفحه اقيانوسي پالئوتتيس و برخورد صفحه گندوانا و صفحه آنگارالند(اشتوكلين 1974) جايگزين شدند. بقايايي از اين اقيانوس، در شمال غرب بينالود بصورت فرورفتگي خزر كه در واقع يك اقيانوس برجاي مانده است، مشاهده مي‌شود. بر اساس داده هاي مغناطيسي ديرينه، موقعيت فعلي بخش شمالي ايران زمين همانند موقعيت آن در كرتاسه مي باشد(ونسينك و واركمپ 1980)؛ بجز آنكه در مزوزوئيك در اين منطقه اقيانوس پاليوتتيس وجود داشته است.

 نئوتتيس:
  
طي زمان پركامبرين و پالئوزوئيك، ايران زمين و عربستان بخشي از گندوانا بوده‌اند و توسط اقيانوس پالئوتتيس از صفحه توران جدا مي‌شده‌اند. در اواخر پالئوزوئيك يا اوائل ترياس با بازشدن اقيانوس نئوتتيس، ايران از عربستان جدا شده و در پايان ترياس مياني با صفحه توران برخورد نموده است. فرورانش صفحه اقيانوسي عربستان به زير صفحه ايران زمين در اواخر كرتاسه آغاز گرديده و برخورد بين اين دو صفحه در نئوژن به پايان رسيده است. اين برخورد بيشترين تاثير را بر روي زمين ساخت ايران داشته است. ‌در مسافتي بيش از 2000 كيلومتر، پوسته ضخيم شده و ضخامت آن در منطقه زاگرس به 50 تا 60 كيلومتر رسيده است(گيس و همكاران 1984).
  
در كمربند اروميه – دختر(كمربند آتشفشاني ايران مركزي يا سهند – بزمان)، كانسارهاي مس پورفيري در جنوب شرقي منطقه كه در آن صفحه اقيانوسي داراي شيب بيشتري است واقع مي باشند‌(گيس و همكاران 1984). عكاشه و بركهمر(1984) دريافتند فاصله بين كمربند آتشفشاني اروميه – دختر و تراست اصلي زاگرس ‌از جنوب‌شرق بطرف شمال‌غرب افزايش مي يابد و نتيجه گيري نموده‌اند كه در شمال‌غرب، صفحه اقيانوسي داراي شيب كمتري است.
  
در نظريه جديدتر جليني(2000) و وستفال و همكاران(2003) به تشكيل نئوتتيس 2 در شمال ايران مركزي اشاره مي كنند و كمربند آتشفشاني شمال‌غرب(اروميه – دختر) را حاصل فرورانش نئوتتيس دوم به زير ايران مركزي مي دانند كه تا پليو – پليستوسن ادامه داشته است.