هفت روز بم
بطور کلی می توان استان کرمان را از نظر واحدهای ساختمانی و گسترش حوزه های رسوبی در زون ایران مرکزی قرار داد. همچنین این استان از نظر واحدهای تکتونیکی مرتبط با بلوک طبس وسلسله کوه های طبس_ کرمان دانست. دراین باره می توان چنین اضافه نمودکه:
بلوک طبس با پی
سنگ پر کامبرین در اینفراکامبرین و پالئوزوئیک از گسترش جانبی برخوردار است که در
سلسله کوه های طبس_ کرمان پالئوزوئیک بندرت دیده میشود در عوض رسوبات تریاس_ لیاس
بسیار ضخیم و روند کلی آنها شمالی_ جنوبی است.
اگر بخواهیم حوزه رسوبی ایران مرکزی را بطور خلاصه شرح دهیم می توان گفت،در این حوزه ضخامت بیرون زدگی سنگ های پر کامبرین پیشین متجاوز از ده هزار متر می باشد که از فرسایش سنگ های قدیمی تر بوجود آمده است. این مجموعه، بر اثر کوهزائی کاتانگائی شدیداً دگرگون شده و پلاتفرم ایران مرکزی را تشکیل داده است که از پرکامبرین پسین تا تریاس رسوبات قاره ای یا دریایی کم عمق روی انرا می پوشاند.
پی سنگ متبلور
ایران مرکزی و پوشش پلاتفرمی آن، لااقل از دوران پالئوزوئیک، در امتداد گسل های
بزرگ شکسته و با توجه به نبودهای چینه شناسی در برخی از مناطق آن، حرکات قائم
مداومی را متحمل گشته است که در پیدایش آتشفشان های ترشیر نیز بی تاثیر نبوده است.
از نظر چینه شناسی، واحدهای سنگی در پرکامبرین در ایران مرکزی که مستقیماً زیر
رسوبات فسیل دار پرکامبرین قرار دارند در آذربایجان، گلپایگان، کوههای یزد، کرمان
و طبس بخوبی شناخته شده است.
سنگ های آهکی
شیلی و ماسه سنگی،لیتولوژی اصلی کامبرین را تشکیل میدهند که ضخامت آن در ازبک کوه
به2000 متر میرسد. بخش آهکی در کرمان حاوی فسیل تریلوبیت و مشخصه بخش پایانی
کامبرین زیرین است.
پس از یک دوره
نبود رسوبگذاری در کربنیفر بالائی (بجز منطقه شیر گشت )، پیش روی دریایی پرمین
آغاز می شود. رسوبات این پیش روی در شمال و جنوب یزد و ناحیه کرمان روی رسوبات
کربنیفر زیرین را می پوشاند. در دوره لیاس رسوبات قاره ای و دریایی کم عمق که
بیشتر از نوع کرانه ای و مردابی بوده،متشکل از شیل وماسه سنگ می باشد و بدلیل
گسترش انبوه جنگلها و گیاهان،وازطرفی در اثرپسروی وپیشروی متناوب آب دریا،معادن
عظیم ذغالسنگ در طبس وکرمان بوجود آمده است.
ازسایررخساره های
مشاهده شده در این واحد ساختمانی میتوان به رخساره های آهکی مربوط به نواحی عمیق
دریا با سن نئوکومین،رسوبات کنگلومرا،ماسه سنگ، آهک وشیل های اربیتولین دار باسن
کرتاسه زیرین ،رسوبات مربوط به پالئوسن وفازکوهزائی لارامید متشکل از
کنگلومرا،ماسه سنگ ورسوبات مردابی وهمچنین،بعد از فاز لارامید که ایران مرکزی از
رسوبات تخریبی پوشیده می شود وبه دنبال فاز کشش بعدی،فاز آتشفشانی شدیدی در این
زون رخ میدهد اشاره نمود، که پس از این فوران،برآمدگیها وارتفاعات تحت فرسایش شدید
قرار می گیرد که نتیجه آن پیدایش رسوبات پیش رونده و قاره ای الیگوسن است.
خلاصه اى از ويژگى هاى هندسى و سازو کارهاى گسل هاى اصلى پيرامون
کرمان
گسل نايبند: اين گسل راستاى شمالى_ جنوبى
ترين بخش رشته کوه شترى در جنوب خاور طبس تا باختر شهداد با درازاى 350 کيلومتر
قرار گرفته است. رخنمون گسل نايبند مرکب از چهار قطعه گسلى اصلى هم پوشان، بسيار
پرشيب و بيشتر به صورت قائم است و مولفه حرکتى آن راستالغز راست بر مى باشد. ادامه
جنوبى آن با هندسه و سازو کار مشابه از طريق سامانه گسلى سيرچ يا درازاى حدود 100 کيلومتر با نام گسل سبزواران از
باختر بم گذر کرده و به گسل ميناب در شمال تنگه هرمز ختم مى شود.
گسل لکر کوه :اين گسل به طول حدود 65 کيلومتر با راستاى شمالى
– جنوبى و موازى با گسل نايبند در بخش جنوبى
بلوک طبس و خاور شهر راور واقع شده است. گسل لکر کوه با شيب به سوى باختر يک گسل
راندگى با مولفه راست بر مى باشد.
گسل راور: گسل راور خطوره اى زمين ساختى است که
بخش هاى زيادى از ان پوشيده مى باشد. اين گسل از جنوب خاور کوير آبدوغى
در جنوب طبس آغاز مى گردد و قطعه هاى رخنمون يافته آن با راستاى تقريبى شمالى_ جنوبى
و در طولى حدود يکصد کيلومتر تا جنوب شهر راور ادامه مى يابند. حرکت راستالغز راست
بر براى اين گسل در نظر گرفته شده است.
گسل بهاباد: اين گسل از پاى بلندى هاى شمال بهاباد شروع مى گردد و به
صورت قطعه هاى گسله که به وسيله نهشته هاى کواترنرى از يکديگر جدا مى گردند در طولى
بيش از 170 کيلومتر به سوى جنوب خاور کشيده شده است. در بيشتر رخنمون ها گسل بهاباد
يک گسل جدا کننده مرز بين کوه و دشت مى باشد که با حرکت راست بر و واژگون همراه
است.
گسل کوهبنان: اين گسل از شمال باختر بهاباد آغاز مى
گردد و در
راستاى جنوب خاورى به طول حدود 160 کيلومتر تا جنوب خاور زرند ادامه
مى يابد . گسل کوهبنان خود تشکيل يافته از چند قطعه گسلى کوتاه و
بلند است که در دو انتهاى خود به صورت هم پوشان نسبت به يکديگر قرار گرفته اند.
تمامى اين قطعه هاى گسلى داراى ساز و کار راستالغز راست بر و واژگون
مى باشند. اين گسل در انتهاى جنوب خاورى به شاخه هاى ترافشارى خود ( راندگى هاى
تيگدر، پاسور و بازرگان) ختم مى گردد.
گسل تيگدر: گسل تيگدر يک گسل راندگى است به طول
حدود 40 کيلومتر و راستاى باختر ، شمال باخترى –
خاور، جنوب خاوري. اين گسل از جنوب آبادى هورجند تا شمال چترود و درون بلندى
هاى شمال کرمان قرار دارد.
گسل پاسو: گسل پاسو مانند گسل تيگدر يک گسل
راندگى و جدا شده از بخش انتهايى جنوب خاورى گسل کوهبنان است که موازى با گسل تيگدر
به طول حدود 40 کيلومتر و در سوى جنوب آن قرار گرفته است.
گسل بازرگان: اين گسل جنوبى ترين گسل از مجموعه گسل هاى
ترافشارى جدا شده از انتهاى گسل کوهبنان است که موازى با دو گسل پيشين با
درازاى مشابه داراى حرکت واژگون است.
گسل باخترسيرچ: اين گسل با درازاى بيش از 60 کيلومتر
يک گسل راستالغز راست بر با مولفه کوچک حرکت قائم است . صفحه آن
بسيار پرشيب و نزديک به قائم مى باشد و با راستاى تقريبا؛ شمالى_ جنوبى از ميان کوه
سيرچ در خاور کرمان گذر مى کند.
گسل گوک:گسل گوک يکى از مهمترين ساختارهاى گسلى است
که با راستاى تقريباشمالى_ جنوبى به طول بيش از يک صد کيلومتر در
خاور کرمان قرار گرفته است و در واقع ادامه اى از گسل نايبند مى باشد. اين گسل در
بخش زيادى از راستاى خود تشکيل يافته از دو ساختار گسلى موازى و پرشيب با مولفه
حرکت اصلى راستالغز بر به همراه يک مولفه کوچکتر واژگون مى باشد.
گسل راندگى شهداد :راندگى شهداد يک گسل خميده مى
باشد که تحدب و جهت رانش آن به سوى شمال خاور است. شيب صفحه اين گسل بسيار ملايم به
سوى جنوب باخترى است. اين گسل از جنوب باخترى شهداد بيش از 120 کيلومتر به سوى جنوب
خاور کشيده شده است.
گسل باغين-بافق:اين گسل با راستاى شمال باختر – جنوب خاور و درازاى حدود 100 کيلومتر از جنوب باختر
زرند گذر مى کند . داراى حرکت اصلى راندگى بامولفه راست بر مى باشد و سبب بالا
راندگى بلندى هاى جنوب باختر زرند شده است.
گسل بم :گسل بم تا کنون به عنوان گسلى کوچک با
راستاى شمالى_ جنوبى و درازاى 10 کيلومتر در خاور شهر چندان
شناخته شده نبوده است. در حال حاضر با فعال شدن اين گسل به صورت يک
گسل راستالغز راست بر زمين لرزه بم رخ داده است و مطالعات براى شناخت دقيق تر
هندسه و سازو کار آن در دست بررسى است.
نویسنده وبلاگ