آشنائی بامدیریت وبلاگ
به نام خداوند جان و خرد
روزها، ما هها و سا لها به سرعت می گذرند و ما ا نسا نهای فراموشکار آنچه که در ا طرا فمان اتفاق می افتد چه سریع از یاد می بریم. این وبلاگ روز دوشنبه 9/7/86 مصادف با 19 رمضان سال 1428 هجری و اول اکتبر 2007 میلادی با یاری خواستن از خداوند تبارک و تعالی شروع شد و هدف اصلی آن دو موضوع مهم می باشد یک درس پس دادن به استادان و مدیران ودوم آماده نمودن مردم عزیزمان برای آمادگی و پیشگیری از بحرانهای طبیعی که در این باب اگر موفقیتی هر چند ناچیز کسب شود و تنها این موارد بتوا نند جان یک ا نسان را در بحرا نهای بعدی نجات بدهد کفایت می کند.
اما هر خوا نندۀ بزرگواری حق دارد که مسئول این وبلاگ را بشناسد. اینجانب اکبر علوی مهندس معدن از دانشگاه کرمان، 29 سال سابقه کار در شرکت ذغالسنگ، چند صباحی بهمراه سایر امت بسیجی در جنگ، فرماندار دو شهر از استان کرمان و در نهایت در زلزله وحشتناک بم واز ساعت 10 صبح روز 5 دیماه 82 در بم بودم و فریاد زنان، مردان، کودکان و سالمندان و زجری که آنها می کشیدند تا عزیزی را از زیر آوار در آورند و بگورستان برسا نند و بدون ا بزار اولیه آنرا به خاک بسپارند هنوز مانند فیلمی از جلوی دیدگان می گذرد، در دفاع مقدس عزیزترین دوست نم را در طول 8 سال از دست دادم اما هیچگاه یک چنین صحنه ای را در طول عمر خودم تجربه نکرده بودم، خدایا کرامتت را شکر، شهر تماما فرو ریخته هر کس دنبال عزیزان خود می باشد. مردم روستاها و بخشهای بم به کمک اقوام و خویشان آمده اند حالا مگر کوچه ها، خانه ها، مغازه ها معلومند بعد از ساعتها، موفق به پیدا کردن یکی از اقوام شاید بشود و شاید هم نه !! جرا نه؟چون تمامی اقوام خویش را از کودک تا بزرگ از دست داده ا ند و فقط از روی نشا نه ها شروع به کار می کنند. بعد از ساعتی تلاش، بالاخره موفق به پیدا کردن اجساد آنها می شوند. بعضی ها هم مجروح و مصدوم پیدا می شوند، امروز در بم صحرای محشر است، هیچیک از مدیران شهربه جزء فرما نداررشید بم فرزند شهید وخود داغدار از دست دادن خوا هر ودوخوا هر زاده در این زلزله ، فرمانده تیپ سپاه ،مسئول هلال احمر ومسئول مخا برات دیگر هیچکس نیست. تعدادی از مسئولین خارج از شهرستان که از ساعت 8 صبح در بم بودند و به کمک فرماندار شتافته بودند آقایان سیدحسن مرعشی، عباس شادروان، سید مهدی طیب زاده، مهدی سیاوشی، دکتر فدائی، قنبری، تاجیک، را در محل تیپ سپاه پیدا کردم، آقای مرعشی با توجه به تجارب ارزشمند سالهای مدیریت اجرائی و خصوصا مدیریت پشتیبا نی زلزله رودبار منجیل تقسیم کار می کردند و مرتبا پیگیر راه اندازی فرودگاه بم بودند، آقای مهندس اسماعیلی و گروهی از همکاران ایشان آنروز کار بزرگی را ا نجام دادند، سیستم های رادار فرودگاه کلا خراب شده بود اما با تلاش این بزرگواران بالاخره ساعت 3 بعدازظهر اولین هواپیما ما هان در فرودگاه نشست و پس از آن دیگر هواپیما ها، برادر عزیزم سردار حاج قاسم سلیما نی مسئولیت فرودگاه را بعهده گرفته بود، فرودگاه محل اعزام مجروحین و مصدومین به خارج از استان شهید والامقام احمد کاظمی مسئولیت هواپیما های سپاه و جانشین نیروی زمینی ارتش نیز با نیرو به کمک آمده بود، امیر کرباسی شخصا مجروحین را به هواپیما می رساند. و این همه نبود مگر سخت شیوای شاعر نامی ایران (( بنی آدم اعضای یکدیگرند . . . که در آفرینش زیک گوهرند
جه عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نما ند قرار
مخابرات پیگیر راه ا ندازی خطوط B.T.S بود چون موبایلها به یک آهن پاره که در جیب سنگینی می کرد تبدیل شده بود. شب همان روز مسئول پیگیری راه اندازی B.T.S ها اعلام کرد که دو B.T.S راه اندازی شده و روز بعد این رقم به 8 اضا فه گردید، استا ندار، مسئولین ستاد حوادث استان جهاد کشاورزی، سپاه، هلال احمر، ارتش، مخا برات، آب، برق، گاز ، وسایر ادارات.در کا نتینر درب ورودی تیپ جلسه داشتند. شهر به دو قسمت تقسیم شد، بخشی به سپاه و بخش دیگر به هلال احمر و جهاد سازندگی برای یا فتن زنده های در زیر آوار مانده، اگر بخواهم خاطرات بم را بنویسیم مثنوی 700 خروار می شود، بهتر است برگردیم سر اصل مطلب.
مدت یکسال و نه ماه در بم خدمتگذار ودر کنار مردم بم، امدادگران، مؤسسات داخلی، خارجی و بین المللی بودم. دوره آموزشی CBDRM را درکشور ترکیه که توسط NGO، IBC به مدت سه هفته باتعدادی از مدیران بم وشورا های دوشهر بم وبروات گذرا ندم، اساتید این دوره از A.D.P.C بودند و همان سال مجددا در ترکیه دوره مدیریت بحران Crises Management را به مدت سه هفته فرا گرفتم در این دو سفر از مرکز مدیریت بحران ترکیه AKOM در شهر استا نبول وشهرهای ازمیت ودوزژه که در زلزله سال1996 ویران شده بودند بازدید کرده وبا روند بهبود ،عادی سازی زندگی مردم وبازسازی ازسوی شهردار ازمیت وفرماندار دوزژه آشنا شدم، و با رفتن به ژاپن و هندوستان با مدیریت بحران این کشورها آشنا شدم در ژاپن بیشترین وقت را برای قوا نین و عملکرد ها قرار داده وایالت هیوگو به خصوص کوبه مورد بازدید ودر مراسم سالگرد زلزله کوبه شرکت نمودم ودر هندوستان از کلیه نقاط آسیب دیده زلزله گجرات دیدن وبا مرکز مدیریت بحران این ایالت GDMC و در سال 85 نزدیک به 45 روز دوره مدیریت بحران اضطراری (
و اخیرا سفری به تایلند و مالزی داشتم که آنهم در راستای مدیریت بحران بود و با دانشگاه
نویسنده وبلاگ