مدیریت بحران(3)
طوفان(1)
طوفان نوح (ع)
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
و لقد ارسلنا نوحاً الی قومه فلبث فیهم الف سنة الاخمسین عاماً فاخذهم الطوفان و هم ظالمون فانجیناه و اصحاب السفینة و جعلناها ءایة للعالمین
و ما نوح را بهرسالت به سوي قومش فرستاديم و او هزار سال پنجاه سال كم (نهصد و پنجاه سال) در ميان آنان ماند. پس طوفان آنان را فرا گرفت، چرا كه ظالم بودند و به نوح ايمان نياوردند و تنها خود نوح و اصحاب كشتي را نجات داديم و آن كشتي را به مثابه آيتي براي خلق عالم قرار داديم؛ عنكبوت/ ١٤ و ١٥.
گزارش باستانشناسی مجلهی ماهانهی «اتفاد نیزوب» شوروی دربارهی كشتی نوح(ع)، شمارهی تشرین دوم سال ١٩٥٣، یكی از نشانههای روشن این مدعاست كه كتب تاریخ نه بر اساس حقایق كه بر مبنای اعتقادات غیر واقعی مورخین عصر جدید نگاشته شدهاند و متأسفانه این مجعولات را در سراسر جهان به عنوان حقایقی مسلم در مدارس و دانشگاهها تدریس میكنند. تاریخهای مدون از یكسو تاریخستمگریهای پادشاهان است و از سوی دیگر، تاریخ یك مبارزهی خیالی بین بشر و طبیعت برای رفع فقر و گرسنگی، و در این میان آنچه كه به طور كامل مورد غفلت و فراموشی قرار گرفته، راه و تاریخ انبیا و مبارزات عدالتخواهانهی مؤمنینی است كه برای گسترش توحید و اقامهی قسط و عدل در میان انسانها قیام كردهاند، حال آنكه اگر با چشم حقیقتبین بنگریم، در تمام طول تاریخِ زندگی بشر بر كرهی زمین آنچه كه بیشترین تأثیر را در حیات ظاهری و باطنی انسان باقی گذاشته و بیشتر از همهی عوامل دیگر مستحق بحث و تحقیق است، راه انبیا و مبارزات آنهاست.
در گزارش مجلهی «اتفاد نیزوب» آمده است: هنگامیكه باستانشناسان روسی در منطقهای معروف به «وادی قاف» مشغول حفاری و جستجوی آثار باستانی بودند در اعماق زمین به چند پاره تختهای قطور و پوسیدهای برخوردند كه بعدا معلوم شد این تختهها قطعات جدا شده از كشتی نوح بوده و بر اثر تحولات دریائی و زمینی در طول حدود ٥٠٠٠ سال همچنان در دل زمین باقی مانده است برخورد باین تختهها نظر محققین باستانشناس را آنچنان بخود جلب نمود، كه دو سال دیگر به كنجكاوی و تعقیب عملیات حفاری خود پرداخته و بالاخره در همان منطقه بیك قطعه تخته دیگری برخوردند كه بصورت لوحی طبق كلیشه زیر چندین سطر كوتاه از كهنترین و ناشناختهترین خطوط بر روی آن منقوش بود.اما بسیار شگفتآور بود كه این تخته لوح بدون اینكه پوسیده یا محجر شده باشد آنچنان سالم و دستنخورده باقی مانده كه هم اكنون در موزهی آثار باستانی مسكو در معرض دید توریستها و تماشاگران خارجی و داخلی است.
بر اثر این اكتشاف اداره كل باستانشناسی شوروی برای تحقیق از چگونگی این لوح و خواندن آن، هیئتی مركب از هفتنفر از مهمترین باستانشناسان و اساتید خطشناس و زباندان روسی و چینی را مأمور تحقیق و بررسی نموده كه نام آنها بدینگونه است:
١_ پروفسور سولینوف، استاد زبانهای قدیمی و باستانی در دانشكده مسكو.
٢_ ایفاهان خینو دانشمند و استاد زبانشناس در دانشكده لولوهان چین.
٣_ میشانن لوفارنك مدیر كل آثار باستانی شوروی.
٤_ تانمول گورف استاد لغات در دانشكده كیفزو.
٥_ پرفسور دیراكن استاد باستانشناس در آكادمی علوم لنین.
٦_ ایم احمد كولا مدیر تحقیقات و اكتشافات عمومی شوروی.
٧_ میچركولتوف رئیس دانشكده استالین
این هیئت پس از ٨ ماه تحقیق و مطالعه و مقایسه حروف آن با نمونه سایر خطوط و كلمات قدیم متفقاً گزارش زیر را در اختیار باستانشناسی شوروی گذاشت:
١ـ این لوح مخطوط چوبی از جنس همان پاره تختههای مربوط بكاوشهای قبلی و كلاً متعلق بكشتی نوح بوده است منتها لوح مزبور مثل سایر تختهها آنقدرها پوسیده نشده وطوری سالم مانده كه خواندن خطهای آن بآسانی امكانپذیر میباشد.
٢_ حروف و كلمات این عبارات بلغت سامانی یا سامی است كه در حقیقت ام اللغات (ریشه لغات) و به سامبننوح منسوب میباشد.
٣_ معنای این حروف و كلمات بدین شرح است: ای خدای من! و ای یاور من!/ برحمت و كرمت مرا یاری نما!/ و بپاس خاطر این نفوس مقدسه:/ محمد/ ایلیا(علی)/ شبر(حسن)/ شبیر(حسین)/ فاطمه/ آنانكه همه بزرگان و گرامیاند/ جهان ببركت آنها برپاست/ باحترام نام آنها مرا یاری كن/ تنها توئی كه میتوانی مرا براه راست هدایت كنی.
قرآن مجید در آیهی مباركهی پانزدهم از سورهی «قمر» نیز به همین مطلب اشاره فرموده است: و لقد تركناها ءایة فهل من مدكر.
و ما آن كشتي را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت خلق شود. پس كيست كه از آن پند و تذكر يابد؟عنكبوت/ ٣٤ و ٣٥
حضرت علامه طباطبائی(ره) بعد از بحث مفصلی دربارهی عمومیت دعوت حضرت نوح نبی(ع) میفرمایند: آیا طوفان در همه جای زمین روی داد؟ پاسخ این سؤال در فصل گذشته معلوم شد، زیرا عمومی بودن دعوت نوح(ع) میرساند كه عذاب هم عمومیت داشته است و این، قرینهی خوبی است بر آنكه مراد سایر آیاتی كه بظاهر بر عمومی بودن عذاب دلالت میكنند، همین است، (یعنی همچنانكه از ظاهر این آیات برمیآید دلالت بر عمومیت واقعه دارند) مانند: رب لا تذر علی الأرض من الكافرین دیارآ ـ لا عاصم الیوم من امرالله الا من رحم این جملهایست كه خدا از قول نوح حكایت میكند. ـ و جعلنا ذریته هم الباقین
یكی دیگر از شواهد عمومیت طوفان در كلام خدا اینست كه در دو جای قرآن ذكر شده كه خدا بنوح دستور داد از هر موجود جانداری جفتی نر و ماده در كشتی سوار كند و واضح است كه اگر طوفان مخصوص ناحیهی خاصی از نواحی زمین مثلاً ـ بطوریكه گفته شده ـ عراق بود، بهیچ وجه احتیاجی نبود كه از هر جنسی از اجناس جفتی نر و ماده سوار كشتی كند و مطلب واضح است.
ولی ظواهر آیات به كمك قرائن و تعلیلهائیكه از اهل كتاب به ارث رسیده دلالت بر آن دارد كه در زمان نوح در سراسر روی زمین كس دیگری غیر از قوم نوح وجود نداشت و همهی آنها بر اثر طوفان هلاك شدند و بعد از نوح كسی جز دودمان او باقی نماند.
قصد ما از نوشتن این مطالب، نگاشتن تاریخ دیگری بر مبنای مدارك قرآنی و روایی نیست، اگر چه این كار دیر یا زود باید انجام شود و تاریخ حقیقی زندگی بشر بر كرهی زمین، یعنی آنچه ما آن را «تاریخ انبیا» خواندهایم، از زیر گرد و غبار غفلت خارج شود؛ ولی ظرف محدود این سلسله مباحث گنجایش پرداختن به این كار عظیم را ندارد.
از طرف دیگر، پر روشن است كه آیات قرآن مجید فراتر از ظاهر خویش بر معانی تمثیلی و تأویلی وسیعتری نیز دلالت دارند و اصولاً قرآن مجید بیشتر از آنكه به طبیعیات نظر داشته باشد متوجه به عالم معناست؛ اما به هر تقدیر، وظیفهی ما به عنوان علمداران راه انبیا در سراسر جهان امروز اینچنین اقتضا دارد كه ما در نور بینهایت قرآن بههمهی آنچه در ظلمات امروزی فرهنگ غرب به عنوان حقایقی مسلم انگاشته میشود، نگاهی دوباره بیندازیم و حجاب از حقایق برداریم. همهی احكامی كه امروز در كتابهای علوم انسانی به نام علم در سراسر جهان اشاعه مییابد معالاسف از ظلمات كنونی فرهنگ غرب منشأ گرفته است و راه جز به تركستان نمیبرد. بازنگری این احكام و گشودن حقایق در پرتو نور قرآن و روایات قسمت اعظم از وظیفهای است كه ما در جهاد اعتقادی بر عهده داریم. مسئولیت ما در برابر حق به جهاد نظامی با استكبار خاتمه نمییابد و برای اشاعهی فرهنگ اسلام در سراسر جهان چاره ای نیست جز اینكه ما با فرهنگ و فلسفهی غرب به جهاد برخیزیم، فرهنگ و فلسفهای كه پشتوانهی حیات سیاسی استكبار و ریشهی آن است. شناخت مبانی تاریخی تمدن غربی از لوازمی است كه ما را به ماهیت حقیقی این تمدن نزدیك خواهد ساخت و ما فصلهای آیندهی این كتاب را به همین مسئله اختصاص دادهایم.
در پایان، باید متذكر شد كه بر مسئلهی عمومیت طوفان نوح(ع) و مبدأ نژادی جوامع انسانی، آنچنان كه در این فصل مختصراً مورد بحث قرار گرفت، دو اشكال عمده بیان داشتهاند كه یكی سؤال از منشأ تفاوتهای نژادی است و دیگری چگونگی پراكنده شدن اقوام مختلف انسانی بر سطح كرهی زمین با توجه به ناپیوستگی قارهها.
البته جواب این سؤالات را به صورت پراكنده میتوان در كتابهایی كه توسط جغرافیدانها نوشته شده است پیدا كرد؛ جغرافیدانها عموماً منشأ میشود كه مبدأ انسان را بیش از یك زوج بدانیم، چه آنكه نمیتوان احتمال داد كه نسل بومیان آمریكا كه با مسافتی طولانی از ساكنین نیمكرهی شرقی جدا بودهاند، با مردم دیگر از یك نسل بوده و از یك مبدأ منشأ گرفته باشند؛ ولی باید گفت كه این هر دو دلیل نارساست.
اما مسئلهی اختلاف خون كه آن را مولود اختلاف رنگ دانستهاند مفید نیست. چه آنكه بحثهای طبیعی امروز مبنی بر فرضیهی تطور انواع است، و روی این مبنی چگونه میتوان اطمینان پیدا كرد كه اختلاف خون و رنگ مستند به تطورات این نوع نباشد؟ و ما میبینیم كه در بسیاری از انواع حیوانات مانند اسب و گوسفند و فیل و غیره، تطورات مسلمی رخ داده و كاوشهای زمینشناسی هم از این راز پرده برداشته است... و اما موضوع زندگی انسان در این دنیا، باید دانست كه عمر انسان آنطور كه علماء طبیعی نوشتهاند به میلیونها سال میرسد و آنچه را كه تاریخ ضبط كرده بیش از شش هزار سال نیست. بنابراین چه مانعی دارد كه حوادثی در ماقبل تاریخ قارهی آمریكا را از سایر قارهها جدا كرده باشد.
نویسنده وبلاگ