خشكسالي(1)

خشكسالي در يك دوره بلند بي آبي پديد مي آيد، بعضي وقتها به مدت چندين سال باران     نمي بارد و خشكسالي روي ميدهد.آنوقت رودخانه ها و نهرها خشك مي شوند، آب سدها تبخير مي شوند، منابع آبهاي زير زميني مي خشكند.و در اثر این پدیده محصولات كشاورزي از بين ميروند، زندگي انسانها و موجودات زنده اعم از حيوانات و گياهان، به خطر مي افتد و خشكسالي به صورت يك بلاي طبيعي در مي آيد.

تا كنون تعاريف بسيار زيادي از خشكسالي شده است اما هر كدام از اين تعاريف ديدگاه خاصي را مد نظر داشته اند به هر حال عدم وجود يك تعريف جامع ودقيق از خشكسالي ومتفاوت بودن معني آن از ديدگاههاي مختلف مانع از درك مفهوم خشكسالي شده است .حال از آنجائيكه خشكسالي بركليه جنبه هاي زندگي وبخشهاي مختلف جامعه خصوصاً تغييرمحيط طبيعي تأثير مستقيم وغيرمستقيمي دارد عدم درك مفهوم آن موجب ترديد وركود در بخشهاي مختلف اقتصادي ،مديريتي وسياستگزاري ميشود.
از بين تعاريف خشكسالي تعريفي كه مقبول تر ومنطقي تر نيز مي باشد عبارت است از اينكه خشكسالي را مي توان معلول يك دوره شرايط خشك غيرعادي دانست كه به اندازه كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود.
در دهه هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت هاي انساني را تحت تأثير قرار داده اند تعداد فراواني پديده خشكسالي از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضاي تحت پوشش ،تلفات جاني ،خسارات اقتصادي واثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه ، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است .همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده بتدريج ودر يك دوره زماني نسبتاً طولاني عمل كرده واثرات آن ممكن است پس از چند سال وبا تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود بنابراين چون تعيين دقيق زمان شروع آن كار مشكلي است تا حدودي آنرا يك پديده و بليه خزنده مي دانند از سويي چون خشكسالي برخلاف ساير بلاياي طبيعي كمتر منجر به خسارات ساختاري مي شود ،كمك رساني در هنگام وقوع اين پديده در مقايسه با ساير پديده ها مثل سيل پيچيده تر و مشكل تر مي باشد.

تعريف مفهومی خشكسالی

تعاريف مفهومی كه در قالب اصطلاحاتی كلی بيان می شده به افراد كمك می كند تا مفهوم خشكسالی را درك كنند . بعنوان مثال “ خشكسالی عبارت است از يك دورة ممتد كمبود بارش كه منجر به صدمه زدن محصولات زراعی و كاهش عملكرد می شود ” .
تعاريف مفهومی در تبيين سياستگزاری در زمينه خشكسالی نيز حائز اهميت است . مثلاً خط مشی ( سياست كلی ) در زمينه خشكسالی در استراليا تلفيقی از آگاهی نسبت به تغييرپذيری نرمال اقليم در تعريف متناظر آن از خشكسالی می باشد .

 اين كشور ، كمك های مالی به زارعان را صرفاً در رخداد “ خشكسالي های استثنايی ” بلاخص زمانی كه شرايط خشكسالی حادتر از مواردی است كه بعنوان جزيی از ريسك عادی مديريت پروژه درنظر گرفته می شود ، ارائه   می كند .

 تشخيص خشكسالی های استثنايی مبتنی بر ارزيابی های علمی است . پيش از اين زمانی كه خشكسالی از نقطه نظر سياستگزاری كمتر تعريف شده بود و زارعان درك درستی از آن نداشتند ، برخی كشاورزان در مناطق اقليمی نيمه خشك استراليا هر چند سال يكبار تقاضای كمكهايی برای مقابله با خشكسالی داشتند .

تعريف عملی خشكسالی
تعاريف عملی به افراد كمك می كند تا شروع ، خاتمه و درجه شدت خشكسالی را تشخيص دهند . برای تعيين شروع خشكسالی تعاريف عملی ، ميزان انحراف از ميانگين بارش يا ساير متغيرهای اقليمی در طول يك دوره زمانی را مشخص می كند . اين امر معمولاً با مقايسه وضعيت فعلی نسبت به متوسط های گذشته كه غالباً مبتنی بر دوره آماری30 ساله است انجام می شود .
 حد آستانه تعيين شده به عنوان شروع يك خشكسالی ( مثلاً 75 درصد بارش متوسط در طول يك دوره زمانی مشخص) معمولاً‌ بيشتر به صورت قراردادی انتخاب می شود تا بر مبنای رابطه دقيق تأثيرات خاص آن بر محيط .  در تعريفی عملی از خشكسالی برای كشاورزی مقدار بارندگی روزانه با مقادير تبخير و تعرق مقايسه می شود تا سرعت ( نرخ ) تخليه رطوبت خاك تعيين شود و اين روابط برحسب ميزان تأثيرات خشكسالی بر رفتار گياه ( يعنی رشد و عملكرد ) در مراحل مختلف نمو گياه بيان گردد .تعاريفی نظير اين مورد را می توان در ارزيابی عملي شدت و اثرات خشكسالی براساس متغيرهای هواشناسی ، رطوبت خاك و شرايط گياه در طی فصل رشد مورد استفاده قرار داد و مستمراً تأثير بالقوه اين شرايط را بر عملكرد نهايی ارزيابی كرد . بعلاوه اين تعاريف عملی در تحليل تناوب شدت و تداوم خشكسالی برای يك دوره تاريخی مفروض نيز كاربرد دارند . ليكن چنين تعاريفی نيازمند داده های جوی در مقياس های زمانی ساعتی، روزانه ، ماهانه و ساير مقاطع زمانی و احتمالاً داده های مربوط به تأثير پذيری از پديده نظير عملكرد محصول بسته به ماهيت تعريف ، مورد استفاده قرار می گيرند .تدوين ماهيت اقليم شناسی خشكسالی يك منطقه ، و درك بيشتری از خصوصيات و احتمال وقوع مجدد در شدت های مختلف اين پديده بدست   می دهد . اطلاعاتی از اين نوع در تهيه راهبردهای تقليل اثرات و واكنش اين پديده و طرحهای آمادگی بسيار سودمند است .

 تعريف خشكسالي از ديدگاههاي مختلف
1-ديدگاه هواشناسي :
هواشناسان خشكسالي را بارش كمتر از حد معمول كه منجر به تغيير الگوي آب و هوايي مي گردد، تعريف كرده اند .بنابراين خشكسالي ازنظرهواشناسي اساساً به حالتي از خشكي ناشي از كمبود بارندگي اطلاق ميشود
تعريف خشكسالي از ديدگاه هواشناسي در كشورهاي مختلف ودر زمانهاي مختلف متفاوت ميباشد. به همين دليل از اين ديدگاه به كار بردن يك تعريف از خشكسالي كه درقسمتي از جهان متداول ميباشد. براي ديگر جاها مناسب نبوده بطوري كه مثلاً:
1-در ايالت متحده در سال 1942 : بارش كمتر از 5/2 ميليمتر در 48 ساعت .
2-درانگلستان درسال 1936 :پانزده روز متوالي با مجموعه بارش كمتر از 25 ميليمتر .
3-در كشور ليبي در سال 1964: بارش سالانه كمتر از 180 ميليمتر .
4-در كشور هند در سال 1960: كاهش بارش فصل واقعي (مونسون) بيش از دو برابر متوسط انحراف .
5-در كشور بالي در سال 1964: يك دوره شش روزه بدون بارش.
بعلاوه اهميت ديدگاه هواشناسي در اين است كه اندازه گيريهاي هواشناسي اولين نشانه بروز خشكسالي مي باشد.
2- ديدگاه اقليم شناسي:
ازديدگاه اقليم شناسان خشكسالي يك پديده طبيعي است كه در اثر تغييرات الگوههاي آب وهوايي ناشي از كاهش نزولات جوي كمتر از حد معمول خود به خود به وجود مي آيد و ادامه آن موجب عدم تعادل اكولوژيكي و هيدرولوژيكي مي شود. از طرفي چون از ديدگاه جغرافيايي تعريف خشكسالي مفهومي مكانمند مي باشد ،شدت خشكسالي در هر محل تابعي از ضريب تغييرپذيري بارش در همان محل است بنابراين از نظر اقليم شناسي خشكسالي قابل تعيين است به طوري كه در اين روش درجه خشكسالي وترسالي تعيين مي گردد.
3-ديدگاه هيدرولوژيكي:
از ديدگاه هيدرولوژيست ها خشكسالي زماني اتفاق مي افتد كه سطح تراز ذخاير آبهاي سطحي و زير زميني از حد معمول خود پايين تر باشد. خشكسالي هيدرولوژيك اغلب در عرضهاي مياني بر اثر كمبود و فقدان بارش زمستاني اتفاق مي افتد. علاوه بر بارش فاكتورهاي اقليمي ديگر مانند دماهاي بالا، بادهاي قوي و رطوبت نسبي كم نيز به طور قابل ملاحظه اي بر روي خشكسالي هيدرولوژيك تاًثير دارند .
در ديدگاه هيدرولوژيك اندازه گيري ميزان آبهاي جاري –رودخانه ها –درياچه ها و آبهاي زيرزميني معيارخشكسالي ميباشد و يك زمان پايه بين فقدان بارندگي و كم شدن آبهاي جاري و رودخانه ها وآب درياچه ها وآبهاي زيرزميني وجود دارد . بنابراين معيار هيدرولوژيك نمي تواند اولين نشانگر خشكسالي باشد زيرا زماني كه كمبود بارش اتفاق بيفتد, بعد از مدتي اين كاهش در آبهاي سطحي و زيرزمين منعكس خواهد شد.
4- ديدگاه كشاورزي :
از ديدگاه كشاورزي زماني كه رطوبت خاك از نياز واقعي محصول كمتر باشد و منجر به خسارت در محصول شود خشكسالي اتفاق افتاده است.
چون در محاسبه نياز آبي گياهان مشخص شده كه نيازآبي آنها باهم متفاوت است بنابراين مفهوم خشكسالي از ديدگاه كشاورزي براي محصولات مختلف يكسان نمي باشد .از ديدگاه كشاورزي درجه خشكسالي به روش پنمن مانتيث وروش باران مؤثرانجام مي شودهمچنين روش پنمن مانتيث از طرف
FAO به عنوان بهترين روش براي تعيين درجه خشكسالي كشاورزي معرفي شده است.
خشكسالي كشاورزي معمولاً بعد از خشكسالي هواشناسي وقبل از خشكسالي هيدرولوژيك اتفاق مي افتد وكشاورزي معمولاً‌اولين بخش اقتصادي است كه تحت تأثير خشكسالي قرار ميگرد.
5-ديدگاه اجتماعي و اقتصادي:
از ديدگاه اجتماعي و اقتصادي خشكسالي يعني زماني كه كمبودآب براي نيازهاي بشر موجب نابهنجاريهاي اجتماعي و اقتصادي شود.
به منظور به حداقل رساندن خشكسالي واضح است كه انتقال مديريت بحران به مديريت ريسك امري اجتناب ناپذير است و نظارت و ارزيابي خشكسالي از ضروريات است و براي نظارت و ارزيابي خشكسالي نيز شاخص هاي خشكسالي ازاهميت بخصوصي برخوردار مي باشد.

تغییر اقلیم و خشکسالی
اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم (
Climate Change )، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز 2co تقریباً قطعی می نماید. سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند.چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع با افزایش ((تبخیر و تعرق در شرایط گرمتر،خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود.به عنوان مثال براساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل درآنجا مشکل زاخواهد شد.
بررسی ها نشان داده است، غلظت گازکربنیک و سایر گازها در اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است. میزان غلظت 2
co از سال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر و تعرق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیرزمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیرزمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است.
میشل
)  (MitchelLدر سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدن 2co، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گازکربنیک ثابت بماند،میزان 2co در سال 2035 به جای ppm 360 فعلی به ppm 420 خواهد رسید. افزایش گازکربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدنco2  ،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست. در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطورکلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.
بطورکلی می توان از تحقیقات انجام شده چنین نتیجه گرفت :
میزان گازکربنیک و سایر گازهای موجود در اتمسفر ( نظیر متان،
CFC ) بعد از انقلاب صنعتی افزایش یافته است.
مدلهای شبیه سازی مختلف نشان داده اند که با افزایش گازکربنیک شرایط هیدرولوژیکی از قبیل بارندگی، درجه حرارت و تبخیر و تعرق و رواناب و … تغییر می کند که به تبع آن وقوع یا عدم خشکسالی نیز قابل بررسی است.
نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی می شود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی ،رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند.
حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، هجوم جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیر اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفاد می کند.
وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی در گسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.

علل عمده  وقوع خشکسالی و بیابان زایی
- استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
- عامل بری بودن (منطقه خشک)
- عدم صعود و جابجایی شدید هوا
- جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
-  وزش بادهای گرم سوزان
- موانع کوهستانی
- استقرار کم فشار حرارتی