مدیریت بحران(4)
مقد مه(۳)
شواهد زمين شناسي نشان مي دهند که از ميليون ها سال قبل از شروع حيات موجودات زنده بر روي کره زمين اين سياره با پديده ای ويرانگر به نام زمينلرزه مواجه بوده است وبارها آنرا تجربه نموده است.انسان نيز در طول شناخته شده حياتش همواره توسط نيروهاي خصمانه طبيعت که شايد زلزله مخرب ترين آنها باشد به گونه اي شديد وبي رحمانه مورد تهديد بوده است. زلزله يکي ازمشخصات سياره ماست که به تنهايي در سراسر جهان هزاران زندگي را قرباني وخسارات مالي فراواني وارد کرده است وبه دليل گستردگي قلمرو و نيز وسعت وشدت خساراتي که وارد مي سازد يکي از شناخته شده ترين بلاياي طبيعي جهان است. زلزله از جمله عواملي است که مي تواند به بروز بحران منجر شود . بانظر به قرارگيري کشور ايران در منطقه لرزه خيز دنيا وغير قابل پيش بيني بودن مکان و زمان زلزله وجود طرح جامع مديريت بحران براي کاهش خطرات وضايعات ناشي از بروزآن بسيار مهم وحياتي است. يکي از مهمترين فاکتورهايي که در افزايش ويا کاهش ميزان خسارتها وتلفات انساني در زمان بروز بلاياي طبيعي تاثير فراواني دارد وجود ويا فقدان سيستم مديريت بحران کارا مي باشد.ساماندهي و يا تدوين ساختاري مناسب براي مديريت زمينلرزه (مديريت بحران) به منظور اجراي فرآيندمنتج به مقابله بابحران زمينلرزه در كشور بهويژه در شهرهاي مهم و بزرگ درابعادپيشگيري، كاهشخطرات،پاسخگويي، امداد و نجات، خدمات پشتيباني، بهبود و بازسازي است.
بحران
حادثه اي است که بطور ناگهاني ويا فزاينده اي روي مي دهد وبا تهديد زندگي بشری و مختل کردن سيرعمومي امورات مردم آن منطقه تلفات وخسارات بسياري را به جامعه انساني تحميل مي کند به گونه اي که مقابله با آن نيازمند بسيج امکانات وانجام اقدامات اساسي وفوق العاده نسبت به حالت عادی است . بصورت دقيق تر بحران عبارت است از عدم انطباق بين نيازها و منابع. بدين معني که در شرايط عادی توازن بين نيازهاي جامعه از يک سو وتوانمنديها ومنابع موجود از طرف ديگر برقرار است.با بروز شرايط بحراني که مي تواند نتيجه بروز هر اتفاق غيرعادی و پيش بينی نشده طبيعی و غير طبيعی همچون زلزله، سيل، طوفانهای بزرگ، جنگ و ... باشد، بدليل شرايط خاصی که بر جامعه تحميل میشود، ديگر شاهد توازن بين نيازها و منابع نخواهيم بود.با بروز شرايط بحرانی توانمنديها بدليل آسيب ديدگی زير ساختها بشدت کاهش میيابد که معمولا با روانه کردن کمک به مناطق بحران زده سعی در جبران اين افت منابع می کنند. از سوی ديگر، با وجود اينکه تعداد نيازها در شرايط بحرانی بسيار محدود میشود، ولی ميزان تقاضا برای همين تعداد اندک نيازها آنچنان افزايش میيابد که بار بسيار زيادی را به جامعه تحميل مینمايد.برای مثال در يک منطقه آسيب ديده از زلزله، با تخريب و از بين رفتن انبارها و راههای ارتباطی توان ارائه خدمات کاهش مي يابد. نياز به برخی موارد همچون امکانات ورزشی و تفريحی بصورت موقت از بين رفته و حجم بسيار بالايي از تقاضا برای نيازهای اوليه از جمله خوراک، پوشاک، سرپناه موقت و ... ايجاد میگردد . بحرانها به عوامل بسيار زيادي از جمله عوامل طبيعي و عوامل انساني بستگي دارد و در هنگام وقوع، ساختارپيچيدهاي به خود ميگيرند كه مبارزه با آنها را عملاً دشوار مينمايد. در ميان افرادي كه با مديريت كاهش اثراتنامطلوب سوانح طبيعي سرو كار دارند عموماً نظريه جامع و فراگيري كه در رابطه با اولويتها و اصولاً مديريتاين گونه سوانح باشد وجود ندارد و در نتيجه مديران نظام، تشكيلات معيني را برحسب فرضيات موجود سازمانداده و وارد عمل مينمايند . با توجه به لرزه خيزي ايران، نياز مبرمي به تدوين روشي منسجم، براي مديريت اين سانحه طبيعي احساس ميشود، كه برپايه اصول علمي دانش زمين لرزه، آسيب پذيري و در نهايت مديريت با توجه به ابعاد گسترده پيامد آن، استوارباشد.قريب پنج قرن از عمر ظاهر شدن واژه بحران (CRISIN) در زبان لاتين سپري شده و طي دو قرن اخير واژه هاي CRISIS و CRISE در زبــانهاي انگليسي و فرانسه از ادبيات گسترده اي برخوردار شده اند. اگر در تعريف بحران در حوزه هاي سياسي - فرهنگي به دليل نگرشهاي ذاتاً جهت دار ذينفعان توافق عامي وجود ندارد اما در حوزه هاي علوم تجربي و پزشكي و هر آنجا كه مقياسهاي كمّي به كمك گرفته مي شوند جدال كمتري در درجه بندي (مراحل پايين خروج از حالت عادي تا رسيدن به حد بحران) و تعريف بحران وجود دارد. ]1,2[
مديريت بحران
از اواخر قرن گذشته به دليل خسارات وتلفات زياد سوانح طبيعي توجه سازمانهاي دولتي وغير دولتي در کشورهاي توسعه يافته معطوف به شناخت ساز وکار اين سوانح وايجاد تمهيداتي براي مديريت بر آنها گرديد.سازمان ملل متحد نيز با هدف فراهم آوردن زمينه تلاش جهاني براي نيل به محيط ايمن در مقابل سوانح طبيعي وکاهش آثار آنها آخرين دهه قرن گذشته را به عنوان دهه بين المللي کاهش آثار بلاياي طبيعي(IDNDR)نامگذاري نمود که يکي از اهداف هفت گانه اين دهه مديريت بحران بوده است.يک ضرب المثل چيني درباره تاکتيکهاي جنگي مي گويد:"شما مي توانيد به پيروزي مطمئن باشيد اگر خودتان ودشمنتان را به خوبي بشناسيد". اين جمله مي تواند به عنوان اساسي ترين دستورالعمل اجرايي مديريت بحران محسوب گردد به دليل اينکه ارزيابي خطر پذيري ناشي از وقوع بحران وتشخيص وبهينه سازي منابع ضد بحران ارکان اساسي طرح وبرنامه مديريت بحران راتشکيل مي دهند. در واقع مديريت بحران فرايند کاهش خطر پذيري سانحه با استفاده ازمنابع ضد بحران به گونه اي کاراواثربخش است . مديريت بحران علمي است کاربردي که به وسيله مشاهده سيستماتيک بحرانهاي پيشين وتجزيه وتحليل آنها درجستجوي يافتن ابزاري است که به وسيله آنها ازيک سو بتوان ازوقوع فجايع پيشگيري نمود ويا براي مقابله با آنها آماده شد وازسوي ديگردرصورت وقوع آنها نسبت به امدادرساني سريع وبهبوداوضاع اقدام نمود. مديريت بحران علم نويني است که درسطح مختلف کشوری مي تواند اشکال مختلف ومتفاوتي داشته باشد. در مديريت بحران خطرات بالقوه ومنابع موجود مورد ارزيابي قرارگرفته وتلاش مي شود که با برنامه ريزي هاي فني ودقيق ميان منابع وتواناييهاي موجود ونيز خطرات احتمالي زلزله توازن برقرار شده تا با کمک منابع موجود بتوان بحران را کنترل کرد.بحران از هر نوع که باشد آثار قابل ملاحظه اي بر جامعه خواهد داشت. بحرانها از لحاظ ماهيت بزرگي وشدت تفاوتهاي اساسي دارند که مي توانند پتانسيلهاي اجرايي سازمانهاي درگيررا دچار اختلال نمايند.مديريت بحران زلزله يک موضوع مديريتي صرف نمي باشد بلکه تابع ويژگي هاي ژئوفيزيکي ساختگاه و ويژگيهاي مهندسي مستحدثات است. درحقيقت مديريت بحران زمينلرزه به معني ايجادتمهيداتي مديريتي ومهندسي براي مقابله با زلزله است که به کاهش آثارآن منتهي مي شود واين تمهيدات براساس شناخت ژئوفيزيکي ومهندسي زلزله وآثار وعوارض آن مي گردند.
مديريت بحران دارای چهار رکن اساسي زيراست:
- کاهش خسارات
- آمادگي
- واکنش
- بازسازی وعادی سازی
برخي ويژگي هاي مديريت بحران عبارتنداز:
- زمينه هاي مشارکت مردم رادرآمادگي ومقابله با بحران وکاهش اثرات بلاياي طبيعي فراهم مي آورد
- به نياز آسيب ديدگان واقف مي شود.
- مديريت مستقل وپرداختن به عمليات امداد رساني جديد را تشويق مي کند.
- به توسعه عمليات مقابله با بحران وآمادگي در برابر بحران اهميت مي دهد.
- به کاري که درباره آن بهترين اطلاعات وآگاهي را دارد دست مي زند.
- سازماندهي ساده وکارمندان ستادي اندکي دارد.
نقاط اشتراک اغلب بحرانها
الف- نياز به تصميم گيري هاي فوري با توجه به بحراني بودن شرايط
ب- محدود بودن راه حلها : در صورتي که مديريت بحران در يک کشور مبتني بر روشهای سنتي باشد اين راه حلها بيشتر محدود خواهند بود.
پ- تصميمات غلط عواقب زيان بار ودر برخي موارد جبران ناپذير به دنبال خواهد داشت.
ت- در يک بحران سازمانها وادارات مختلفي(در کشور ما نهادهايي همچون وزارت بهداشت،هلال احمر،سپاه پاسداران،بسيج وارتش جمهوري اسلامي ايران)درگيرخواهند بودکه درصورت برنامه ريزي غلط دربيشتر موارد دچار تداخل وظايف مي شوند.
تقسيم بندي مديريت بحران
دريک تقسيم بندي کلي مي توان مديريت بحران رابه دوبخش تقسيم نمود:مديريت دولتي ومديريت غير دولتي.درکشورما مديريت بحران بيشتر جنبه سنتي دارد.درديدکلان به امر مديريت بحران متوجه میشويم که معمولا بصورت سنتی مراحل زمانی زلزله را به سه مرحله قبل، حين و پس از زلزله تقسيم بندی میکنند. از سوی ديگر در کشور ما همواره تصور بر اين بوده است که مديريت بر بحران فقط مختص پس از وقوع بحران است و هيچ نيازی به آمادگی برای مقابله برای مديريت بر بحران نيست و تمام تصميمات بصورت همزمان گرفته میشود. يعنی تمام مديرانی که تا زمان وقوع زمين لرزه کوچکترين آموزشی در زمينه همکاری به هنگام بحران و ... نديدهاند، با وقوع زلزله، در ستاد بحران تشکيل شده، حاضر میشوند. اين نظامی بوده است که تا کنون در کشور ما جاری بوده که نتايج عملکرد بر اساس چنين روشی را میتوانيم از زلزلههای گذشته و عملکردهای گذشته شاهد باشيم . در صورتی که تمام برنامه های اجرايي مديريتها میبايست برای مواقع بحرانی از قبل طراحی و تمرين شده باشند. همانگونه که تمام مقاوم سازيها و ايمن سازيها بايد قبل از وقوع زلزله انجام پذيرد. آنچه که برای بعد از زلزله میماند عملکرد صحيح بر اساس برنامه ريزيهای از قبل تهيه شده و استفاده بجا، بموقع و صحيح از مواد و ملزومات آماده شده برای شرايط بحرانی است. آنها كه در اقدامات پيشگيرانه موفق تر بودند شانس موفقيت مديريت بحران بيشتر، هزينه هاي آن كمتر و وظايف آن آسانتر خواهد بود. در هنگام وقوع بحراني مانند زلزله به منظور جلوگيري از پراكنده كاري يا هرز رفتن نيروها و زمان و ايجاد انسجام، يكپارچگي و هماهنگي بين نيروي امدادي و مديريت بحران لازم است كه معمولاً اقدام اساسي رادردستوركار خود قرار دهد.
جايگاه برنامه ريزی در چرخه مديريت بحران
در چرخه مديريت بحران برنامه ريزي فرآيند اصلي محسوب ميشود. با برنامه ريزي مناسب مي توان علاوه بر تحقق اهداف سازماني در زمينه اجرايي با بهره گيري ازحداکثر توان حداقل اتلاف منابع را انتظار داشت.برنامه ريزي هاي شهري وعملياتي به شرط اينکه در چارچوب برنامه راهبردي مديريت بحران کشور باشند موفق خواهند بود. در اين مقاله با توجه به خط مشي اجرايي مورد نظر ودر قالب طرح راهبردي مديريت بحران طرح يک برنامه مدون آمادگي در برابر زلزله ارائه مي گردد
الف- معرفي مراحل مختلف برنامه ريزي:
براي نيل به يک برنامه مدون آمادگي و مديريتي از فهرست ده مرحله اي زير مي توان استفاده نمود:
-انگيزش وتوجه مسوولين به امر زلزله در منطقه
- مشخص نمودن محدوديتهاي اقتصادي وسياسي در شهر
- تشکيل کميته شوراي شهر
- مرور برنامه هاي موجود شهري وفعاليتهاي پشتيباني در مواقع اضطراري شهر
- برآورد آسيب پذيري وارزيابي خطر مناطق مختلف شهر
- بنا نهادن فرضيات کليدي در خصوص شهر
- پذيرش اهداف وضروريات
- تشکيل کميته هاي کاري
- تهيه چارت تشکيلاتي
- تقسيم کار وتخصيص وظايف
طراحي واجراي برنامه
در طراحي واجراي برنامه از خدماتي همچون تشکيل کميته های کاری،مروري بر مطالب مورد نياز وکارهاي قبلي و تعيين فعاليت واقدامات لازم بهره گرفت. براي دستيابي به اجراي موثر برنامه مي توان به مواردي همچون تفويض اختيارات به افراد ذيصلاح,يد بر آموزش ، کنترل ونظارت مداوم ،شناخت موانع وکمکهاي محيطي و....اشاره نمود.
الگوي برنامه ريزي براي مقابله با بحران ناشي از زلزله
الگوي مناسب براي برنامه ريزي مقابله با بحران ناشي اززلزله دريک شهر شامل چهار مرحله زير مي باشد
-تعيين هدف کلي واهداف عملياتي مقابله با بحران
براي تحقق اين هدف بايستي چهار موضوع اساسي زير مدنظر باشند
- ايجاد مصونيت درمقابل خطرات ناشي از زلزله
اين امرميتواند علاوه برمصون نمودن شهر دربرابر زلزله شامل مصونيت جاني درمقابل عوامل آسيب رسان نشات گرفته ازعوامل آسيب پذير زلزله باشد.
کنترل وضعيت پس از زمينلرزه
به عنوان مثال مي توان به اقدامات بهداشتي که به جلوگيري از افزايش صدمات جسمي -رواني و مرگ وميرمنجرمي شودويا تامين مايحتاج زندگي براي مجروحين وبازماندگان فاجعه اشاره کرد.
- تامين امنيت در جامعه
پس از زلزله بايد امنيت را درجامعه برقرارکرد همانگونه که همگان شاهد بوديم پس از زلزله تلخ شهر بم در همان مراحل اوليه پس از حادثه امنيت شهر بروات به ارتش جمهوري اسلامي ايران سپرده شد .ايجاد زمينه هاي مناسب براي اقدامات پس از بحران پس از بحران زمينه هاي مناسبي براي بهبودبازسازي توسعه مجددوايجاد کار بايد فراهم کرد.
شناخت موانع وکمکهاي محيطي وسازماني موجود براي مقابله
موانع محيطي و سازماني جهت مقابله در دو دسته کلي آسيب رسانها وآسيب پذيرها وکمکها تحت عنوان امکانات مقابله بايد مدنظر بوده وبررسي شوند.
روند برنامه ريزي براي دستيابي به طرح جامع مديريت بحران
براي دستيابي به يک سيستم جامع مديريت بحران ابتدا بايد چرخه مديريت بحران را به دقت شناسايي وبعد برای مراحل مختلف اين چرخه برنامه ريزي نمود.مساله مهم براي تحقق ساختار تشکيلاتي وسازماني مناسب براي مديريت بحران در کشور ويا شهرها توجه خاص به خصوصيات ويژه سازماني مديريت بحران مي باشد. اين ساختار بايد:
- سيستم تشکيلاتي وسازماني مديريت بحران وسيستم تشکيلاتي دولتي را مجددا شبيه سازي وايجاد ننمايد.
- مستقل از دولت اقدام نکند.
- سازمانها ونهادهاي دولتي را تحت کنترل خود در نياورد.
- خارج از منشور ويا شرح خدمات تنظيم شده به وسيله دولت مگر در شرايط بسيار خاص واضطراري عمل ننمايد.
فعاليتها وريز فعاليتهاي مديريتي شرح خدمات وخط مشي هاي اجرايي مديريت بحران
اين فعاليتها براي مراحل مختلف بحران همچون جدول زير تهيه وريز مديريت وشرح خدمات نيز بر اساس آنها تعيين مي گردد.ودر نهايت وظايف وخط مشي هاي اجرايي هر فعاليت مديريتي تعريف وبه محدوده آن اشاره مي گردد.توصيه مي شود که با توجه به نيازهاي برنامه بايستي درروندبرنامه ريزي براي سهولت انجام اقدامات وفعاليتها تغييراتي صورت گيرد.
نویسنده وبلاگ