آسیب پذیری(۴)

آسيبهاي طبيعي :

 

حوا دث وسوانح طبیعی ریشه در پد یده ها ی طبیعی داشته وبخشی از طبیعت به شمار

می آیند که منع طبیعت نیرومند از ر فتا ر سر شتی خو د امکا ن پذ یر نیست.

 با آنچه در قر آن کر یم آمده  میتو ان به این حقیقت پی برد :

·        سوانح وبلایا جزء عا لم خلقت است وآن روزی که خد او ند لوح زندگانی بشر را مقدر مینمود در آن ثبت وضبط گر دید ه است.( سوره حدید آیات 22 و23)

·        سو ا نح وبلا یا با عث رشد وتعالی وترقی آدمی است.(صف آیه      )

·        سو انح وبلا یا جهت بید ار ی انسا نها ی غا فل بو ده است.(انعا م آیات 42و44)

·        سوانح وبلایا آزما یش الهی هستند. (بقره 155 )

 

این بلاها را که عموما" در طول عمر بشر اتفا ق افتا د ه وشا هد بر آن بود ه ومصیبتها د ید ه اند میتوا ن زلزله-سیل-آتشفشان وخشکسا لی رانش زمین  وبلاهای ساخته دست بشر نا مبردکه قبلا به آنها پرداخته شده است.

 آسیب پذیری:

آسيب پذيري مجموعه اي غالب و پيوسته است كه بطور نامطلوبي روي توانايي مردم براي جلوگيري ،تعديل،  آماده سازي و پاسخ به بلايا تأثير مي گذارد. اين فاكتورهاي طولاني مدت، اين ضعف ها يا محدوديتها روي توانايي خانوار ها يا توانايي گروه (يا ناتواني) تأثير مي گذارند و نيز منجر به فقدانهاي بعد از فاجعه مي شوند و يا باعث كمبودهايي در زمينه رهايي از بلايا مي شوند. آسيب پذيري بر فاجعه برتري پيدا مي كند با توجه به شدت،مانع واكنش به فاجعه ارتباط دارد و ممكن است تا مدتهاي طولاني بعد از وقوع فاجعه ادامه داشته باشد.

آسيب پذيري و ارزيابي احتمال خطر

 روشهايي را كه از طريق آن بلاياي طبيعي و احتمال خطر فقدانهاي آينده مي توانند تخمين زده شوند مورد بحث قرار مي گيرند،  به روشهايي كه ارزيابي احتمال خطر در آينده براي كمك به انتخاب بهترين روش كاهش فاجعه كمك  مي كند نيز بحث مي كند.

اول، اجازه دهيد ما تعريف مفاهيم كليدي را مرور كنيم.

 احتمال خطر: به معني تعداد افرادي است كه مي ميرند، تعداد افراد زخمي، خسارت به مالكيت و اختلال در فعاليت اقتصادي با توجه به فاجعه اي خاص مي باشد. احتمال خطر احتمال وقوع يك فاجعه و در نتيجه سطح خاصي از فقدان مي باشد.

ارزيابي احتمال خطر ميزان فقدانهاي نسبي را كه مي تواند در مناطق خاصي در طول مدت زمان خاصي را ارائه دهد مشخص مي كند.

مديريت احتمال خطر

به طور كلي  مديريت احتمال خطر بايد  شامل تخمين بزرگي احتمال خطري خاص و هم  ارزيابي اهميت احتمال خطر براي ما باشد. بنابراين مرحله مديريت احتمال خطر شامل دو قسمت   مي باشد : برآورد احتمال خطر وارزيابي احتمال خطر.

 برآورد احتمال خطر: نياز به كميت نمايي احتمال خطر از اطلاعات و درك مراحل درگير دارد.

ارزيابي احتمال خطر: قضاوت در خصوص  مكانهاي جامعه اي كه در معرض خطر قرار گرفته است ودرمورداینکه    چه كاري در مواجه با خطر بايد انجام دهند بحث وتصمیم گیری مي شود.

احتمال خطر

احتمال خطر اغلب با راههاي كلي كميت بندي مي شود. براي مثال، احتمال مردن يك نفر در يك سال، يك نفر در دويست نفري كه ده بسته سيگار در روز مي كشند، يك نفر از 32000 نفر در زلزله فوت شده در بم ، و يك نفر از هر ده ميليون نفر در آمريكا كه بر اثر برق گرفتگي مي ميرند. چنين تخمين هاي كلي از احتمال خطر مي تواند براي اهداف مقايسه اي مفيد باشد، اما معمولا متغيرهاي بزرگ در احتمال خطر را براي اشخاص يا مناطق مختلف پوشيده نگه مي دارد.در مورد ايران، مردمي كه نزديك تر به گسل زندگي مي كنند بيش از افرادي كه دور از محل گسل زندگي مي كنند در معرض خطر قرا دارند. به طور مشابه مردمي كه در خانه هايي با ساختاري ضعيف نزديك به گسل زندگي مي كنند بيش از افرادي كه در ساختمانهايي كه به خوبي با چوب ساخته شده اند در معرض خطر قرار مي گيرند.

پا ورقي

1-       دراين فصل آسيب پذيري و ارزيابي احتمال خطر نوشته A.W.Cobum,R.J.S.Spence and A.Pomonis آورده شده است.

 

بنابراين اولين قدم در مديريت احتمال خطر/كميت احتمالي احتمال خطر است.

 دومين مرحله ارزيابي احتمال خطر است :

كه قضاوت در مورد چگونگي جدي بودن آن مي باشد. اهميت مكانهاي گروهي در مورد احتمال خطر فاجعه احتمالا از طريق نوع وسطح ديگر احتمالات خطري كه روزانه با آن مواجه  مي باشند تحت تأثير قرار مي گيرند. هر چند كه احتمال خطر از فاجعه اي طبيعي كاملا اهميت دارد، اما احتمالا مقايسه آن داراي احتمال ضعيفي است، براي مثال، با احتمال خطر مرگ و مير بچه ها در جامعه  حداقل اولويت دهي مراقبت هاي بهداشتي. روستاهايي در دره هاي كوهستاني خطرناك در شمال پاكستان، اغلب از طريق سيل، زمين لرزه و زمين لغزه تحت تأثير قرار مي گيرند، متوجه نيستند كه كاهش فاجعه بايد يكي از موارد اولويت داده شده آنها باشد. موارد اولويت دهي شده آنها حمايت در برابر خطرات بزرگ و فقدانهاي آبياري مي باشد.

همانطور كه جوامع از نظر اقتصادي پيشرفت پيدا مي كنند، كاهش خطر نيز احتمالا اهميت بيشتري را براي آنها مدنظر مي گيرد. پيشرفت خود مي تواند احتمال بلايا را پيشرفت دهد، اما همانطور كه جوامع ثروتمند تر مي شوند منابع بيشتري براي سرمايه گذاري در برخي معيارهاي حمايتي فراهم مي شود. حمايت از مرحله پيشرفت خودش موضوع كاهش فاجعه مي شود.

سطوح قابل  قبولي از احتمال خطر

بسياري از احتمال خطرات با فوائد در ارتباط مي باشند. زندگي نزديك به يك آتشفشان اين نفع را دارد كه خاكهاي حاصلخيزي براي كشاورزي خوب را نيز به همراه دارد.به طور كلي، مواجه شدن با بلاياي طبيعي و محيط هيچ فايده خاصي كه با آن مرتبط باشد را ندارد- مواجه شدن نتيجه هاي ساده از زندگي يا كار در موقعيتي خاص است. اين مطلب اين نفع را دارد كه چنين احتمال خطراتي را كمتر از مواردي كه با خود نفعي دارند را قابل قبول مي سازد. به طور كلي سطوح قابل قبول احتمال خطر به نظر مي رسد بر اساس فوائدي كه از مواجه شدن با آن مشتق مي شود افزايش پيدا مي كند.

همانطور كه سطح قابل قبولي از احتمال خطر به نظر مي رسد در طول زمان همانطور كه افراد بيشتري با نوع خاصي از خطر مواجه مي شوند كاهش پيدا مي كند.

برآورد احتمال خطر  

تخمين احتمالي فقدانهاي آينده يك موضوع افزايش علاقه مندي براي افرادي است كه به برنامه ريزي پيشرفت در مناطق  مستعد فاجعه توجه مي كنند. اساس آمادگي در برابر فاجعه و برنامه ريزي كاهش دركي از آنچه است كه انتظار آن مي رود. اين مسئله لازم است كه كميت بندي شده باشد، اگر فقط به صورت خام و تمريني باشد، در شرايط ميزاني از احتمال خطري كه با آن مواجه مي باشند، اندازه واقعه اي كه احتمالي است و نتايج واقعه اگر كه اتفاق بيفتد.

محاسبه احتمال خطر به طور كلي لازم است انواع مختلف فقدانها را مدنظر بگيرد. رايج ترين پارامتر فقدان و يكي از مواردي كه به سادگي با آنها مقابله مي شود هزينه اقتصادي آن مي باشد. هزينه به ميزان زيادي استفاده شده است به دليل اينكه بسياري از انواع فقدانها مي توانند به هزينه هاي اقتصادي برگردانده شوند.تأثيراتي كه در شرايط هزينه هاي اقتصادي شناخته شده مي باشند به عنوان فقدانهاي مشخص مي باشند. اما مجموعه اي از ديگر تأثيرات وجود دارد كه از بلايايي ناشي مي شود كه مهم مي باشند اما نمي توانند به هم ارزهاي پولي تبديل شوند و اين موارد به فقدانهاي نامشخصي دلالت مي شود.

درك كاملي از احتمال خطر شامل مجموعه اي كامل از تأثيرات محسوس و نا محسوس و انواع مختلفي از برخي موارد از لحاظ كيفي مي باشد. مجموعه اي از نتايج نا مطلوب بلاياي طبيعي كه ما آنها را به عنوان فقدان پارامترهاي ارائه شده مدنظر مي گيريم در جدول يك آمده است.

جدول يك – فقدان پارامترها براي تجزيه و تحليل احتمال خطر

فقدان پارامترها براي تجزيه و تحليل احتمال خطر

 

فقدان

نتايج

اندازه گيري

محسوس

نا محسوس

مرگ

تعداد افراد

فقدان اقتصادي اشخاص فعال

 

زخمي ها

تعداد و زخمي ها

نياز به درمانهاي پزشكي، فقدانهاي موقتي از فعاليت اقتصادي از طريق اشخاص خلاق

تأثيرات اجتماعي و روانشناختي وي بقيه گروه

خسارت فيزيكي

فهرست عناصر/آسيب ديده بيانگر تعداد و سطح خسارت

آوارگي و هزينه تعمير

دردهاي اجتماعي و روانشناختي و بهبود اين موارد

عملكردهاي اضطراري

حجم نيروي انساني، بكارگيري نيرو به صورت روزانه، تجهيزات و منابعي كه براي ايمني گسترش پيدا مي كنند.

هزينه بسيج، سرمايه گذاري در زمينه توانايي آمادگي

استرس و فشار كاري در مشاركتهاي رفاهي

اختلال در اقتصاد

تعداد روزهاي كاري كه از دست رفته است، حجم توليداتي كه از بينرفته است.

حجم توليداتي كه از بين رفته است

فرصت ها، شهرت

اختلالات اجتماعي

 

تعداد افراد آواره و بي خانمان

خانه هاي موقتي، رفاهي، توليدات اقتصادي

تماسهاي وانشناختي اجتماعي، انسجام، مرگ و مير گروهي

تأثيرات محيطي

 

ميزان و شدت

پاكسازي هزينه ها، بهبود هزينه ها

نتايج محيطي فقيرتر، احتمال خطر بهداشتي احتمال خطر بلاياي آينده

 

آسیب پذیری*احتمال خطر/تواناییها= فاجعه

بنابر این هر چه توانایی جامعه بیشتر باشد خطر فاجعه کمتر است


آندرسون   وودرو (1990) آسيبها را  به سه دسته تقسيم كرد
:


1-زيربنائي (فيزيكي) 2- اجتماعي/سا زما نی3- نگرشی/انگیزشی


آسیبهای زیربنائی(فیزیکی):

 

براي مثال افراد فقيري كه منابع مادي و فيزيكي كمتري دارند معمولا بيشتر از افراد ثروتمند از بلايا رنج مي برند.افراد فقير معمولا در حاشيه شهر زندگي مي كنند، آنها هيچ پس انداز يا بيمه اي ندارند، و از نظر بهداشتي و درماني نيز وضع خوبي ندارند. اين فاكتورها باعث مي شود كه افراد نسبت به بلايا آسيب پذيرتر باشند و اين بدان معني است كه آنها شرايط سخت تري براي زنده ماندن و رهايي از فاجعه  نسبت به افرادي كه شرايط اقتصادي بهتري دارند.

يك فاجعه می تواند به زيربناهاي ساختاري يك شهر، روستا آسیبهای جبران ناپذ يري بزند.از آنجمله

·        ساختمانهاي زيادي خراب می شوند.

·        آب، برق، تلفن، گازقطع میگردند.

·        راههاي عبور خراب و مسدودمی شوند.

·        مراكز خدماتي دولتي از كار می افتند.

·        تأسيسات زيربنايي تخريب میشوند،( مدارس، بيمارستانها، دانشگاهها)

·        مراكز صنعتي كوچك و بزرگ نابود میگردند.

·        منابع درآمدي مردم از بین برود (محصولات توليد شده قبلي )

·        چاهها و قنوات آب فرو می ريزند.

·        خانه هائی که براساس اصول صحیح وضوابط ساخته نشده باشند آسیب پذیر هستند.

·        خانه های قدیمی که ازمصالح خشت وخاک ساخته شده آسیب پذیرند.

·        در نظر نگرفتن مسائل زمین شناسی وعدم رعایت اصول فنی برای ساخت فاضلاب شهرها رادر مقابل فاجعه آسیب پذیر می نماید.

·        بالابودن تراکم ساخت خانه ها دریک نقطه از شهر

·        اگر خانه ها در حاشيه رودخانه ساخته شده باشند و آب طغيان كند و شن رودخانه را ببرد ساختمان آسيب پذير است.

·        در مناطق روستايي، كه كشاورزي و دامداري ممراصلی درآمدمردم است بعد از بوجود آمدن كارخانجات و كم شدن درختان در مقابل گردباد و سيل آسيب پذير خواهند بود.

آسیبهای اجتماعي:/ سازمانی :

تجربيات نشان مي دهد كه مردمي كه از نظر اجتماعي،اقتصادي يا سياسي شرايط آنها ناديده گرفته مي شود در برابر بلايا آسيب پذيرترند در حاليكه گروههايي كه به خوبي سازماندهي مي شوند و تعهد بيشتري نسبت به هم دارند كمتر از بلايا رنج مي برند. براي مثال تفرقه منجر به خشونت مي شود. بنا بر این دومین منطقه آسيب پذير حوزه اجتماعي / سازماني و قلمرو اقتصادي است.

 

·        مرگ ومير تعداد زيادي مردم

·        مجروح و مصدوم شدن جمع زيادي از مردم

·        بي سرپرست شدن تعداد زيادي زن

·        بي سرپرست شدن تعداد زيادي فرزند با از دست دادن پدر و مادر

·        بي سرپرست شدن تعداد زيادي فرزند با ازدست دادن پدر با مادر

·        مفقود شدن بسياري از مردم

·        بي خانمان شدن تعداد زيادي اازساکنین منطقه

·        معلو ل شدن تعد اد ی از مرد م

·        بیکار شدن تعداد زیا دی از مردم

·        از دست داد ن حیوانا ت اهلی

·        از دست دا دن ممر درآمد ومعیشت

آسیب پذیری انگيزه ای / نگرشی:

 

تجربيات نشان مي دهد كه افرادي كه اعتماد به نفس پاييني در خصوص توانايي خود براي تأثير گذاشتن روي تغييرات دارند يا كساني كه روحيه خود را از دست داده اند و احساس مي كنند كه اين وقايع موجب شكست آنها شده است, قابل كنترل نيستندو بيشتر از كسانيکه توانايي تغيير  ميل آنهاست را دارند بيشتر از بلايا ضربه مي خورند. بنابراين سومين منطقه آسيب پذير حوزه نگرش / انگيزه است.

·        نگرش منفي نسبت به تغييرات

·        بي حالي،سرنوشت گرايي،نا اميدي،وابستگي

·        عدم شروع كار،نداشتن روحيه جنگند گي

·        نبود مجموعه، همكاري، يكپارچگي

·        عقايد و مكاتب منفي

·        عدم آگاهي در مورد بلايا و نتايج

·        ضعف ساختار خانواده و خويشاوند

·        نبود رهبر،قوه ابتكار،ساختارهاي سازماني براي حل مشكلات و نزاع ها.

·        تصميم گيري به شيوه اي كه مؤثر نيست، مردم و گروهها در تصميم گيري دخيل نيستند.

·        مشاركت نا مناسب در فعاليتهاي گروه

·        شايعه،تقسيم بندي،نزاعهای اخلاقي.

·        طبقه اجتماعي،مذهبي،مقام اجتماعي،ايدئولوژي و غيره

·        شيوه كاري نا عادلانه.

·        عدم دستيابي به مراحل سياسي

·        عدم وجود سازمانهاي گروهي و يا سازمانهاي گروهي ضعيف (غير رسمي،دولتي،بومي)

·        عدم ارتباط يا غفلت در ارتباط با دولت و ساختارهاي اجراييجدا شدن از جهان خارج