۵-6- مديريت ريسك در مقياس ملي

 

زلزله هاي بزرگ بر اقتصاد ملي تأثير مي‌گذارند. خسارات ناشي از آنها از طريق ماليات، منابع ملي و قرضهاي ملي پرداخت مي‌شوند. پس خطر زلزله يك مسئله ملي است. جنبه هاي متعددي از حفاظت لرزه اي بايد در سطح ملي مورد توجه قرار گيرند. اگر تلاشهايي در سطح ملي وجود نداشته باشد، بعيد است در آن كشور حفاظت در برابر زلزله بتواند موفق باشد. دولتها از طريق وضع كدهاي ساختماني و استانداردهاي ايمني حد ريسك قابل پذيرش را مشخص سازند. در صورتي مردم حفاظت در برابر زلزله را جدي مي گيرند كه دولت آنرا مهم و جدي گرفته باشد. البته عكس اين موضوع هم مي‌تواند صادق باشد. بدين ترتيب كه اگر مردم و نمايندگان آنها حفاظت لرزه اي را ضروري و امكان پذير بگيرند دولت بالاجبار از مردم تبعيت كرده و روشهاي ايمني را بكار خواهد گرفت.

پس از زلزله هاي قوي و فاجعه بار ضرورت حفاظت جامعه كاملا درك مي‌شود. به تبع آن فشار سياسي بيشتري به دولت وارد مي‌شود كه دست به اقدامات ضروري بزند. تجربه نشان داده است كه گروههاي فشار، دانشمندان و مهندسين مي‌‌توانند تأثير زيادي بر دولت  داشته باشند تا اقدام به وضع قانون و ساير موارد كند. ولي تأثير آنها پس از زلزله هاي قوي بيشتر است. در هر حال اهم اقداماتي كه  دولت مي تواند انجام دهد  عبارتند از :

الف) طرح آمادگي ملي در برابر فاجعه- بهتر است دولت داراي يك استراتژي كلي حفاظت در برابر زلزله باشد. البته ابن موارد مي‌تواند تحت عنوان طرح ملي آمادگي در برابر فجايع با استراتژي حفاظت در برابر ساير بلاياي طبيعي همراه باشد. جنبه هاي مهم طرح آمادگي ملي عبارتند از :

 

-       چه سطحي از ريسك قابل پذيرش است ؟

-       مناطق با اولويت براي اقدام كدامند؟

-       نقش بخش خصوصي و عمومي در آن چه مي تواند باشد؟

-       نحوه هماهنگ سازي و تأمين بودجه چگونه باشد؟

-       اهداف براي رسيدن به سطح آمادگي كدامند؟

كميته هاي دولتي متشكل از مهندسين برجسته زلزله، زلزله شناسان و ساير متخصصين مي‌توانند در تدوين و تعريف طرح آمادگي كمك كنند ولي لازم است كه اقتصاددانان، نمايندگان و قانونگذاران مورد مشورت قرار گيرند تا شرايط را براي رسيدن به آنچه كه عملا قابل دسترسي بوده، از نظر اقتصادي قابل قبول و از نظر اجتماعي مطلوب است و اهم نمايند.

ب) برنامه ريزي طويل المدت – اصولا طرحهاي 10 يا 25 ساله موفق‌ترند زيرا كه در حين اجراي آنها تغييرات و اصلاحات تدريجي در ساختمانها صورت مي‌گيرد و مؤسسات مورد نياز و استانداردهاي تكنيكي و آموزشي ه ارتقاء داده مي‌شوند.

البته هميشه مسائل و نگرانيهايي در مورد برنامه ريزيدر مقياس زماني وراء طول عمر مديريت سياسي وجود دارد. چون هر مديريت سياسي جديد اولويتهاي جديدي دارد. در نتيجه ممكن است برنامه هايي را كه مديريت قبلي وضع كرده توسط مديريت جديد دست كم گرفته شوند. يك راه اطمينان بخش در مورد انجام اهداف طويل المدت ايجاد مؤسسات مستقلي است كه هدف آنها پيشبرد ايمني لرزه اي باشد.

جنبه هايي از حفاظت لرزه اي كه تنها بايد در سطح ملي اجرا شوند عبارتند از قانونگذاري، تأمين اعتبار، كدهاي ساختماني، استانداردهاي حرفه اي، دوره هاي آموزشي و امثال آن .

در يك استراتژي حفاظتي ملي بايد مجموعه اي از اقدامات، شامل كنترل ساخت و ساز، بازسازي، تحقيقات مربوط به بلاياي طبيعي، استانداردهاي آموزشي، آگاهي عمومي و آمادگي اضطراري مورد توجه قرار گيرند.

 

1-5-6- كنترل ساخت و ساز

يكي از روشهاي حفاظت اين است كه اطمينان داشته باشيم آنچه ساخته مي‌شود مقاوم است. حداقل استاندارد طراحي سازه‌هاي مقاوم در برابر زلزله بايد در سطح ملي بصورت قانون درآيد. بسياري از كشورهاي زلزله خيز كد ملي ساخت و ساز را دارند كه اغلب بطور مداوم مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرند زيرا كه جامعه مهندسي دانش خود در مورد طراحي سازه هاي مقاوم را مرتبا افزايش مي دهد و لازم است يافته هاي جديد در ارتباط با كدها مورد توجه و استفاده قرار گيرند. در عين حال، هر زلزله مخرب معمولا ضرورت تجديد نظر در كد طراحي ساختمانها را نشان مي دهد. با مشاهدات ميداني مي توان مشخص ساخت كه آيا زلزله قويتر از حد انتظار بوده كه خسارات زيادي در بر داشته است يا كد موجود به خوبي جوابگو نبوده و لازم است مورد تجديد نظر قرار گيرد.

كد ساختماني مي بايد به دقت تعيين شده و با شرايط و توانائي هاي اقتصادي جامعه سازگار باشند. كدهاي نامناسب باعث افزايش آسيب ناشي از زلزله هاي بعدي مي‌شوند. كدهاي سختگيرانه نيز مي‌توانند باعث بروز مشكلاتي شوند. در كشورهاي در حال توسعه كه سرمايه كمتري براي توسعه و آباداني وجود دارد سطح حفاظت لرزه‌اي ك بر مبناي كد ساختمان سازي تعيين مي‌شود اهميت بيشتري دارد. كدي كه هزينه احداث را چند درصد بالا برد مي تواند توسعه را بطور جدي كند كند. اگر كدي خيلي سطح بالا باشد، بطوريكه مهندسين، مقاطعه كاران و ساير عوامل توسعه آنرا غيرواقعي در نظر بگيرند، به آن عمل نخواهد شد و ساختمانها بدون ضابطه احداث مي‌شوند. لذا در نهايت بيش از يك كدسطح پايين باعث آسيب پذيري خواهد شد. بطور كلي بكارگيري يك كدساختمان سازي شامل دو قسمت است. يك قسمت تعريف حداقل استاندارد طراحي و ساخت و قسمت ديگر قدرت و توان اعمال استاندارد فوق.

سطح حفاظتي كه در كد ملي تعريف مي‌شود معمولا مورد استفاده شركتهاي خصوصي، سازمانها و افراد قرار مي‌گيرد. با توجه به هزينه‌هايي كه اعمال كد در بردارد بايد سطح حفاظتي تعريف شده در كد به دقت تعيين شود.

اين توازن بين سطح كد و هزينه لازم است به دقت توسط طراحان، مهندسين و برنامه ريزان مورد بررسي قرار گيرد. اين اقدام بايد قبل از اينكه كدبصورت قانوني درآيد انجام شود. به عبارت ديگر پيش نويس آن براي متخصصين ارسال و پس از اعمال آنها، مجددا براي اعلام نظر نهايي ارسال گردد.

معمولا موضوع بكارگيري كد مورد نظر غفلت قرار مي‌گيرد. كدهاي بسيار مفصل يا پيچيده كه به محاسبات زيادي نياز داشته باشند مناسب نيستند. در عين حال، ممكن است طراحان مسن تر با جديدترين تئوريهاي طراحي كه كد بر مبناي آن تنظيم شده آشنا نباشند. همچنين ممكن است كد طراحي شده توسط مهندسين رده بالا توسط مهندسين عادي قابل درك نباشد. پس بهتر است ساده باشد وداراي دستورالعمل و مثالهاي حمل شده باشد. ارائه دوره هاي آموزشي جهت تعليم نحوه استفاده از كد هم مي‌تواند مفيد باشد.

بيمه ملي زلزله – در بعضي از كشورها ساختمانها بايد اجبارا بيمه شوند. هدف از اين اقدام تأمين هزينه بازسازي و تشويق به حفاظت است. در بعضي از كشورهاي ديگر مشكلاتي در تخريب شركتهاي بيمه براي ارائه آن وجود داشته است. يكي از اين مشكلات بالا بودن ريسك مالي بيمه زلزله مي باشد. البته ماليات و حق بيمه تنها در صورتي مي توانند مشوق حفاظت در برابر زلزله باشند كه بر مبناي ميزان آسيب پذيري ساختمان در برابر زلزله اخذ شوند، بطوريكه ساختمانهاي مقاوم هزينه كمتري خواهند پرداخت.

حفاظت لرزه اي و توسعه اقتصادي – ارتباط بين توسعه اقتصادي و فاجعه براي افراد به شدت آسيب پذير حائز اهميت بيشتري است. توسعه اقتصادي موجب افزايش درآمد، اشتغال و ايمني شده و در شرايط توسعه حمايت مالي و اعطاء اعتبارات به افراد كم درآمد به نحو بهتري صورت مي‌گيرد. برنامه هاي توسعه اقتصادي مي‌توانند حاوي اهدفي جهت كاهش اثرات فجايع باشند. به عنو ان مثال، ممكن است در برنامه هاي خدمات رساني به مسائلي نظير خانه سازي و غيره توجه شده باشد. در واقع بهتر است روشهاي كاهش اثرات بلاياي طبيعي كه به عنوان قسمتي از طرح توسعه در نظر گرفته مي‌شوند مواردي نظير آموزش و تعليم بناها، انتخاب محل و تقويت، طرح اقدام اجتماعي و مواردي از اين قبيل باشند كه در امر حفاظت لرزه‌اي مفيدند.

ساختمانهاي سنتي – بيشترين خطر زلزله متوجه جوامع سنتي روستائي است كه خانه هاي خود را از مصالح محلي نامرغوب مي‌سازند. اين خانه‌ها نامهاي مختلفي نظير سنتي،خشتی، خودساز، بومي، غيرمهندسي، فقيرنشين و كم كيفيت دارند و درصد قابل ملاحظه‌اي از ساختمانهاي كشورهاي در حال رشد را شامل مي‌شوند. مقاومت آنها اصولا كم است و احتمالا حدود 75 درصد جمعيت دنيا در اين خانه ها سكونت دارند. آنها معمولا توسط صاحبانشان و با كمك گرفتن از بناهاي نيمه ماهر محلي ساخته شده اند مصالح آنها از نوع معمولي و طبيعي نظير سنگ، خاك و چوب است، بطوريكه پردازش چنداني روي آنها صورت نگرفته است. در بسياري از اين كشورها استفاده از مصالح مرغوبتر، نظير فولاد، سيمان، بلوكهاي سيماني، آجر، تخته و چوب پردازش شده رو به افزايش است.

در عين حال اين ساختمانها خارج از كنترل مقررات شهري و دولت مركزي و محلي ساخته مي‌شوند. بنابراين براي ارتقاء كيفيت آنها بايد تمهيدات خاصي انديشيده شود. از جمله بناهاي محلي تعليم داده شوند. در عين حال دولت مي‌تواند از طريق اعانه (grant)، تأمين مصالح مناسب، يارانه و غيره كيفيت ساخت و ساز اين ساختمانها را بالا ببرد.

2-5-6-آموزش

كارآ و سطح دانش متخصصين و پرسنل صنعت ساختمان سازي تأثير مهمي بر ميزان آسيب پذيري ساختمانها دارد. در مجموع كيفيت ساختمانها تا حد زيادي تابع استاندارد آموزش است.

دروس دوره هاي مهندسي و ساير دوره هاي مرتبط با ساختمان سازي معمولا توسط مسئولين و سازمانهاي ملي تعيين مي‌شوند. در يك كشور لرزه خيز بايد تمام دانشجويان عمران آموزش كافي در زمينه مهندسي زلزله ببينند. سطح اين آموزش مهم است و يكي از عوامل تأثير گذار بر ميزان حفاظت لرزه اي در طويل المدت است.

آموزش حين خدمت هم مهم است و از طريق آن مي‌توان اطلاعات مهندسين، بناها و طراحان را به روز درآورد و كدهاي ساختماني و تغييرات آنها و آيين نامه ها را به اين افراد آموزش داد.

بهتر است دانش طراحي لرزه اي به خارج از حرفه مهندسي بسط داده شود. مثلا بهتر است دانشجويان معماري، نقشه برداران، مديران املاك، بنگاههاي املاك و مستغلات، ناظران ساختمانها و مقاطعه كاران هم اطلاعات كافي در مورد زلزله و طراحي لرزه اي داشته باشند.

 

3-5-6- آگاهي عامه مردم

آگاه بودن مردم از ريسك زلزله و حمايت آنها از روشهاي ضروري براي حفاظت، پيش شرط لازم براي هر نوع اقدامي است. لازم است افراد در برنامه هاي حفاظت از خود سالانه شركت كنند و د رعين حال در صورت ضرورت از نمايندگانشان بخواهند اقدامات قانوني در زمينه حفاظت لرزه اي انجام دهند. مواردي نظير احساس ريسك و اقداماتي كه براي كاهش ريسك انجام مي‌شود تابع نوع ريسك و احساس و درجه شدت آن است.

مي‌ توان جامعه را از راههايي اطلاع در مورد سطح واقعي ريسك و آشنا سازي افراد مورد ميزان توانايي آنها تشويق به حفاظت از خود كرد. مطالعه بعضي از جوامع تحت خطر (بويژه جوامع روستايي، جوامع در حال توسعه و جوامع با دسترسي محدود به اطلاعات) نشان داده كه ريسك احساسي آنها مي تواند با ريسك واقعي خيلي متفاوت باشد. مثلا ممكن استت افراد بيش از آنكه فكر مي كنند تحت خطر باشند. زلزله هاي قوي به ندرت رخ مي دهند و تعداد اندكي از مردم تجربه شخصي از آنها دارند. لذا در بسياري از موارد مردم تصور واقعي از زلزله ندارند مثلا گاهي فكر مي‌كنند زلزله بحدي تواناست كه نمي‌توان در مقابل آن كاري كرد.

به عقيده روانشناسان حفاظت مردم در برابر خطرهايي نظير زلزله كه مردم شديدا از آنها مي‌ترسند و فكر مي‌كنند غيرقابل اجتنابند و د رعين حال تعداد كمي از مردم در مورد آنها تجربه عيني دارند مشكل تر از ساير بلاياي طبيعي است. در اين حالت ممكن است فرد بلا را نفي كند و ي تصوري از بلا داشته باشد كه موجب تحريك فرد براي انجام اقدام نمي‌شوند.

افزايش دسترسي به اطلاعات واقعي مي‌تواند احساس ريسك را افزايش دهد. راههاي افزايش آگاهي مردم عبارتند از :

-       تلاش براي افزايش اطلاعات عامه مردم

-       موضوعات مربوط به زلزله در رسانه ها بيشتر مطرح شوند

-       آموزش در مدارس

-       تشويق به حفاظت شهري (civil protection)به عنوان بخشي از رندگي عامه مردم

نمايش اثرات زلزله هاي حادث شده مي‌تواند اطلاعات مردم در زمينه زلزله را افزايش و ترس آنها كاهش دهد. بويژه در اين برنامه هاي نمايشي بايد مفيد بودن استفاده از روشهاي كاهش اثرات زلزله (مثل مقاوم سازي) برجسته شوند.

در عين حال افزايش اطلاعات عامه كمك مي‌كند تا مردم در هنگام زلزله درست عمل كنند. البته بدون يك برنامه مشخص آمادگي در برابر زلزله بعيد است دستورالعملهاي مربوط به اينكه مردم بايد چه كنند بخوبي درك شوند و يا ضرورت بكارگيري آنها درك شود. هدف اصلي افزايش آگاهي مردم تشويق جامعه به حفاظت از خود تا حد امكان است.

4-5-6- خطر زلزله و تحقيقات فني

در كشورهاي متعددي، علي رغم اينكه بكرات زلزله هاي كشنده رخ مي دهند، اطلاعات پايه لرزه شناسي بخوبي جمع آوري و تحليل نشده و پايگاههاي ملي لرزه شناسي از كمبود بودجه و كادر رنج مي‌برند. تحقيقات مربوط به خطر زلزله به دلايل زير مهمند :

-       مناطق با خطر بالاتر را نشان مي‌دهند

-       مشخصات و شدت زلزله هاي آينده را بدست مي‌دهند

-       عواقب احتمالي زلزله ها را مشخص مي‌سازند

بهترين حالت بايد اين پژوهشها در سطح ملي اجرا شوند. يك پايگاه ملي لرزه شناسي كه داراي شبكه لرزه سنجهاي مخصوص به خود است يا شبكه هاي مربوط به دانشگاهها و سازمانهاي تحقيقاتي را هماهنگ مي كند. الگوي فعاليت لرزه‌اي مشخص كرده و به مردم اطلاع رساني مي‌شود.

مهندسي زلزله هم مي‌ تواند عرصه پژوهشي مهمي باشد و در زمينه هايي نظير نوع ساختمان سازي، مصالح مناسب و طراحي مناسب پژوهش شود. تهيه كدهاي طراحي لرزه‌اي بر اساس الگوهاي موجود در كشورهاي ديگر امر مرسومي است، ولي سازگار كردن آنها با نوع ساختمانهاي محلي نياز به پژوهش دارد. بعضي از سازه‌ها (نظير انواع بتني) مي‌توانند در كشورهاي مختلف يكسان باشند و در نتيجه بتوان از روشهاي طراحي كشورهاي ديگر استفاده كرد. ولي نحوه احداث، شكل ظاهري و تيپ اين ساختمانها مي‌تواند متفاوت باشد كه در اين حالت نياز به پژوهشهاي نياز خاص وجود خواهد داشت.

روشهاي بنائي محلي تأثير شديدي بر عملكرد لرزه اي ساختمانهاي متعارف دارند. بنابراين لازم است پژوهشهايي براي بهينه كردن آنها از نظر ايمني ساختمانها صورت گيرد. تحقيقات خيلي كمي در مورد ساختمانهاي سنتي كه آسيب پذيري بالائي دارند صورت گرفته است بنابراين لازم است با انجام پژوهشهايي تكنيكهاي مقاوم سازي اين ساختمانها در برابر زلزله و نحوه طراحي آنها صورت گيرد.

هماهنگي و حمايت از تحقيقات دانشگاهي، سازمانهاي تحقيقاتي دولتي و شركتهاي خصوصي مي‌تواند يكي از كارهاي سودمند در زمينه حفاظت لرزه‌اي باشد. در هر حال متذكر مي‌شود كه فعاليتهاي تحقيقاتي يك جزء ضروري از تلاش ملي براي حفاظت در برابر زلزله مي‌باشند.

5-5-6- حمايت از حرفه‌هاي طراحي

طراحي ساختمانها و تسهيلات براي حفاظت آنها در برابر زلزله  مهارتي است كه نياز به درك كامل قدرت تخريب زلزله ومكانيسمهاي تأثير گذارنده دارد. اگر مي خواهيم شهرها امن شوند بايد طراحي سازه‌هاي مقاوم جنبه عمومي و همگاني بخود بگيرد. درك اين موضوع،نه تنها بايد مهندسين طراحي را شامل شود، بلكه ساير حرفه‌ها نظير معمارها، نقشه بردارها، مهندسين سرويسها و طراحان داخل ساختمانها هم بايد با آن آشنا باشند. بطور كلي تمام افرادي كه به نحوي در طراحي دخالت دارند آموزش ببينند. بنابراين مؤسسات آموزش و تعليم دهنده اين رشته بايد به اين موضوع توجه كافي مبذول دارند.

يك نقش مهم طراحان ترغيب مشتريان به امر حفاظت است. هنگامي كه فردي جهت طراحي يك ساختمان به طراح مراجعه مي‌كند معمولا نظر و توصيه فرد طراح را مورد توجه قرار مي‌دهد. مشتريها بر اساس توصيه طراحان در مورد ايمني ساختمانهاي خود تصميم گيري مي‌كنند. ممكن است مشتري ابتدا راغب به پرداخت هزينه زيادتري مربوط به طراحي ساختمان مقاوم در برابر زلزله نباشد، ولي طراح مي‌تواند او را متقاعد كند و فوائد اين كار را به او گوشزد نمايد، با گوشزدكردن ميزان خطر و ريسك زلزلع مي‌توان او را قانع كرد.

6-5-6- تأمين بودجه

ميزان بودجه‌اي كه دولت مي‌تواند به امر ارتقاء ايمني در برابر زلزله اختصاص دهد معرف ميزان توانائي تأثيرگذاري آن است. بسياري از روشهاي حفاظت، نظير تأسيس و نگهداري شوراهاي ايمني، ايجاد و بكارگيري كدهاي ساختمان سازي، احداث ساختمانهاي عمومي مقاوم، تأسيس مؤسسات تحقيقاتي و ارائه اعانه براي بهبودي ساختمان سازي هزينه قابل ملاحظه‌اي دارند. هزينه آنها بهائي است كه جامعه براي ارتقاء ايمني لرزه‌اي خود بايد بپردازد. بديهي است كه با كاهش اثرات زلزله (كاهش خسارات مالي و تلفات جاني و اختلالات اقتصادي ناشي از زلزله اين هزينه ها بازپرداخت مي‌شوند.

اگر چه مطالعات اندكي در زمينه تحليل سودو زيان هزينه هايي كه صرف حفاظت لرزه اي مي‌شوند صورت گرفته است، ولي بر اساس تجربيات موجود سرمايه گذاري هاي هدفمند در مناطق پر خطر كه منجر به كاهش خسارات زلزله ها مي‌شوند سودآورند. به عبارت ديگر سود مالي آنها بيش از هزينه اي است كه صرف حفاظت مي‌شود. بنابراين حفاظت لرزه‌اي بلحاظ اقتصادي توجيه پذير است.

از آنجا كه فجايع غيرقابل پيش بيني بوده و نمي‌توان اعتبار مشخصي در بودجه كشور به آنها تخصيص داد، همه كشورها اعتبار مخصوص و كافي براي فجايع ندارند. لذا خسارات فجايع بزرگ معمولا از طريق قرض گرفتن جبران مي‌شوند. در اين رابطه نه تنها مشكل بودجه وجود دارد، بلكه معمولا بندرت مي‌توان از اقتصاد حفاظت در برابر زلزله دفاع كرد. در كشورهايي كه زلزله هاي مكرر و مخربي را تجربه مي كنند هزينه خسارات زلزله ها بطور سيستماتيك وجود دارد. ولي از آنجا كه زلزله ها بطور نامنظم رخ مي‌دهند هزينه سالهاي مختلف يكسان نيست.يك زلزله قوي مي‌تواند ميلياردها دلار هزينه در بر داشته باشد. اگر چه هزينه زلزله هاي كوچك خيلي كمتر است، ولي به علت فراواني وقوع اين نوع زلزله ها، مي تواند قابل ملاحظه باشد. بهرحال، مي‌توان بر اساس مطالعه ميزان خطر زلزله، تجربيات تاريخي و تحليل ريسك  با دقت قابل قبول ميانگين خسارات سالانه ناشي از زلزله‌ها را در طي دوره‌هاي10، 20، 50 يا 100 ساله محاسبه كرد. ولي اين مطالعات نمي‌توانند مشخص كنند خسارات دقيقا چه وقت رخ خواهند داد (چيزي كه براي بودجه بندي سالانه ضروري است)، لذا معمولا در محاسبات كوتاه مدت و تخصيص بودجه، خسارات ناشي از زلزله‌ها را ناديده مي‌گيرند. ولي لازم است در برنامه ريزي‌هاي طويل المدت، مشابه با امور ديگر نظير سايتهاي زيست محيطي، انرژي و حمل و نقل، اعتبارات كافي براي امور حفاظت در برابر زلزله و خسارات ناشي از زلزله تخصيص داده شود.

تصميم گيري درمورد ميزان بودجه مناسب براي حفاظت در برابر زلزله تابع عوامل متعدي مثل ميزان ريسك، اولويت ريسك زلزله در مقايسه با ساير نيازها و قضاوتهاي اجتماعي و سياسي دارد. در

 فصو ل بعد توضيحات بيشتري در مورد تصميم گيري در زمينه ريسك، ادراك ريسك و سطح ريسك قابل قبول ارائه خواهد شد.

خاطر نشان مي‌سازد كه مي‌توان اعتبارات مربوط به ايمني لرزه‌اي را به دو نوع مستقيم و غيرمستقيم تقسيم كرد كه  انواع مستقيم در بالا توضيح داده شدند آنها از منابع بودجه بندي دولتي تأمين مي‌شوند. منبع انواع غيرمستقيم مواردي نظير ماليات به توتون و سيگار مي‌تواند باشد.

كليد اصلي تأمين اعتبارات لرزه‌اي القاء اين عقيده است كه حفاظت در برابر زلزله هم امكان پذير است و هم مفيد. اگر جامعه و مديران و مديران به آن اعتقاد پيدا كنند، در اينصورت تأمين اعتبارات آن از اولويت بالاتري برخوردار خواهد شد. نقش دولت و مسئولين محلي در جا انداختن اين نكته كه در يك كشور زلزله خيز حفاظت در برابر زلزله منطقي، امكان پذير و ضروري است بسيار مهم مي‌باشد.